قفقاز و آسیای مرکزی در تله هوش مصنوعی؛ نوآوری سریع بدون نقشه راه؟
آیا قفقاز و آسیای مرکزی میتوانند بدون برخورداری از حکمرانی و نقشه راه روشن، از شتاب فزاینده هوش مصنوعی بهره ببرند؟ در حالی که شرکتهای منطقه با سرعتی بیش از میانگین جهانی فناوریهای هوشمند را به کار گرفتهاند، ضعف راهبردهای سازمانی، نظارت و حفاظت از دادهها همچنان پابرجاست. آیا این شکاف میان سرعت نوآوری و بلوغ نهادی، در نهایت به افزایش هزینهها، وابستگی فناورانه و تشدید رقابت ژئوپلیتیک در منطقه منجر خواهد شد؟
حامد رضایی – پژوهشگر مسائل قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: قفقاز و آسیای مرکزی این روزها صحنهای عجیب و دوگانه را به نمایش گذاشتهاند. از یک سو شرکتها و دولتها با سرعتی چشمگیر فناوریهای هوشمند را به قلب عملیات روزمره خود وارد میکنند و از سوی دیگر سازوکارهای لازم برای هدایت و مهار این شتاب هنوز شکل نگرفته است.
گزارش تازه کیپیامجی نشان میدهد 53 درصد شرکتهای بررسیشده در این پهنه جغرافیایی هوش مصنوعی را به مرحله بهرهبرداری صنعتی رساندهاند و بازده قابل اندازهگیری از آن گرفتهاند؛ رقمی که بیش از 2 برابر میانگین جهانی است. این شتاب در صنایع معدنی، شبکههای ارتباطی و خدمات مشتریان به شکل ملموس دیده میشود. اپراتورهای بزرگ مخابراتی در قزاقستان سامانههای پاسخگویی خودکار را گسترش دادهاند و در بخش معدن الگوریتمهای پیشبینی نگهداری تجهیزات هزینههای توقف تولید را کاهش دادهاند. با این حال تنها حدود یک سوم همین شرکتها راهبرد روشن و همسو با اهداف کلان کسبوکار دارند و سازوکار حکمرانی میانبخشی در کمتر از یکچهارم آنها برقرار است.
شتاب پرشتاب و بازده کوتاهمدت
این ناهمخوانی میان سرعت اجرا و عمق برنامهریزی خطرهایی جدی به همراه دارد. وقتی بازگشت سرمایه بهدرستی سنجیده نشود و چارچوبهای پایدار تعریف نگردد، پروژههای پرهزینه به سرعت به بار اضافی تبدیل میشوند. بسیاری از شرکتها هنوز نمیدانند کدام سرمایهگذاری دیجیتال واقعا ارزش آفریده و کدام یک صرفاً نمایشی بوده است. در نتیجه نوآوری سریع ممکن است به انباشت هزینههای پنهان و پروژههای نیمهکاره منجر شود.
سرمایهگذاری سنگین و وابستگی فناورانه
این وضعیت در حالی رخ میدهد که کشورهای منطقه سرمایهگذاریهای سنگینی روی زیرساختهای محاسباتی انجام دادهاند. قزاقستان با امضای توافقهای چند میلیارد دلاری برای ایجاد مراکز داده بزرگ و ابررایانههای قدرتمند تلاش میکند به قطب منطقهای تبدیل شود. آذربایجان راهبرد هوش مصنوعی خود را برای سالهای آینده تصویب کرده و خط کابل فیبر نوری زیر دریای خزر را برای اتصال مستقیم به آسیای مرکزی پیش میبرد. این اقدامات فرصتهای اقتصادی تازهای میآفریند اما همزمان وابستگی به فناوری و استانداردهای خارجی را افزایش میدهد.
خلأ حکمرانی و آسیبپذیری منطقه
خلا حکمرانی فقط مسئلهای داخلی نیست. نبود قواعد روشن برای حفاظت از دادهها و مدیریت خطرهای احتمالی سایبری فضای بازی را برای بازیگران خارجی باز میکند. گزارشهای متعدد از افزایش حملات سایبری و نشت اطلاعات در کشورهای منطقه حکایت دارند. وقتی سازوکارهای نظارتی ضعیف باشد، دادههای حساس شهروندان و زیرساختهای حیاتی در معرض سوءاستفاده قرار میگیرند.
هوش مصنوعی در میدان رقابت ژئوپلیتیک
در چنین فضایی قدرتهای بزرگ میتوانند قواعد خود را تحمیل کنند. چین از طریق ابتکار جاده ابریشم دیجیتال و شرکتهای فناوریاش نفوذ خود را گسترش میدهد. روسیه همچنان شبکههای امنیتی و استانداردهای خود را ترویج میکند و اروپا نیز با مقررات سختگیرانه خود تلاش دارد الگوهای حکمرانیاش را صادر کند. نتیجه این رقابت آن است که منطقه به آزمایشگاهی برای استانداردهای رقیب تبدیل شود و استقلال فناورانه کشورها زیر فشار قرار گیرد.
سه مسیر پیشرو
اگر به آینده نگاه کنیم سه مسیر محتمل به نظر میرسد:
در مسیر نخست دولتها و شرکتها به سمت تدوین قواعد مشترک حرکت میکنند. قزاقستان با ایجاد وزارتخانه تخصصی و تصویب قانون اختصاصی هوش مصنوعی گامهایی برداشته و تاجیکستان پیشنهاد ایجاد مرکز منطقهای را مطرح کرده است. اگر این تلاشها به هماهنگی واقعی منجر شود شتاب دیجیتال میتواند به رشد پایدار اقتصادی تبدیل شود و منطقه الگویی برای تلفیق نوآوری سریع با حکمرانی مسئولانه ارائه دهد.
مسیر دوم ادامه وضعیت فعلی است؛ نوآوری همچنان پیش میرود اما بدون چارچوبهای کافی. در این حالت بحرانهای اقتصادی ناشی از پروژههای ناکام و تهدیدهای امنیتی ناشی از ضعف سایبری اجتنابناپذیر خواهد بود. مسیر سوم تبدیل شدن منطقه به میدان رقابت ژئوپلیتیک است.
در این مسیر هر قدرت بزرگ تلاش میکند استانداردهای خود را تحمیل کند و کشورهای منطقه ناچار میشوند میان وابستگیهای متضاد انتخاب کنند.هزینههای اقتصادی این رقابت بالا خواهد بود و استقلال تصمیمگیری محدودتر میشود.
تجربههای متفاوت کشورهای منطقه
تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که پذیرش فناوری به تنهایی کافی نیست. قزاقستان در شاخص آمادگی دولتی برای هوش مصنوعی در میان کشورهای آسیای مرکزی پیشرو است و بخش قابل توجهی از خدمات عمومی را دیجیتال کرده اما حتی این کشور هم با چالشهای مقیاسپذیری و سنجش ارزش واقعی سرمایهگذاریها روبهروست. ازبکستان هدفگذاریهای بلندپروازانهای برای صادرات خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی اعلام کرده و آذربایجان سرمایهگذاری سنگینی روی امنیت سایبری و تحول دیجیتال انجام داده است.
با این وجود شکاف میان سرعت پذیرش و بلوغ نهادی همچنان عمیق است. شرکتها آزمایشهای سریع را ترجیح میدهند چون کنترل بیشتری احساس میکنند اما همین تمرکز بر سرعت بدون معماری و حکمرانی مناسب در بلندمدت مانع مقیاسپذیری میشود.
انتخاب نهایی؛ نوآوری یا حکمرانی؟
پرسش اصلی اینجاست که آیا این شتاب میتواند بدون نقشه راه پایدار بماند. پاسخ کوتاه منفی است. اگر خلا حکمرانی پر نشود شتاب کنونی به بیثباتی نهادی و افزایش وابستگی خارجی منجر خواهد شد. دادههای حیاتی،زیرساختهای ارتباطی و حتی تصمیمهای اقتصادی روزمره در معرض نفوذ بازیگران بیرونی قرار میگیرند.
در مقابل اگر دولتها و بخش خصوصی بتوانند قواعد روشن برای سنجش بازده، مدیریت خطرهای احتمالی و حفاظت از دادهها تدوین کنند منطقه میتواند از این تناقض عبور کند.در آن صورت قفقاز و آسیای مرکزی نه فقط مصرفکننده فناوری بلکه شکلدهنده قواعد بازی در سطح اوراسیا خواهند شد. این انتخاب هنوز باز است و تصمیمهای دو سه سال آینده مسیر را تعیین خواهد کرد.






