دالان‌های ثبات

  • 2026-06-11 11:00

عابد سبحان، وکیل و محقق ساکن لاهور، در روزنامه پاکستانی «پاکستان امروز» نوشت: با تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی و اختلال در شریان‌های سنتی تجارت، «کریدور میانی» ترانس خزر از حاشیه به متن تحولات امنیتی راه یافته است. این مسیر که قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی را به هم متصل می‌کند، اکنون نه به عنوان یک انتخاب فرعی، بلکه به مثابه بیمه‌ای استراتژیک در برابر شوک‌های ناپایدار جهانی شناخته می‌شود.

اندیشکده زاویه – ترجمه اختصاصی: همزمان با تشدید تنش‌ها میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده، شلیک موشک‌ها و بسته شدن حریم‌های هوایی، موجب تغییر مسیر پروازها و افزایش خطرات کشتیرانی شده است. در این میان، «کریدور میانی» ترانس خزر که از قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی می‌گذرد، اهمیتی استراتژیک یافته است.

در سال ۲۰۲۱، به گل نشستنِ کشتی کانتینربر «اِور گیون» (Ever Given)، کانال سوئز را تنها به مدت ۶ روز مسدود کرد. با این حال، همین اختلال کوتاه‌مدت جریانِ تقریباً ۱۲ درصد از تجارت جهانی را متوقف ساخت و به جهان یادآوری کرد که شریان‌های جهانی‌سازی تا چه حد شکننده هستند. امروز، تشدید رویارویی میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده درس مشابهی به همراه دارد؛ با این تفاوت که این‌بار اختلال ناشی از یک کشتیِ به گل نشسته نیست، بلکه از موشک‌ها، بسته‌شدن حریم‌های هوایی و تقابل‌های ژئوپلیتیکی نشئت می‌گیرد.

جنگ‌ها به‌ندرت در محدوده میدان نبرد باقی می‌مانند. آن‌ها نقشه‌ها را به شیوه‌هایی نامحسوس بازترسیم می‌کنند: از طریق مختل‌کردن مسیرهای تجاری، تغییر مسیر هواپیماها و افزایش حق‌بیمه‌ در حمل‌ونقل جهانی. رویاروییِ در حال وقوع میان ایران، اسرائیل و آمریکا، هم‌اکنون نشان می‌دهد که آشفتگی‌های ژئوپلیتیکی با چه سرعتی می‌تواند شریان‌های تجارت جهانی را تغییر شکل دهد.

ظرف چند روز پس از تشدید خصومت‌ها، هوانوردی تجاری در سراسر خاورمیانه فرآیند تطبیق خود با شرایط را آغاز کرد. خطوط هوایی، پروازها را از حریم‌های هوایی مورد مناقشه منحرف کردند و هم‌زمان شرکت‌های بیمه و لجستیک به بازمحاسبه ریسک پرداختند. آسمانِ مناطق جنگی تخلیه شد و هواپیماها حرکت به سمت شمال، بر فراز قفقاز جنوبی و دریای خزر را آغاز کردند. این تغییرات آرام در نقشه‌های هوانوردی، یک واقعیت استراتژیک عمیق‌تر را فاش می‌کند: اقتصاد جهانی تنها به اندازه‌ی کریدورهایی که در آن جریان دارد، امن است.

در این جغرافیای نوظهورِ آشفتگی، مسیری که مدت‌ها در حاشیه توجه جهانی قرار داشت، بی‌سروصدا اهمیتی راهبردی یافته است: مسیر حمل‌ونقل بین‌المللی ترانس خزر که معمولاً با نام «کریدور میانی» شناخته می‌شود. این مسیر که در پهنه قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی امتداد یافته، بازارهای اروپا را از طریق راه‌آهن، بنادر و گذرگاه‌های دریایی در سراسر دریای خزر به آسیا متصل می‌کند. آنچه زمانی یک مسیر لجستیکی ثانویه تلقی می‌شد، اکنون به شکلی فزاینده به یک ضرورت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.

منطق نهفته در جذابیت روزافزون این مسیر ساده است: شریان‌های سنتی تجارت در اوراسیا دیگر مانند گذشته قابل اعتماد نیستند. برای دهه‌ها، تجارت میان اروپا و آسیا به شدت به مسیرهایی متکی بود که از روسیه یا خلیج فارس عبور می‌کردند. با این حال، شوک‌های ژئوپلیتیکی اخیر، شکنندگی هر دو مسیر را آشکار کرده است.

حمله روسیه به اوکراین موجب وضع تحریم‌های گسترده‌ای شد که جریان تجارت از خاک روسیه را پیچیده کرد و دولت‌ها و کسب‌وکارها را به بازنگری در قابلیت اطمینانِ مسیرهای شمالی واداشت. هم‌زمان، نوسانات مداوم پیرامون ایران و خلیج فارس، نگرانی‌هایی جدی را درباره کریدورهای ترانزیتی جنوبی ایجاد کرده است. حتی صرفِ احتمال اختلال در تنگه هرمز، که بخش قابل توجهی از محموله‌های انرژی جهانی از آن عبور می‌کند، می‌تواند لرزه بر اندام بازارها بیندازد.

در جنوب نیز بی‌ثباتی در اطراف تنگه باب‌المندب بارها ثابت کرده است که کشتیرانی جهانی تا چه حد در برابر درگیری‌های منطقه‌ای آسیب‌پذیر است. هر یک از این گلوگاه‌ها، حقیقتی اساسی را درباره جهانی‌سازی برجسته می‌کنند: زیرساخت‌های آن از نظر جغرافیایی متمرکز و در نتیجه از منظر استراتژیک شکننده هستند.

کریدور میانی یک جایگزین کمیاب ارائه می‌دهد. این کریدور که از کشورهایی همچون آذربایجان، گرجستان و قزاقستان می‌گذرد، نوار باریک اما حیاتی از اتصال میان اروپا و آسیای مرکزی را فراهم می‌آورد که از روسیه و ایران عبور نمی‌کند. در منطقه‌ای که با رقابت‌های ژئوپلیتیکی تعریف می‌شود، این موقعیت جغرافیایی به کریدور مذکور ارزش استراتژیک ویژه‌ای بخشیده است.

در واقع، جغرافیا در کانون اهمیت این مسیر قرار دارد. میان روسیه در شمال و ایران در جنوب، نوار باریکی از قلمرو در قفقاز جنوبی قرار گرفته که کالاها می‌توانند از طریق آن، بدون عبور از قلمرو این دو قدرت، از اروپا به آسیای مرکزی منتقل شوند. در دوران تحریم‌ها و تقابل‌های نظامی، چنین مسیرهای بی‌طرفی به شکلی فزاینده کمیاب می‌شوند.

اما ظهور این کریدور همچنین نشان‌دهنده دگرگونی گسترده‌تری در منطق تجارت جهانی است. برای دهه‌ها، زنجیره‌های تأمین عمدتاً حول محور «کارایی» و یافتن سریع‌ترین و ارزان‌ترین مسیر از کارخانه تا مصرف‌کننده سازمان‌دهی می‌شدند؛ اما امروزه، ریسک ژئوپلیتیکی به عاملی به همان اندازه تعیین‌کننده بدل شده است. دولت‌ها و شرکت‌ها دیگر صرفاً به دنبال کارایی نیستند، بلکه در جست‌وجوی «انعطاف‌پذیری»هستند.

تنش‌های جاری در خاورمیانه این تغییر رویکرد را تسریع کرده است. وقتی درگیری‌ها مسیرهای ترانزیتی موجود را تهدید می‌کنند، کسب‌وکارها برای تنوع‌بخشی به مسیرها به تکاپو می‌افتند. شرکت‌های لجستیکی اکنون از مفهوم «فراوانیِ مسیر» (Route Redundancy) سخن می‌گویند؛ یعنی توانایی تغییر سریع جریان‌های تجاری در صورتی که یک کریدور ناامن شود. کریدور میانی دقیقاً در این استراتژی نوظهورِ تنوع‌بخشی جای می‌گیرد.

با این حال، علی‌رغم وعده‌های داده شده، این کریدور همچنان در مراحل تکاملی قرار دارد. زیرساخت‌های این مسیر هنوز به نوسازی قابل توجهی نیاز دارند؛ بنادر دریای خزر نیازمند توسعه هستند، شبکه‌های ریلی باید ارتقا یابند و هماهنگی‌های نظارتی میان کشورهای ترانزیتی همچنان ناهماهنگ است. بدون سرمایه‌گذاری پایدار، این کریدور بیش از آنکه در واقعیتِ تجاری نمود یابد، در مجامع استراتژیک مورد بحث قرار خواهد گرفت.

ملاحظات امنیتی نیز اهمیت بالایی دارند. کریدورهای حمل‌ونقل، جدا از سیاست‌های منطقه‌ای وجود ندارند. بی‌ثباتی در هر نقطه از این مسیر، اعم از تنش‌های سیاسی، اختلافات ارضی حل‌نشده یا رقابت‌های ژئوپلیتیکی گسترده‌تر، می‌تواند اعتبار آن را به عنوان یک شریان تجاریِ قابل اطمینان تضعیف کند.

به همین دلیل است که دیپلماسی به اندازه زیرساخت‌ها اهمیت دارد. سیگنال‌های دیپلماتیک اخیر میان ارمنستان و آذربایجان، امیدهایی محتاطانه را برای ظهور پیوندهای منطقه‌ای بیشتر در قفقاز جنوبی برانگیخته است. در صورت تداوم، چنین تحولاتی می‌تواند امکانات ترانزیتی جدیدی خلق کرده و پایداری بلندمدت این کریدور را تقویت کند.

در نهایت، اهمیت روزافزون کریدور میانی، درس عمیق‌تری را درباره سیستم بین‌الملل فاش می‌کند. جغرافیا همچنان قدرت جهانی را به شیوه‌هایی هدایت می‌کند که خوش‌بینی‌های تکنولوژیک اغلب آن را پنهان می‌سازند. شبکه‌های دیجیتال ممکن است اطلاعات را به‌صورت آنی منتقل کنند، اما جابه‌جایی کالا، انرژی، غلات و محصولات تولیدی، همچنان به مسیرهای فیزیکی وابسته‌ است که می‌توانند توسط موشک‌ها، تحریم‌ها یا تقابل‌های سیاسی مختل شوند.

درگیری‌های خاورمیانه بار دیگر این واقعیت پایدار را به جهان یادآوری کرده است. وقتی مسیرهای سنتی مورد مناقشه قرار می‌گیرند، کریدورهای جایگزین ناگهان اهمیت استراتژیک می‌یابند. کریدور میانی شاید جایگزین مسیرهای موجود نشود، اما چیزی به همان اندازه ارزشمند ارائه می‌دهد: بیمه‌ای در برابر شوک‌های ژئوپلیتیکی.

در جهانی که به شکلی فزاینده ناپایدار می‌شود، چنین بیمه‌ای ممکن است ضروری باشد. تاریخ تجارت جهانی نشان می‌دهد که مسیرهای شکل‌دهنده تجارت، به‌ندرت تنها بر اساس جغرافیا انتخاب می‌شوند؛ بلکه انتخاب آن‌ها بر اساس «ثبات» است. اگر بحران‌های عصر ما همچنان بزرگراه‌های سنتی جهانی‌سازی را متزلزل کنند، راه‌آهن‌های آرام و بنادری که در پهنه دریای خزر امتداد یافته‌اند، ممکن است به‌زودی چیزی بسیار فراتر از بار را حمل کنند؛ آن‌ها ممکن است توازن آینده تجارت اوراسیا را با خود جابه‌جا کنند.

منبع: روزنامه پاکستان تودی


مطالب بیشتر:

ارمنستان، آذربایجان و صلح ناتمام

اندیشکده کارنگی در یادداشتی نوست: قفقاز جنوبی در حال کنار گذاشتن برخی از القاب تیره و تار خود است که طی سال‌ها به آن چسبیده بودند. دیگر «درگیر جنگ» یا…

چرا ایالات متحده به روابط نزدیک‌تر با آذربایجان نیاز دارد؟

این یادداشت به قلم پل میلر، مشاور سیاسی مستقر در شیکاگو، در وب‌سایت آمریکایی نیوزمکس منتشر شده و بر نقش جمهوری آذربایجان به عنوان یکی از شرکای کلیدی منطقه‌ای غرب…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

ارمنستان، آذربایجان و صلح ناتمام

ارمنستان، آذربایجان و صلح ناتمام

چرا ایالات متحده به روابط نزدیک‌تر با آذربایجان نیاز دارد؟

چرا ایالات متحده به روابط نزدیک‌تر با آذربایجان نیاز دارد؟

دالان‌های ثبات

دالان‌های ثبات

مروری بر روند مهندسی امنیت سایبری توسط نهادهای امنیتی ترکیه

مروری بر روند مهندسی امنیت سایبری توسط نهادهای امنیتی ترکیه

چرا پیروزی پاشینیان در انتخابات برای حزب حاکم گرجستان حیاتی است؟

چرا پیروزی پاشینیان در انتخابات برای حزب حاکم گرجستان حیاتی است؟

دیوار واقعیت‌های ژئوپلیتیکی مانع ایده ناتوی ترکی

دیوار واقعیت‌های ژئوپلیتیکی مانع ایده ناتوی ترکی