چرا ایالات متحده به روابط نزدیک‌تر با آذربایجان نیاز دارد؟

  • 2026-06-12 10:00

این یادداشت به قلم پل میلر، مشاور سیاسی مستقر در شیکاگو، در وب‌سایت آمریکایی نیوزمکس منتشر شده و بر نقش جمهوری آذربایجان به عنوان یکی از شرکای کلیدی منطقه‌ای غرب تمرکز دارد. اندیشکده زاویه بخش‌های مهمی از این یادداشت را ترجمه و بازنشر کرده است.

اندیشکده زاویه: در شرایطی که بازارهای جهانی انرژی عمدتاً بر مسیر حرکت نفتکش‌ها و شوک‌های احتمالی عرضه متمرکز هستند، تحولی آرام اما معنادار در فاصله‌ای دور از گلوگاه‌های سنتی انرژی جهان در حال شکل‌گیری است. همزمان با پیشرفت روند عادی‌سازی روابط میان ارمنستان و آذربایجان، این احتمال تقویت شده است که یک کریدور تجاری که سال‌ها میان بازارهای دریای خزر و اروپا مسدود بود، بار دیگر فعال شود.

در دو دهه گذشته، آذربایجان سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در زیرساخت‌های راهبردی برای اتصال شرق و غرب انجام داده است؛ از خطوط لوله انرژی گرفته تا شبکه‌های ریلی و پروژه‌های نوسازی بنادر. این اقدامات جایگاه قفقاز جنوبی را به‌عنوان یک منطقه ترانزیتی استراتژیک تثبیت کرده است. آذربایجان اکنون از طریق «کریدور گاز جنوبی» که میادین گازی دریای خزر را از مسیر ترکیه به بازارهای اروپایی متصل می‌کند، به یکی از تأمین‌کنندگان مهم گاز طبیعی اروپا تبدیل شده است.

در پی تلاش اروپا برای تنوع‌بخشی به منابع انرژی و کاهش وابستگی به گاز روسیه، باکو به شریکی ارزشمند برای اتحادیه اروپا بدل شده است. همزمان، جمهوری آذربایجان برنامه‌های گسترده‌ای را برای بازسازی و نوسازی مناطق آسیب‌دیده از دهه‌ها درگیری آغاز کرده است؛ برنامه‌هایی که شامل توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل، شبکه‌های انرژی و پروژه‌های صنعتی می‌شود. این سرمایه‌گذاری‌ها در بلندمدت می‌تواند این مناطق را در شبکه‌های گسترده‌تر تجارت و انرژی شرق–غرب ادغام کند.

یکی از ارکان اصلی راهبرد اقتصادی و لجستیکی آذربایجان، «منطقه آزاد اقتصادی آلات» (AFEZ) است که در مجاورت بندر باکو در ساحل دریای خزر قرار دارد. این منطقه به‌عنوان قطبی منطقه‌ای برای تولید، لجستیک و تجارت با ارزش افزوده طراحی شده و با ارائه چارچوبی نظارتی مدرن، در پی جذب سرمایه‌گذاری خارجی و تسهیل تجارت فرامرزی است.

در این میان، ارمنستان که سال‌ها از جریان‌های اصلی انرژی و ترانزیت منطقه‌ای کنار گذاشته شده بود، در صورت تداوم روند عادی‌سازی روابط، می‌تواند از وضعیت انزوای نسبی خارج شده و به بازیگری فعال در اتصال شرق و غرب تبدیل شود.

با این حال، برای باکو، چشم‌انداز پیش رو صرفاً به صادرات هیدروکربن محدود نمی‌شود. آذربایجان قفقاز جنوبی را بخشی کلیدی از «کریدور میانی» می‌داند؛ مسیری که آسیای مرکزی، حوزه دریای خزر و اروپا را از طریق زیرساخت‌های یکپارچه ریلی، بندری، دیجیتال و انرژی به یکدیگر متصل می‌کند. ثبات بیشتر در منطقه می‌تواند ظهور قفقاز جنوبی را نه‌تنها به‌عنوان مسیر انتقال انرژی، بلکه به‌عنوان شریان مرکزی تجارت و اتصال اوراسیا تسریع کند.

افق‌های پیش رو حتی فراتر از گاز طبیعی است. آذربایجان در سال‌های اخیر تلاش کرده خود را به‌عنوان تأمین‌کننده بالقوه برق تجدیدپذیر معرفی کند. ظرفیت قابل توجه انرژی بادی و خورشیدی در حوزه دریای خزر، زمینه اجرای پروژه‌هایی را فراهم کرده که هدف آن‌ها اتصال تولید انرژی سبز به بازارهای اروپایی است.

اگرچه روند عادی‌سازی روابط میان باکو و ایروان همچنان پیچیده و نیازمند تلاش دیپلماتیک مستمر است، اما حرکت اخیر به سمت تنش‌زدایی، فضای مساعدتری برای برنامه‌ریزی بلندمدت زیرساختی و گسترش اتصال منطقه‌ای فراهم کرده است.

از نگاه نویسنده، برای ایالات متحده این تحولات فرصتی آشنا اما غالباً دست‌کم‌گرفته‌شده محسوب می‌شود؛ فرصتی برای حمایت از روند عادی‌سازی از طریق دیپلماسی هماهنگ با شرکای اروپایی و به شکلی کم‌هزینه اما مؤثر. چنین نقشی می‌تواند ماهیتی کاتالیزوری داشته باشد: کاهش اصطکاک‌های سیاسی، تشویق توافق‌های پایدار و ارسال این پیام به سرمایه‌گذاران که ثبات منطقه‌ای گذرا و موقتی نیست.

به باور میلر، اگر واشنگتن قصد دارد این مقطع را به دستاوردی استراتژیک و پایدار تبدیل کند، باید با تقویت روابط دوجانبه با جمهوری آذربایجان آغاز کند. این امر مستلزم عبور از تعاملات مقطعی و حرکت به سوی همکاری‌های پایدار اقتصادی، انرژی و دیپلماتیک است؛ همکاری‌هایی که بر پایه منافع مشترک در تضمین جریان‌های پایدار و متنوع انرژی به اروپا شکل می‌گیرد.

در این چارچوب، یکی از گام‌های عملی می‌تواند لغو بند ۹۰۷ «قانون حمایت از آزادی» باشد؛ بندی که کمک‌های مستقیم دولت ایالات متحده به آذربایجان را محدود می‌کند. به اعتقاد نویسنده، با توجه به نقش فزاینده آذربایجان در تنوع‌بخشی به منابع انرژی اروپا، تداوم این محدودیت با منافع راهبردی آمریکا همخوانی ندارد. لغو این مقرره قدیمی می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری رابطه‌ای سازنده‌تر با باکو باشد؛ رابطه‌ای که در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.

منبع: نیوزمکس

مطالب بیشتر:

ارمنستان، آذربایجان و صلح ناتمام

اندیشکده کارنگی در یادداشتی نوست: قفقاز جنوبی در حال کنار گذاشتن برخی از القاب تیره و تار خود است که طی سال‌ها به آن چسبیده بودند. دیگر «درگیر جنگ» یا…

دالان‌های ثبات

عابد سبحان، وکیل و محقق ساکن لاهور، در روزنامه پاکستانی «پاکستان امروز» نوشت: با تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی و اختلال در شریان‌های سنتی تجارت، «کریدور میانی» ترانس خزر از حاشیه به…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

ارمنستان، آذربایجان و صلح ناتمام

ارمنستان، آذربایجان و صلح ناتمام

چرا ایالات متحده به روابط نزدیک‌تر با آذربایجان نیاز دارد؟

چرا ایالات متحده به روابط نزدیک‌تر با آذربایجان نیاز دارد؟

دالان‌های ثبات

دالان‌های ثبات

مروری بر روند مهندسی امنیت سایبری توسط نهادهای امنیتی ترکیه

مروری بر روند مهندسی امنیت سایبری توسط نهادهای امنیتی ترکیه

چرا پیروزی پاشینیان در انتخابات برای حزب حاکم گرجستان حیاتی است؟

چرا پیروزی پاشینیان در انتخابات برای حزب حاکم گرجستان حیاتی است؟

دیوار واقعیت‌های ژئوپلیتیکی مانع ایده ناتوی ترکی

دیوار واقعیت‌های ژئوپلیتیکی مانع ایده ناتوی ترکی