اشباحِ صلح و جنگِ ارمنستان
اندیشکده رند با انتشار یادداشتی نوشت: ارمنستان در آستانه انتخابی تاریخی قرار گرفته است. همزمان با نزدیک شدن انتخابات پارلمانی، دولت ایروان تلاش میکند با امضای قرارداد موسوم به مسیر به ترامپ و عادیسازی روابط با ترکیه، مسیر خروج از انزوای ژئوپلیتیکی را هموار کند. اما خاطرات تلخ جنگ قرهباغ، رقابت قدرتهای منطقهای و شکافهای داخلی، آینده این راهبرد را با ابهام روبهرو کرده است.
اندیشکده زاویه – ترجمه اختصاصی: کوه آرارات بر افق شهر ایروان سایه انداخته است. قله مخروطی و پوشیده از یخ آن برای بسیاری از ارامنه نمادی از تمدنی چند هزار ساله است. با این حال، قرار گرفتن این کوه درست آنسوی مرز ترکیه ـ در سرزمینی که یادآور تلخترین خاطرات تاریخی ارامنه است ـ آن را به نمادی ازشکننده بودن موقعیت ژئوپلیتیکی ارمنستان نیز تبدیل کرده است.
در ماه ژوئن، انتخابات مهم پارلمانی در ارمنستان برگزار خواهد شد؛ انتخاباتی که میتواند آزمونی جدی برای دموکراسی جوان این کشور باشد. جامعه سیاسی ارمنستان امروز میان دو واقعیت متضاد قرار گرفته است: از یک سو سایه سنگین تاریخ و منازعات دیرینه با همسایگان، و از سوی دیگر امید به آیندهای باثباتتر. برای نخستین بار در تاریخ معاصر این کشور، ارمنستان در آستانه دستیابی به صلح با دو رقیب تاریخی خود یعنی ترکیه و جمهوری آذربایجان قرار گرفته است. پذیرش چنین فرصتی البته به معنای کنار آمدن با برخی خسارتهاست، اما در عین حال میتواند به پایان انزوای راهبردی ارمنستان و آغاز مرحلهای تازه از ثبات منجر شود.
زیرساختی برای ثبات
نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان که در پی انقلاب سال ۲۰۱۸ به قدرت رسید، دستیابی به توافق صلح با آذربایجان و عادیسازی روابط با ترکیه را در مرکز سیاست خارجی خود قرار داده است. اما در سپتامبر ۲۰۲۰ جنگی شش هفتهای میان ارمنستان و آذربایجان رخ داد که ضربهای سنگین به پروژه اصلاحات پاشینیان وارد کرد و احساس ناامنی راهبردی در جامعه ارمنستان را دوباره تشدید کرد. در آن جنگ، آذربایجان بخش بزرگی از منطقه مورد مناقشه قرهباغ کوهستانی ـ که اکثریت جمعیت آن ارمنی بودند ـ و همچنین مناطق حائل اطراف آن را که از دهه ۱۹۹۰ در کنترل نیروهای ارمنی بود، بازپس گرفت. این شکست نه تنها یک شوک نظامی بلکه یادآور شکنندگی موقعیت تاریخی ارامنه بود.
با وجود این، حزب «قرارداد مدنی» به رهبری پاشینیان در انتخابات زودهنگام سال ۲۰۲۱ توانست بار دیگر حمایت قابل توجهی کسب کند و با وعده ادامه اصلاحات دموکراتیک و پیگیری صلح به قدرت بازگردد. اما در سالهای بعد، موقعیت ارمنستان بیش از پیش تضعیف شد. آتشبس سال ۲۰۲۰ که با میانجیگری روسیه ـ متحد سنتی ایروان ـ برقرار شده بود، نتوانست مانع درگیریهای بعدی شود. نیروهای آذربایجان حتی به بخشهایی از خاک ارمنستان نیز نفوذ کردند. با بهرهگیری از تسلیحات پیشرفته و همکاری نظامی با ترکیه و اسرائیل، باکو برتری نظامی قابل توجهی در منطقه پیدا کرد.
در همین حال، روسیه نیز توافق همکاری جداگانهای با آذربایجان امضا کرد و در برابر پیشرویهای نظامی این کشور واکنش مؤثری نشان نداد. پس از یک محاصره دهماهه در سال ۲۰۲۳، نیروهای آذربایجان با حمایت غیرمستقیم نیروهای روسی کنترل قرهباغ را به دست گرفتند. در نتیجه حدود ۱۲۰ هزار ارمنی ساکن این منطقه ناچار به ترک خانههای خود شدند. این بحران انسانی و احساس افول جایگاه ملی ارمنستان همچنان یکی از عوامل مهم در فضای سیاسی و انتخاباتی این کشور است.
پس از این شکست، دولت پاشینیان سال گذشته در واشنگتن پیشنویس توافق صلحی با آذربایجان را امضا کرد. در صورت تصویب این توافق در دو کشور، راه برای عادیسازی روابط با ترکیه نیز هموار میشود؛ کشوری که از دهه ۱۹۹۰ در همبستگی با باکو مرزهای خود را به روی ارمنستان بسته است. با این حال، برای بسیاری از ارامنه، ترکیه و آذربایجان همچنان یادآور تاریخی طولانی از خشونت و درگیری هستند؛ از سلطه عثمانی و کشتارهای مختلف گرفته تا نسلکشی ارامنه در اوایل قرن بیستم و تنشهای قومی در دوران شوروی. با وجود این، دولت ارمنستان معتقد است شکستن چرخه درگیری و تنوعبخشی به روابط خارجی کشور ضرورت حیاتی دارد.
در همین چارچوب، ابتکار ایالات متحده برای پیشبرد صلح میان ایروان و باکو به یک موفقیت مهم دیپلماتیک تبدیل شده است. محور اصلی این طرح، ایجاد یک مسیر ترانزیتی موسوم به «TRIPP» یا مسیر صلح و رفاه بینالمللی است که از استان سیونیک در جنوب ارمنستان عبور میکند و خاک اصلی آذربایجان را به منطقه نخجوان متصل میکند، در حالی که حاکمیت ارمنستان بر این مسیر حفظ میشود.
این کریدور میتواند استان سیونیک را به یک گره مهم حملونقل منطقهای تبدیل کند، هرچند تحقق آن با چالشهای فنی و اقتصادی همراه است. برای مثال، نحوه تعیین عوارض ترانزیتی، مدلهای مشارکت بخش خصوصی و سازوکارهای درآمدی هنوز نیازمند شفافسازی است. ارزیابیهای دقیق اقتصادی میتواند کمک کند تا منافع صلح به شکلی عادلانه و پایدار میان طرفها توزیع شود.
علاوه بر جنبه اقتصادی، ساختار این کریدور میتواند به عنوان سازوکاری برای ایجاد ثبات منطقهای عمل کند. حضور ایالات متحده به عنوان میانجی و ناظر امنیتی تجاری میتواند هزینه بازگشت به درگیری نظامی را افزایش دهد. با این حال، تحلیلگران تأکید میکنند که بررسی سناریوهای احتمالی تنش و خطرات «منطقه خاکستری» برای جلوگیری از تبدیل این مسیر به نقطهای جدید از اصطکاک ضروری است.
در همین حال، ارمنستان به تدریج در حال بازتعریف سیاست خارجی خود است. روابط این کشور با روسیه ـ که زمانی ستون اصلی امنیت ارمنستان محسوب میشد ـ رو به سردی گذاشته و در مقابل، ایروان به سمت همکاری بیشتر با آمریکا و اروپا حرکت کرده است. همچنین همکاری دفاعی جدیدی با هند آغاز شده که نشاندهنده تلاش برای تنوعبخشی به شرکای امنیتی است.
جریانهای مخالف
با این حال، همه در داخل ارمنستان با این مسیر موافق نیستند. مخالفان دولت از نارضایتی عمومی نسبت به شکستهای ژئوپلیتیکی سالهای اخیر بهره میبرند. چهرههایی مانند روبرت کوچاریان رئیسجمهور پیشین، یا جریانهای سیاسی نزدیک به برخی الیگارشهای ارمنی، نسبت به توافق صلح با میانجیگری آمریکا موضعی انتقادی دارند و بسیاری از تحلیلگران آنها را نزدیک به کرملین میدانند.
در این میان، کلیسای حواری ارمنی نیز به نمادی از این شکاف سیاسی تبدیل شده است. اختلاف میان پاشینیان و رهبر مذهبی کلیسا موجب دودستگی در میان روحانیون شده و برخی مخالفان دولت از این شکاف برای معرفی نخستوزیر به عنوان تهدیدی برای سنتهای ملی استفاده میکنند.
منتقدان دولت معتقدند شکستهای سالهای اخیر نتیجه سیاستهای پاشینیان بوده است؛ از جمله فاصله گرفتن از روسیه یا اجرای اصلاحات سیاسی که به زعم آنها توان بازدارندگی کشور را کاهش داده است. اما حامیان دولت میگویند ارتش ارمنستان پیش از به قدرت رسیدن پاشینیان نیز با مشکلات ساختاری و وابستگی شدید به تجهیزات روسی مواجه بود و بسیاری از تحولات منطقهای خارج از کنترل دولت ایروان بوده است.
گامی به سوی آیندهای نامعلوم
نارضایتی عمومی در ارمنستان ریشههای عمیقتری نیز دارد. در نگاه تاریخی، سرزمینهای ارمنی طی قرنها به تدریج کوچکتر شده و این کشور امروز به دولتی کوچک، از نظر نظامی آسیبپذیر و از نظر ژئوپلیتیکی نسبتاً منزوی تبدیل شده است. به همین دلیل، اگرچه توافقهای صلح و طرحهای ترانزیتی فرصتی واقعی برای تغییر شرایط ایجاد کردهاند، اما برای بسیاری از شهروندان ارمنی این گزینهها همچنان «بهترین انتخاب در میان گزینههای دشوار» تلقی میشوند.
حتی برای حامیان پاشینیان نیز پذیرش این واقعیتها آسان نیست. قرهباغ از دست رفته و جمعیت ارمنی آن آواره شدهاند. ارمنستان ناچار است با دو رقیب تاریخی خود یعنی ترکیه و آذربایجان به نوعی سازگاری راهبردی برسد، در حالی که تضمینهای امنیتی آن هنوز قطعی نیست.
با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند طرحهای صلح و کریدور ترانزیتی میتوانند فرصتی بیسابقه برای خروج ارمنستان از انزوای ژئوپلیتیکی فراهم کنند؛ فرصتی که میتواند به توسعه اقتصادی، تقویت توان دفاعی و گسترش همکاریهای منطقهای منجر شود.
در روایتهای مذهبی گفته میشود که کشتی نوح پس از فروکش کردن طوفان بزرگ بر قله کوه آرارات آرام گرفت؛ جایی برای آغاز دوباره زندگی پس از ویرانی. برای ارمنستان نیز شاید امروز چنین لحظهای فرا رسیده باشد: لحظهای که پس از سالها بحران و درگیری، امکان عبور به مرحلهای تازه از ثبات و بازسازی فراهم شده است. اما برای مردمی که تاریخشان سرشار از تجربههای تلخ و نااطمینانی بوده، این گذار همچنان با احساس خطر و تردید همراه است؛ هرچند شاید بهترین فرصتی باشد که جمهوری مستقل ارمنستان تاکنون در اختیار داشته است.
منبع: اندیشکده رند






