چالشها و فرصتهای بحران سودان برای ترکیه و ایران
بحران سودان پس از شورش نیروهای واکنش سریع در ۲۰۲۳ به یکی از پیچیدهترین بحرانهای انسانی و امنیتی آفریقا تبدیل شده است. شکافهای قومی و مذهبی و پیامدهای تجزیه ۲۰۱۲، میدان رقابت بازیگران منطقهای را بازتر کرده است. در این میان ترکیه و ایران میتوانند با تمرکز بر مهار نفوذ امارات و اسرائیل و کاهش افراطگرایی نقشآفرینی کنند.
علی رحمانی – پژوهشگر مسائل سیاسی و بینالملل
اندیشکده زاویه: با وجود پایان موجودیت داعش در جغرافیای سیاسی جهان، ساختار سیاست بینالملل این روزها شاهد ظهور و بروز یکی از بحرانهای خطرناک انسانی در عرصه سیاست و حکومت سودان است؛ بحرانی که طبق آمارهای جهانی، با ثبت دهها مورد تجاوز سیستماتیک و انتقامجویانه به قربانیان زن این جنگ دامنهدار، پس از آغاز شورش نظامی نیروهای موسوم به «واکنش سریع» این کشور در سال ۲۰۲۳ میلادی ــ نیروهایی که پیش از آن تحت نظر ارتش این کشور اداره میشدند ــ چهرهای بسیار ضدانسانی به خود گرفته است.
با وجود عواقب گاه رو به تزاید این بحران سیاسی ـ امنیتی در سودانِ تجزیهشده به دو بخش شمالی و جنوبی، فضای شکلگرفته ناشی از این شکاف امنیتی در پهناورترین جغرافیای سیاسی قاره سیاه میتواند موقعیت بسیار مناسبی برای بازیگری مشترک ایران و ترکیه در آفریقا، به عنوان دو قطب حامی سیاستهای ضداستعماری و وحدت کشورهای اسلامی، در سطح منطقه و جهان اسلام فراهم کند.
ساختار سیاسی سودان و مزیت نسبی ترکیه
شاید بتوان در نگاه اول، بارزترین وجه تمایز جامعه سودان از سایر کشورهای اسلامی موجود در قاره سیاه را ساختار نامتجانس قبیلهای در شمال و جنوب این کشور دانست؛ زیرا در حالی که شمال سودان، با وجود شهرهای بزرگی همچون دارفور و خارطوم، مسلماننشین و سنیمذهب است، جنوب این کشور، ضمن تفاوت نژادی با شمال، عمدتاً از قبایل مسیحی یا بتپرستِ پیرو ادیان ابتدایی تشکیل شده است که در ادبیات مردم شمال به «سیاهان» مشهور هستند. این ساختار نامتجانس قومی ـ مذهبی، سنگ بنای تجزیه سودان به عنوان تراژدیکترین مناقشه سیاسی در این کشور را گذاشت؛ امری که با وجود موافقت عمرالبشیر، رئیسجمهور وقت این کشور، با آن، مخالفتهای بسیاری از شخصیتها و جریانهای سیاسی ـ مذهبی داخل و خارج سودان را برانگیخت و به عنوان یک گسست تاریخی در بزرگترین خطه جغرافیایی جهان اسلام، مردود شناخته شد.
در خصوص فضای سیاسی موجود در سودان پس از تجزیه دردناک آن در سال ۲۰۱۲ میلادی باید گفت این کشور از جریانهای سیاسی متعدد و بسیار متضادی تشکیل شده است که در ادامه به معرفی سه جریان محبوب در عرصه سیاسی آن میپردازیم:
1. اخوانالمسلمین سودان
رهبر معنوی و فکری این جنبش، یکی از سیاسیترین و بحثبرانگیزترین چهرههای اخوانی جهان، یعنی حسن الترابی، است. وی که دارای تألیفات متعددی در زمینه علوم دینی و اندیشه اسلامی بود، نگاه تقریباً متساهلی نسبت به مقولاتی مانند حقوق زنان در جامعه متکثر سودان داشت. هرچند این جریان با حصر خانگی و پس از آن، مرگ حسن الترابی در سال ۲۰۱۶ میلادی، تا حد بسیار زیادی بار سیاسی خود را از دست داده است، اما همچنان به عنوان یکی از ریشهدارترین جریانهای سیاسی سودان، متحد راهبردی حزب عدالت و توسعه و سایر جریانات اسلامگرا محسوب میشود؛ جریانی که به دلیل باورهای وحدتگرایانه و متساهل خود نسبت به ساختار حقوقی اندیشه اسلامی، بیشترین قرابت را با افکار حاکم بر AKP دارد.
2. حزب امت
رهبری این حزب با نواده محمد احمد، معروف به المهدی سودانی، است که توانست ضمن ادعای مهدویت در سال ۱۸۸۱م، نیروهای مصری و انگلیسی را شکست داده و به بخش بزرگی از سودان دست یابد. هرچند جنبش المهدی سودانی، با وجود تبلیغات بسیار در سطح جهان اسلام، سرانجام با شکست مواجه شد، اما شعار اصلی وی که شامل تلاش برای متحد کردن کشورهای اسلامی تحت یک لوای واحد بود، در حزب سیاسی «الأمه» به رهبری صادق المهدی و دختر وی ادامه یافت. هرچند مخالفت علنی سران این حزب با تجزیه سودان در سال ۲۰۱۲ میلادی خلاف سیاستهای آنکارا در راستای حمایت از دولت البشیر بود، اما بینش اجتهادی نسبت به اسلام اهل تسنن و گرایشهای وحدتگرایانه اسلامی، از جمله ویژگیهای اصلی این جریان سیاسی است که میتواند در درازمدت آن را به عنوان متحدی نهچندان موافق برای ایدئولوژی حزب عدالت و توسعه مطرح کند.
3. طریقت ختمیه
این جریان، مرکب از افکار التقاطی جریانهای صوفیانه رایج در سودان، به رهبری فرزندان محمد عثمان میرغنی است که ضمن دفاع از اسلام صوفیانه، نسبت به مسئله تجزیه سودان موضعی منفعل داشته و حتی به نوعی از تجزیه این کشور که مورد حمایت اسرائیل بود، حمایت کرده است.
با در نظر گرفتن موارد فوق، میتوان گفت آنکارا برای بازی در عرصه سیاست و حکومت در شرایط فعلی، دو متحد تضعیفشده اما ریشهدار در بین جریانهای سیاسی فعال در سودان دارد که شامل اخوانالمسلمینِ بدون رهبر این کشور و حزب الأمه به رهبری دختر صادق المهدی است.
شورش ۲۰۲۳ و اتحاد امارات و اسرائیل بر ضد آنکارا
با آغاز شورش نظامی ژنرال محمد حمدان دقلو، ملقب به «الحمیدتی»، رهبر نیروهای واکنش سریع سودان در منطقه دارفور، بر ضد نیروهای ارتش این کشور در سال ۲۰۲۳، رژیم صهیونیستی که پیش از این به دلایلی نظیر وجود ذخایر نفت و مواد معدنی ارزشمند در جنوب سودان، در کنار واقع شدن سرچشمههای رود نیل در این منطقه، از تجزیه سودان به دو بخش شمالی و جنوبی حمایت کرده بود، با هدف ایجاد نیرویی حائل در برابر جریانهای اخوانی مخالف خود، ضمن تمسک به دیپلماسی پنهان اطلاعاتی ـ نظامی، در کنار امارات متحده عربی از نیروهای واکنش سریع حمایت کرد تا از شکلگیری حوزه نفوذی جدید برای آنکارا جلوگیری کند. در این میان، دولت ترکیه با در پیش گرفتن موضعی محتاطانه در قبال طرح اسرائیلی تجزیه دو مرحلهای سودان و حمایت از موضع اخوانیها در این زمینه، با طرح اماراتی ـ اسرائیلی به مقابله برخاسته است.
اتحاد ترکیه و ایران، راه نجات شمال آفریقا
با عنایت به موضع همسوی تهران و آنکارا در زمینه مقابله با نفوذ امنیتی ـ سیاسی امارات و اسرائیل، میتوان گفت ترکیه میتواند ضمن اتحاد با ایران و محور مقاومت و استفاده از ظرفیت امنیتی ـ سیاسی تهران برای اثرگذاری بر رفتار بازیگران مؤثر در حوزه سودان و شمال آفریقا، نظیر عربستان سعودی، با توجه به رشد روزافزون جریانهای تکفیری در محیط عربی ـ آفریقایی، از کمکها و تجربه ایران در زمینه مقابله با تروریسم تکفیری در کشورهایی نظیر مالی بهرهبرداری زیادی بکند. به علاوه، نباید موضع تقریباً ثابت و مخالف قاهره در قبال تجزیه سودان در سال ۲۰۱۲م را از یاد برد که با وجود عادیسازی روابط طولانیمدت مصر با اسرائیل، به دلیل بحران هیدروپلیتیکی پیشروی کشورهای حوزه نیل، میتواند تا حد زیادی روی رفتار مصر در قبال اسرائیل، حداقل در پرونده سودان، اثرگذار باشد.
با این حساب، باید گفت با توجه به مسائلی مانند عادیسازی روزافزون روابط ایران و مصر، شمال آفریقا و به خصوص سودان میتواند در ماههای آینده شاهد ظهور اتحادی مشترک بین ایران، مصر و آنکارا، با وجود ماهیت ظاهراً نامتجانس برخی از منافع سیاسی این سه کشور، باشد؛ اتحادی که راه نجات شمال آفریقا از افراطگرایی و بحرانهای روزافزون نظامی ـ سیاسی، از دالان آن خواهد گذشت.






