تحولات برنامه KAAN و نقش آن در راهبرد دفاعی و صنعتی ترکیه
ترکیه با عبور از شوک اخراج از برنامه F-35، مسیر توسعه جنگنده بومی «KAAN» را به عنوان نماد خودکفایی نظامی در پیش گرفته است. این پروژه فراتر از یک دستاورد صنعتی، ستون فقرات راهبرد دفاعی نوین آنکارا برای حفظ توازن قوا میان غرب و شرق و تضمین بازدارندگی مستقل در منطقه است.
حامد فاطمینیا – پژوهشگر مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: آنکارا با وجود فشارهای اقتصادی، مسیر دشوار خودکفایی در ساخت هواپیمای نسل پنجم را برگزیده است؛ مسیری که برخلاف الگوی برخی کشورها، نه بر مبنای تقلید، بلکه بر پایه توسعه و نوآوری دنبال میشود.
در اوایل ماه جاری، صنایع هوافضای ترکیه خبری منتشر کرد که بسیاری از تحلیلگران نظامی در منطقه غرب آسیا را شگفتزده کرد: نیروی هوایی این کشور نخستین قرارداد تولید ۲۰ فروند از جنگنده بومی و رادارگریز «KAAN» را امضا کرده است. این توافق که در نمایشگاه دفاعی SAHA استانبول اعلام شد، تحویل نخستین محموله را طی سالهای ۲۰۲۸ تا ۲۰۳۰ پیشبینی میکند. چنین رویدادی فراتر از یک خبر فنی، نشاندهنده تحولی عمیق در راهبرد دفاعی و سیاست صنعتی ترکیه است.
پرسش اصلی این است: چه عواملی آنکارا را به سمت صنعت بومی هواپیمای نظامی سوق داد؟ چرا بر خلاف الگوی مهندسی معکوس ایران، مسیر توسعه مستقیم نسل پنجم را انتخاب کرد؟ و این اقدام چه تأثیری بر سیاست موازنهمحور ترکیه در برابر آمریکا، روسیه و چین خواهد داشت؟
۱. انگیزهها: از شوک تحریم تا ضرورت استقلال راهبردی
مهمترین انگیزه ترکیه برای ساخت KAAN به تصمیم آمریکا در سال ۲۰۱۹ برمیگردد؛ زمانی که واشنگتن، به دلیل خرید سامانه اس‑۴۰۰ از روسیه، ترکیه را از برنامه جنگنده F‑35 اخراج کرد. آنکارا که خود را متحد راهبردی غرب در ناتو میدانست، ناگهان با سه واقعیت مواجه شد:
نخست، از دست دادن دسترسی به پیشرفتهترین جنگنده غربی؛
دوم، توقف مشارکت در زنجیره تأمین F‑35 که برای ترکیه درآمد و انتقال فناوری داشت؛
و سوم، بلوکه شدن ۱.۴ میلیارد دلار پرداختی برای خرید اف‑۳۵.
بر اساس ادبیات «خودمختاری استراتژیک» در میان کشورهای میانهقدرت، ترکیه به این جمعبندی رسید که اتکا کامل به تضمینهای امنیتی غرب آسیبپذیر است. تجربه کودتای ۲۰۱۶، عدم موافقت آمریکا با فروش سامانه پاتریوت، و سپس اخراج از F‑35 این پیام را تقویت کرد که «در زمان بحران، اتکا به شرکا کافی نیست». از این منظر، پروژه KAAN نه یک حرکت صنعتی صرف، بلکه یک ضرورت حیاتی برای حفظ بازدارندگی مستقل ترکیه تلقی میشود.
عامل داخلی نیز نقش مهمی دارد. اردوغان طی دو دهه اخیر با تأکید بر «صنعت دفاعی بومی»، وابستگی خارجی ترکیه در این حوزه را از ۸۰ درصد در سال ۲۰۰۴ به حدود ۲۰ درصد کاهش داده است. در این ساختار، KAAN حلقه مفقودهای است که نبود آن، کل معماری دفاع هوایی ترکیه را همچنان وابسته به خارج نگاه میداشت.
۲. چرایی عدم پیروی از الگوی ایران: تفاوت در سطح جاهطلبی و زیستبوم فناورانه
نکته قابل توجه آن است که ترکیه برخلاف ایران که دههها بر مهندسی معکوس هواپیماهای اف‑۵ و میگ تکیه کرده، مستقیماً وارد حوزه فناوری نسل پنجم شده است. ایران با وجود تلاشهای قابل توجه خود و دستیابی به جنگنده «کوثر» (بر پایه اف‑۵)، هنوز به قابلیتهای رادارگریزی و یکپارچگی کامل سامانههای نسل پنجم دست نیافته است.
چرا ترکیه چنین ریسک بزرگی را میپذیرد؟
سه دلیل اصلی مطرح است:
- نخست، شکاف نسلی. ترکیه در محیطی رقابتی با یونان، ارمنستان و برخی بازیگران غیردولتی در شمال سوریه قرار دارد. برخورداری از هواپیمای نسل پنجم، برتری راهبردی قابلتوجهی ایجاد میکند.
- دوم، توسعه چرخه صنعتی. طراحی کامل از صفر، ترکیه را وادار میکند که دانش طراحی، مواد مرکب، رادارهای AESA و موتور توربوفن را بهطور بومی توسعه دهد. برخلاف مهندسی معکوس که کشور را در سطح محصول نگه میدارد، این مسیر «توان حل مسئله» ملی را افزایش میدهد.
- سوم، صادرات. ترکیه تاکنون سفارش ۴۸ فروندی از اندونزی دریافت کرده و با مصر و برخی کشورهای خلیج فارس در حال مذاکره است. بازگشت سرمایه از محل صادرات میتواند هزینههای سنگین تحقیق و توسعه را توجیه کند.
به بیان ساده، ایران به دلیل تحریمهای گسترده و محدودیتهای صنعتی، ناگزیر مسیر «مهندسی معکوس برای رشد صنعت دفاعی و تحقق بازدارندگی» را طی کرده است. اما ترکیه با برخورداری از دسترسی بیشتر به فناوری و امکان جذب سرمایه و همکاری بینالمللی، قادر است مدل جاهطلبانهتری را دنبال کند.
۳. پیامدها برای سیاست موازنهمحور ترکیه در برابر آمریکا، روسیه و چین
KAAN به یکی از ابزارهای مهم در دیپلماسی چندجانبه ترکیه تبدیل شده است. در برابر آمریکا، آنکارا اکنون این پیام را منتقل میکند که «اگر امکان بازگشت به F‑35 فراهم شود، ترکیه میتواند ارزیابی کند؛ اما در غیر این صورت، برنامه بومی در حال پیشرفت است». همین موضع باعث شده واشنگتن گزینههایی مانند ارائه نسخه محدودتری از F‑35 را بررسی کند.
از سوی دیگر، وابستگی موقت KAAN به موتورهای آمریکایی GE‑F110 مانع نزدیکی ترکیه به روسیه نشده است. آنکارا با خرید سامانه اس‑۴۰۰ و مذاکره در توسعه موتور TF‑35000 با روسیه، همچنان فضای مانور خود را حفظ کرده است. در رابطه با چین نیز، ترکیه همکاریهای فناورانه در حوزه پهپاد و رادار را باز نگه داشته است.
بدین ترتیب، KAAN بخشی از چیدمانی است که به ترکیه امکان میدهد میان غرب و شرق موازنه برقرار کند: عضویت در ناتو و روابط اقتصادی با اروپا از یک سو، و همکاریهای محدود اما مهم با روسیه و چین از سوی دیگر. تحقق چنین ترکیبی بدون یک پروژه بزرگ ملی دشوار بود.
نتیجهگیری: آیا هزینههای KAAN برای ترکیه در غرب آسیا توجیهپذیر است؟
با توجه به تهدیدات موجود در منطقه، از حضور نظامی آمریکا گرفته تا تنشهای دریای اژه، بیثباتی در عراق و سوریه، و سایر مخاطرات امنیتی، این سؤال مطرح است که آیا هزینههای سنگین KAAN از منظر راهبرد دفاعی ترکیه قابل توجیه است؟
بر اساس چارچوب «هزینه مؤثر استراتژیک»، پاسخ مثبت است. در کوتاهمدت، با وجود تورم بالا و محدودیتهای بودجهای، هزینهکرد در این پروژه فشارهایی ایجاد میکند. اما در بلندمدت، ارزش «تضمین امنیت تأمین» در شرایط بحران بسیار بالاتر از هزینه اولیه است. KAAN به ترکیه این امکان را میدهد که در صورت وقوع بحران با هر بازیگر منطقهای یا فرامنطقهای، جریان قطعات، مهمات و پشتیبانی جنگندههایش وابسته به تصمیم دیگران نباشد. این سطح از «بازدارندگی مبتنی بر خوداتکایی» را نمیتوان با شاخصهای صرفاً اقتصادی سنجید.
به همین دلیل، KAAN برای ترکیه نه یک هزینه، بلکه یک سرمایهگذاری راهبردی در محیط امنیتی پیچیده غرب آسیا به شمار میآید.






