آمریکا برنامههای بزرگی در قفقاز دارد!
نشریه آمریکایی فارن پالیسی در تحلیلی تازه خود از سیاستهای دولت ترامپ دوم نوشت: در حالی که ایران با مشکلات داخلی و خارجی دستوپنجه نرم میکند، واشنگتن بیسر و صدا اما هدفمند در حال گسترش نفوذ خود در شمال ایران از طریق ارمنستان و آذربایجان است. ابتکار جدید آمریکا با عنوان «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» (TRIPP)، نه تنها تلاشی برای بازطراحی نظم ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی است، بلکه نشانهای از رقابت فزاینده واشنگتن با مسکو و پکن در این منطقه حیاتی محسوب میشود.
اندیشکده زاویه: در حالی که ایران با مشکلات و چالشهای داخلی و خارجیروبروست و دولت ترامپ در حال بررسی حملات نظامی است، ایالات متحده نیز بیسروصدا اما به طور معناداری تعامل خود را با دو کشور در شمال ایران افزایش داده است: ارمنستان و آذربایجان.
دولت ترامپ عمیقاً درگیر مراقبه دیپلماتیک بین این دو دشمن دیرینه بوده و بر تلاشهای ایالات متحده برای تقویت پیوندهای اقتصادی در منطقه مهم استراتژیک قفقاز از طریق تجارت بینالمللی و توسعه زیرساختها تکیه کرده است. تلاشهای ایالات متحده در آنجا ممکن است به مدیریت بحرانهای دیگر در سراسر جهان و همچنین مدیریت رقابت استراتژیک با روسیه و چین اشاره داشته باشد.
اگرچه منطقه قفقاز تحت الشعاع جنگهای بزرگتر و پرسروصداتر در اوکراین و خاورمیانه قرار گرفته است، اما با درگیریهای نظامی بیگانه نیست. از اواخر دهه ۱۹۸۰ تا همین اواخر، ارمنستان و آذربایجان بر سر منطقه ناگورنو – قرهباغ در یک جنگ طولانی مدت بودند.
پس از تلاشهای بینتیجه برای میانجیگری توسط گروه مینسک که اکنون منحل شده و ریاست مشترک آن را روسیه، ایالات متحده و فرانسه بر عهده داشتند، آذربایجان در سال ۲۰۲۰ و سپس دوباره در سال ۲۰۲۳ عملیات نظامی را برای بازپسگیری سرزمینهای از دست رفته در قرهباغ کوهستانی و مناطق اطراف آن از کنترل ارمنستان آغاز کرد. روسیه که مدتها به عنوان ضامن امنیت ارمنستان خدمت کرده و نیروهایی در منطقه مستقر داشت، به دلیل عدم تعهدات معاهدهای به سرزمینهای خارج از مرزهای بینالمللی شناخته شده ارمنستان و بعداً جنگ آن در اوکراین، مداخله نکرد.
عملیات نظامی آذربایجان در قرهباغ کوهستانی در راستای تحقق یکی از اهداف دیرینه باکو بود: نه تنها بازپسگیری سرزمینهای از دست رفته، بلکه استفاده از این دستاوردها برای برقراری مجدد و تقویت ارتباطات با مناطقی که به دلیل درگیری طولانی مدت قطع شده بودند. این شامل منطقه خودمختار نخجوان و سرزمینهای غربی نزدیکتر به ترکیه میشد که آذربایجان با آن روابط دیپلماتیک و امنیتی نزدیکی دارد.
همین تمایل به ارتباط بود که باعث شد آذربایجان پس از پایان درگیری نظامی و رسیدن به توافق صلح و عادیسازی روابط دیپلماتیک با ارمنستان به عنوان ابزاری برای تسهیل چنین تلاشهایی برای اتصال منطقهای، به سرعت تمرکز خود را معطوف به این موضوع کند. نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان، که در سال ۲۰۱۸ از طریق یک انقلاب مردمی به قدرت رسید و فرصتی پس از جنگ را برای خروج از موقعیت محصور در خشکی ارمنستان و آسیبپذیریهای ناشی از وابستگی بیش از حد به روسیه احساس کرد، با وجود مخالفت شدید برخی از گروهها در داخل کشور، موافقت کرد که با آذربایجان در عادیسازی روابط دیپلماتیک مشارکت کند.
مذاکرات بین ارمنستان و آذربایجان پیشرفت آهسته و پیوستهای داشت، از جمله رسیدگی به مسائلی مانند تعیین حدود مرزی و کاهش موانع تجاری. بازگشت دولت ترامپ در اواخر سال 2024 بود که روند صلح را تسریع کرد. به عنوان بخشی از تلاشهای دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، برای تقویت اعتبار دیپلماتیک و صلحآمیز خود، هر دو کشور به دنبال جلب حمایت و پشتیبانی ایالات متحده از تلاشهای خود بودند. در ماه اوت گذشته، الهام علیاف، رئیس جمهور آذربایجان، و پاشینیان، هر دو، در کاخ سفید به ترامپ پیوستند، جایی که آنها مراسم باشکوهی را برای امضای توافق صلح برگزار کردند، از جمله اعلامیه مشترک مبنی بر اینکه این دو به سمت تصویب نهایی توافقی که به درگیری طولانی مدت پایان میدهد، پیش میروند.
یکی از اجزای مهم توافقنامه ۲۰۲۵، ایجاد یک کریدور ترانزیتی بزرگ بود که «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» (TRIPP) نام خواهد گرفت. این پروژه زیرساختی مورد حمایت ایالات متحده، آذربایجان را از طریق خاک ارمنستان و از طریق جاده، راهآهن و خط لوله به نخجوان متصل خواهد کرد. طبق این اعلامیه، ایالات متحده به مدت ۹۹ سال حق توسعه انحصاری در این منطقه را خواهد داشت و جدیدترین مذاکرات بر مالکیت ۷۴ درصدی ایالات متحده در شرکت توسعه TRIPP و حفظ سهم باقیمانده برای ارمنستان متمرکز بوده است.
اگرچه قلمرو مورد بحث نسبتاً کوچک است (فقط ۲۶ مایل طول دارد)، اما پیامدهای اتصال منطقهای آن به طور بالقوه عظیم است. منطقه قفقاز نه تنها سرشار از منابع انرژی مانند نفت و گاز طبیعی است (همانطور که آسیای مرکزی درست در آن سوی دریای خزر قرار دارد)، بلکه در یک نقطه ترانزیتی مهم نیز واقع شده است. آذربایجان در حال حاضر نفت و گاز خود را به ترکیه و از آنجا به اروپا صادر میکند و به عنوان منبع مهمی برای تنوعبخشی به وابستگی انرژی اروپا به روسیه عمل میکند. این کریدور همچنین میتواند مسیر کوتاهتری را برای انتقال منابع طبیعی حیاتی از آسیای مرکزی، از جمله مواد معدنی کمیاب، به بازارهای غربی فراهم کند.
چین همچنین به دنبال افزایش حضور خود در منطقه بوده است، به طوری که قفقاز و آسیای مرکزی به عنوان گرههای کلیدی در مسیر موسوم به «کریدور میانی» که چین را به اروپا متصل میکند، عمل میکنند.
با این حال، چالشهای متعددی وجود دارد که میتواند تعامل ایالات متحده در قفقاز را پیچیده کند، به ویژه در قالب گسترش اتصال زیرساختها از طریق TRIPP و سایر پروژهها. اولین مورد این است که روند عادیسازی دیپلماتیک بین ارمنستان و آذربایجان هنوز به طور رسمی به پایان نرسیده است. یک رویداد کلیدی که باید به آن توجه داشت، انتخابات پارلمانی ارمنستان در ماه ژوئن خواهد بود. در حالی که آمار نظرسنجیها نشان میدهد که حزب حاکم پاشینیان در حال حاضر پیشتاز است، هنوز گروههای مخالفی در داخل و خارج از ارمنستان وجود دارند که این انتخابات را به آزمونی حیاتی برای پاشینیان و دستور کار صلح تبدیل خواهند کرد.
چالش دیگر از سوی بازیگران خارجی است. روسیه مخالفت خود را با پروژههای اتصال شرق و غرب در قفقاز، به ویژه آنهایی که جایگزین نقش آن به عنوان یک تأمینکننده اصلی انرژی و کشور ترانزیتی میشوند و آنهایی که کشورهای غربی مانند ایالات متحده را درگیر میکنند، پنهان نکرده است. و در حالی که مسکو مطمئناً شاهد کاهش نفوذ خود در ارمنستان و قفقاز بوده است، روسیه همچنان در منطقه فعال است و در بسیاری از عرصهها، از اوکراین گرفته تا آفریقا، ثابت کرده است که میتواند در جایی که احساس میکند منافعش تهدید میشود، نقش مخرب ایفا کند. درگیری طولانی مدت اوکراین مطمئناً پهنای باند کرملین را برای انجام این کار محدود میکند، اما آن را به طور کامل از بین نمیبرد.
ایران به دلایل بسیاری (و همچنین روابط اقتصادی و امنیتی آذربایجان با اسرائیل) با روسیه در مخالفت با چنین پروژههای اتصال شرق و غرب اشتراک نظر دارد و تنشهای فزاینده آن با ایالات متحده احتمالاً عدم قطعیت بیشتری را در این زمینه ایجاد خواهد کرد. اگر دولت ایران بتواند از آشفتگی داخلی خود جان سالم به در ببرد، این امر میتواند تهران و مسکو را در مخالفت با چنین فعالیتهای ایالات متحده در منطقه، بیش از پیش به هم نزدیک کند. اما اگر تغییرات سیاسی قابل توجه در ایران در نتیجه ناآرامیها و فشار ایالات متحده رخ دهد، این امر میتواند انگیزه بیشتری برای ابتکاراتی مانند TRIPP ایجاد کند.
بسیاری از بازیگران منافع خود را در شکلدهی به منطقه دارند. تلاشهای ایالات متحده برای کمک به عادیسازی روابط بین ارمنستان و آذربایجان و پیشبرد TRIPP به عنوان یک محور حیاتی برای ژئوپلیتیک اوراسیا – و یک مدل بالقوه برای تلاشها در جاهای دیگر – عمل خواهد کرد.
منبع: فارن پالیسی






