چشمانداز دیدار پوتین و زلنسکی؛ واقعیت یا مانور سیاسی؟
اظهارات اخیر فرستاده ویژه آمریکا مبنی بر احتمال دیدار پوتین و زلنسکی در سه هفته آینده، گمانهزنیها را داغ کرده است. اما واقعیتهای میدانی جنگ در اوکراین و مواضع حداکثری دو طرف، این خوشبینی دیپلماتیک را زیر سئوال میبرد. این یادداشت به بررسی موانع اصلی توافق، نقش مبهم آمریکا و سناریوهای محتمل مذاکرات نمایشی میپردازد.
تحریریه اندیشکده زاویه: در هفتههای اخیر، اظهارات استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا، درباره احتمال دیدار ولادیمیر پوتین و ولودیمیر زلنسکی در سه هفته آینده، موجی از گمانهزنیها را برانگیخته است. ویتکاف از تلاش برای نزدیککردن مواضع دو طرف و احتمال برگزاری نشستی سهجانبه با حضور دونالد ترامپ خبر داده است. این اظهارات در حالی مطرح میشود که میدان نبرد در اوکراین هنوز به بنبست کامل نرسیده و دو طرف همچنان بر مواضع حداکثری خود پافشاری میکنند: روسیه خواستار به رسمیت شناخته شدن خطوط مقدم فعلی به عنوان مرز جدید و واگذاری کامل دونباس است، در حالی که اوکراین هرگونه مصالحه ارضی را رد میکند. این یادداشت به بررسی واقعیتهای پشت این اظهارات، موانع موجود بر سر راه هرگونه توافق و سناریوهای محتمل پیش رو میپردازد.
واقعیتهای میدانی؛ مانع اصلی توافق
نخستین و مهمترین مانع در مسیر هرگونه دیدار و توافق، وضعیت میدانی جنگ است. روسیه با پیشرویهای تدریجی اما مداوم در دونباس، همچنان به هدف اعلامشده خود یعنی تصرف کامل این منطقه نزدیک میشود. پوتین در شرایطی حاضر به مذاکره خواهد شد که برگ برنده میدان را در اختیار داشته باشد و هیچ نشانهای از عقبنشینی از مواضع خود نشان نمیدهد. از سوی دیگر، زلنسکی نیز تحت فشار افکار عمومی داخلی و حمایتهای غرب، نمیتواند امتیاز ارضی بدهد. حتی در صورت برگزاری همهپرسی، جامعه اوکراین بعید است که از چنین مصالحهای حمایت کند. ویتکاف نیز پس از دیدارهای متعدد با پوتین، به این نتیجه رسیده که تغییر موضع رئیسجمهور روسیه غیرممکن است.
نقش آمریکا؛ اهرم فشار یا نمایش صلحطلبی؟
اظهارات ویتکاف را باید در چارچوب راهبرد ارتباطی واشنگتن تحلیل کرد. از یک سو، این سخنان میتواند مقدمهای برای اعمال فشار بیشتر بر اوکراین باشد. اگر آمریکا واقعاً به دنبال تحقق این دیدار ظرف سه هفته باشد، احتمالاً اقدامات فشردهای علیه کییف انجام خواهد داد؛ اقدامی مانند قطع یا کاهش کمکهای اطلاعاتی که میتواند کییف را پای میز مذاکره بکشاند. اما چنین اقدامی بسیار پرهزینه است و ممکن است آمریکا را در نظر متحدان غربی و حتی رأیدهندگان داخلی، به عنوان همدست روسیه معرفی کند.
از سوی دیگر، این احتمال نیز وجود دارد که اظهارات ویتکاف بیشتر یک مانور رسانهای برای نشان دادن تلاشهای صلحطلبانه آمریکا باشد. او دقیقاً نگفته که دیدار برگزار خواهد شد، بلکه تنها به «امکان» آن اشاره کرده است. این ابهام به آمریکا اجازه میدهد که در صورت عدم تحقق، طرف مقابل را متهم به کارشکنی کند و در عین حال، تصویر یک میانجی فعال را از خود به نمایش بگذارد.
مذاکرات نمایشی؛ بازیای بیپایان
دعوتهای متقابل زلنسکی و پوتین برای مذاکره در ماههای اخیر، به یک رسم سیاسی بیمحتوا تبدیل شده است. زلنسکی پوتین را به مذاکره دعوت میکند تا او را به عنوان طرفی نشان دهد که از صلح فراری است؛ کرملین نیز با دعوت از زلنسکی به مسکو یا پیشنهاد شرایط غیرممکن، توپ را به زمین او میاندازد. این بازی دیپلماتیک بیش از آنکه نشانهای از آمادگی واقعی برای صلح باشد، برای مصرف داخلی و بینالمللی طراحی شده است.
چشمانداز مبهم
با توجه به واقعیتهای میدانی و مواضع ثابت دو طرف، چشمانداز دیدار پوتین و زلنسکی در کوتاهمدت مبهم به نظر میرسد. تا زمانی که هر دو طرف قدرت ادامه جنگ را داشته باشند و به اهداف حداقلی خود دست نیافته باشند، هیچ میانجیگری حتی به قدرت آمریکا نمیتواند آنها را پای میز مذاکره با آمادگی برای مصالحه بنشاند. در این شرایط، اظهارات خوشبینانه ویتکاف را باید بیشتر در چارچوب دیپلماسی رسانهای و تلاش برای حفظ وجهه آمریکا به عنوان بازیگر صلحطلب تفسیر کرد تا یک پیشبینی واقعبینانه. آینده نشان خواهد داد که آیا این «امید سه هفتهای» به سرنوشت دیگر وعدههای محققنشده در این جنگ فرسایشی دچار خواهد شد یا خیر.






