روابط آنکارا و مسکو؛ رقابت در ژئوپلیتیک، شراکت در ژئواکونومی
دیدار تقریباً طولانی اردوغان و پوتین در حاشیه اجلاس اخیر سازمان شانگهای در بیشکک، آیینه تمامنمای روابط پارادوکسیکال ترکیه و روسیه است. این دو قدرت منطقهای در حالی که در عرصههای ژئوپلیتیکی نظیر دریای سیاه، قفقاز و سوریه رقابتی سختگیرانه دارند، در حوزه ژئواکونومی و انرژی به شراکتی راهبردی و عمیق دست یافتهاند. این یادداشت به واکاوی چگونگی مدیریت این تضاد ذاتی پرداخته و نشان میدهد که چگونه «همزیستی اجباری» آنکارا و مسکو، نظمی مبتنی بر «رقابت همکارانه» ایجاد کرده است.
مهرداد محبینیا – کارشناس مسائل ترکیه و قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: دیدار یکونیمساعته رجبطیب اردوغان و ولادیمیر پوتین در حاشیه اجلاس بیشکک که سهبرابر زمان تشریفاتی تعیینشده بهطول انجامید، آیینه تمامنمای ماهیت پارادوکسیکال روابط آنکارا و مسکو است. اردوغان در این دیدار روابط کنونی را «نسبت به هر دوره دیگری در گذشته، در سطحی بسیار پیشرفتهتر و عمیقتر» توصیف کرد و پوتین نیز ترکیه را «یکی از شرکای ممتاز روسیه در حوزه سیاست خارجی و اقتصاد» خواند. با این حال، دستیار پوتین بلافاصله پس از این اظهارات صمیمانه، تأکید کرد که «موضوع اصلی، اوضاع پیرامون دریای سیاه و اوکراین بود.» این دو جمله، در کنار هم، جوهره اصلی مناسبات پیچیده آنکارا-مسکو را ترسیم میکنند: رقابتی سختگیرانه در عرصه ژئوپلیتیک، همراه با شراکتی راهبردی در حوزه ژئواکونومی.
رقابت در ژئوپلیتیک؛ از دریای سیاه تا قفقاز
دریای سیاه، کانون اصلی مناقشه روسیه و اوکراین، بهعنوان محور مذاکرات بیشکک، برجستهترین جلوهگاه رقابت ژئوپلیتیکی دو کشور است. آنکارا با تکیه بر پیمان مونترو، خود را مسئول حفظ توازن شکننده در این پهنه آبی میداند و هدف اصلی خود را «جلوگیری از تبدیل دریای سیاه به منطقهای رویاروییگر بین ناتو و روسیه» تعریف کرده است. با این حال، تشدید تنشها و حملات اخیر به کشتیهای ترکیهای در سواحل روسیه, فاصله عمیق منافع دو طرف را آشکار میسازد: مسکو بهدنبال تثبیت هژمونی خود در این حوضه است، درحالیکه آنکارا میکوشد از تبدیل آن به صحنه رویارویی مستقیم ناتو و روسیه جلوگیری کند.
این رقابت، فراتر از دریای سیاه، در سوریه، لیبی و قفقاز نیز ادامه مییابد. اگرچه دو کشور در چارچوب «هماهنگی تاکتیکی» در سوریه، از فروپاشی رژیم اسد تاکنون همکاریهایی داشتهاند، اما آنکارا با تقویت حضور نظامی خود در لیبی و حمایت از جمهوریآذربایجان در قرهباغ، عملاً نفوذ روسیه را در این مناطق بهچالش کشیده است. اردوغان با «عبور از دو خط قرمز در قفقاز» و تغییر موازنه قدرت بهنفع باکو، پیام روشنی به مسکو فرستاده است که آنکارا در حوزه نفوذ سنتی روسیه، هیچگاه نقش یک شریک مطیع را نخواهد پذیرفت. این رویکرد، که برخی آن را «فرصتطلبی حسابشده» مینامند, نشاندهنده اراده ترکیه برای ایفای نقش یک «قدرت منطقهای مستقل» است، نه بازیگری منفعل در نظم تحتسلطه قدرتهای بزرگ.
شراکت در ژئواکونومی؛ نیروگاه آکویو و فراتر از آن
در نقطه مقابل این رقابت ژئوپلیتیکی، همکاریهای اقتصادی دو کشور با سرعتی خیرهکننده در حال توسعه است. نیروگاه هستهای آکویو، که پوتین از آن بهعنوان یکی از «پروژههای بزرگ مشترک» یاد کرد، نماد این شراکت ژئواکونومیک بهشمار میرود. این پروژه ۲۰ میلیارد دلاری که توسط شرکت دولتی روساتوم ساخته میشود، با تأمین ۹ میلیارد دلار بودجه اضافی از سوی مسکو در اواخر سال ۲۰۲۵، بهرغم تحریمهای غرب علیه روسیه، پیش میرود. اردوغان در بیشکک نهتنها از نزدیکشدن بهرهبرداری از نخستین رآکتور این نیروگاه در سال ۲۰۲۶ خبر داد، بلکه از گامهای مشترک برای احداث نیروگاههای جدید در سینوپ و تراکیه نیز سخن گفت.
همکاریهای انرژی، تنها به هستهای محدود نمیشود. خطوط لوله «جریانآبی» و «جریانترک»، ترکیه را به یکی از مسیرهای کلیدی ترانزیت گاز روسیه به اروپا تبدیل کرده است. همزمان، روسیه همچنان یکی از مقاصد اصلی گردشگری ترکیه بهشمار میرود؛ پوتین در دیدار بیشکک از حضور نزدیک به ۷ میلیون گردشگر روسی در ترکیه در سال ۲۰۲۵ خبر داد. حجم مبادلات تجاری دو کشور نیز با هدف دستیابی به رقم ۱۰۰ میلیارد دلار در حال افزایش است. این وابستگی متقابل اقتصادی، چنان عمیق است که آنکارا با وجود عضویت در ناتو، از پیوستن به تحریمهای غرب علیه روسیه خودداری کرده است. بهعبارتی، مسکو برای آنکارا، شریکی اقتصادی است که جبران خسارتهای ناشی از اختلافات ژئوپلیتیکی با غرب را ممکن میسازد.
نتیجهگیری
روابط آنکارا و مسکو، در چارچوب مفهومی «رقابت همکارانه» قابلدرک است. دو کشور در عرصههای ژئوپلیتیکی کلیدی – از اوکراین و دریای سیاه تا سوریه، لیبی و قفقاز – در تضاد منافع راهبردی قرار دارند و هرکدام میکوشند تا حوزه نفوذ خود را گسترش دهند. با این حال، وابستگی متقابل اقتصادی عمیق، بهویژه در حوزه انرژی، مانع از تبدیل این رقابت به رویارویی تمامعیار میشود.
اردوغان که خود را در نقش واسطهای میان روسیه و غرب تعریف میکند، در دیدار بیشکک یک بار دیگر نشان داد که آنکارا بهدنبال اتخاذ موضعی «نه شرقی، نه غربی» است: از یک سو، پیشنهاد میزبانی مذاکرات صلح اوکراین را مطرح میکند و از سوی دیگر، بر تعمیق همکاریهای اقتصادی با مسکو اصرار میورزد. پوتین نیز با پذیرش این نقش دوگانه، عملاً به ترکیه اجازه میدهد تا در نظم منطقهای تحت سلطه روسیه، نقشی مستقل ایفا کند، به شرطی که این استقلال، به قیمت برهمزدن کامل موازنه قدرت تمام نشود.
در نهایت، مناسبات آنکارا و مسکو، بیش از آنکه یک اتحاد راهبردی یا یک رویارویی تمامعیار باشد، نوعی «همزیستی اجباری» است که بر بستر وابستگیهای اقتصادی و رقابتهای ژئوپلیتیکی استوار شده است. آینده این رابطه، به میزان توانایی دو طرف در مدیریت این تناقض ذاتی بستگی دارد: حفظ همکاری در حوزههایی که منافع مشترک ایجاب میکند، و مدیریت رقابت در حوزههایی که تضاد منافع، غیرقابلاجتناب است. دیدار یکونیمساعته بیشکک، در عین کوتاهی، تمامی ابعاد این معادله پیچیده را بهخوبی به نمایش گذاشت.





