کریدور ترامپ؛ فرصت ترانزیتی یا تهدید ژئوپلیتیکی برای ایران؟
سایت دیدهبان قفقاز با انتشار یادداشتی نوشت: از دیدگاه تهرانTRIPP نه یک پروژه زیرساختی تجاری، بلکه تغییری ژئوپلیتیکی ارزیابی میشود که میتواند توازن قدرت در قفقاز جنوبی را دگرگون کند. برای ایالات متحده نیز این مسیر با گسترش نفوذ واشنگتن در سراسر قفقاز جنوبی، آسیای مرکزی و مدیترانه شرقی، اهرم دیپلماتیک و اقتصادی مهمی فراهم میکند. در واقع، واشنگتن خود را بهعنوان نیروی تثبیتکننده منطقهای معرفی میکند که میتواند هژمونهای سنتی مانند روسیه و ایران را متعادل کند.
اندیشکده زاویه – ترجمه اختصاصی: مسیر به اصطلاح ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی (TRIPP) طرحی راهبردی است که هدف آن فراتر از تأمین ثبات و صلح منطقهای میان ارمنستان و آذربایجان تعریف شده است. در ظاهر، معادله راهبردی ساده به نظر میرسد؛ ارمنستان درآمدهای ترانزیتی و تضمینهای امنیتی به دست میآورد، آذربایجان بار دیگر به اتصال مستقیم با منطقه خودمختار نخجوان دسترسی پیدا میکند و ایالات متحده نفوذ منطقهای خود را گسترش میدهد.
اما در سوی دیگر این همسویی، تضادی اساسی وجود دارد که قابلیت اجرای کلی طرح را تهدید میکند. از دیدگاه تهرانTRIPP نه یک پروژه زیرساختی تجاری، بلکه تغییری ژئوپلیتیکی ارزیابی میشود که میتواند توازن قدرت در قفقاز جنوبی را دگرگون کند. برای ایالات متحده نیز این مسیر با گسترش نفوذ واشنگتن در سراسر قفقاز جنوبی، آسیای مرکزی و مدیترانه شرقی، اهرم دیپلماتیک و اقتصادی مهمی فراهم میکند. در واقع، واشنگتن خود را بهعنوان نیروی تثبیتکننده منطقهای معرفی میکند که میتواند هژمونهای سنتی مانند روسیه و ایران را متعادل کند. در نتیجه، ارمنستان با بزرگترین چالش خود، یعنی در نظر گرفتن منافع دو بازیگر متضاد، روبهرو است.
طرح TRIPP و زمینه منطقهای
مسیر پیشنهادی از سرزمین اصلی آذربایجان، از طریق منطقه جنوبی سیونیک ارمنستان، به منطقه نخجوان امتداد دارد و در نهایت به سمت ترکیه ادامه پیدا میکند. این مسیر که تحت مدیریت پیمانکاران خصوصی آمریکایی فعالیت خواهد کرد و در عین حال حاکمیت ارضی ارمنستان را حفظ میکند، درآمدهای ترانزیتی را برای ایروان فراهم و همزمان تهدید تصرف اجباری این کریدور توسط آذربایجان را از بین میبرد.
با این حال، سایر بازیگران منطقهای با تردید عمیقی به این معادله نگاه کردهاند. در پی درگیری اخیر ایالات متحده و اسرائیل با تهران، داراییهای نظامی مستقر ایالات متحده در سراسر منطقه به اهداف عملیاتی تبدیل شدند و این مسئله در ایران پرسشهای جدی درباره نیات نظامی بلندمدت واشنگتن، فراتر از زیرساختهای غیرنظامی، ایجاد کرد.
اساساً، ارمنستان یک مسیر ترانزیتی مستقیم و حیاتی برای ایران به روسیه و اروپا فراهم میکند. استراتژیستهای ایرانی از احتمال تسلیحاتی شدن این دسترسی مرزی در پی گسترش تنشهای ژئوپلیتیکی نگران هستند.
صرفنظر از چرخش دولت ارمنستان به سمت غرب، ایروان احتمالاً نیازمند حفظ روابط پایدار با همسایه جنوبی خود خواهد بود. در دو ماه نخست سال ۲۰۲۶، ارمنستان و ایران تقریباً ۱۰۴.۸ میلیون دلار تجارت ثبت کردند که در مقایسه با مدت مشابه در سال ۲۰۲۵، تقریبا ۶ درصد افزایش داشته است.
با این حال، همزمان از ارمنستان خواسته میشود خواستههای عملیاتی واشنگتن را برای تأمین سرمایهگذاری برآورده کند. مذاکرات سطح بالای اخیر میان نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان، و مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، شرط اصلی تهران را آشکار کرد و آن دخالت ایالات متحده باید «صرفاً غیرنظامی» باقی بماند و هیچ نیروی نظامی آمریکایی در امتداد مرز مستقر نشود.
پیشبرد این پروژه بدون از دست دادن شریک اقتصادی کلیدی خود، چالشی جدی برای ارمنستان است. ایران که ارمنستان را یکی از معدود شرکای منطقهای پایدار خود میداند، پیوسته از حفظ تمامیت ارضی این کشور برای تداوم وضع موجود منطقهای حمایت کرده است.
محاسبات امنیتی ایران
ایران با ۱۵ کشور از جمله ترکمنستان، آذربایجان و ارمنستان در شمال، مرزهای زمینی و دریایی مشترک دارد. در نتیجه، تهران تحولات مرزی میان باکو و ایروان را از نزدیک زیر نظر دارد و میداند هرگونه تغییر در آرایش سرزمینی، مستقیماً بر دسترسی ترانزیتی ایران به ارمنستان و قفقاز تأثیر میگذارد.
ریشه برداشت ایران از تهدید، به حضور نظامی آمریکا در امتداد حاشیه غربی و جنوبی این کشور بازمیگردد. در عراق، ردپای نظامی ایالات متحده همچنان در پایگاههای هوایی الاسد و اربیل متمرکز است. در امتداد خلیج فارس، بحرین میزبان ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده در پایگاه پشتیبانی دریایی بحرین است، قطر میزبان پایگاه هوایی العدید، یعنی ستاد فرماندهی مرکزی سنتکام، است، کویت کمپ عریفجان را اداره میکند و امارات متحده عربی نیز میزبان پایگاه هوایی الظفره است.
در سراسر خاورمیانه، ایالات متحده تقریباً ۴۰ هزار نیروی نظامی و دفاعی را در ۱۰ کشور منطقه مستقر کرده است.
بیثباتی منطقهای نهتنها نیاز به TRIPP را از بین نمیبرد، بلکه میتواند تقاضای جهانی برای ایجاد زیرساختهای جایگزین در قفقاز را افزایش دهد، حتی در شرایطی که قدرتهای رقیب برای کنترل عملیاتی این مسیر رقابت میکند.
چرا سیونیک برای ایران اهمیت دارد؟
استان سیونیک ارمنستان تنها مسیر ارتباط زمینی مستقیم ایران با ارمنستان است و از طریق این کشور، دسترسی تهران را به بازارهای گستردهتر قفقاز و اروپا فراهم میکند. بنابراین، برای تهران، حفظ این مرز چیزی فراتر از حفظ روابط خوب با یک کشور همسایه است.
این موضوع بخشی از راهبرد ایران برای جلوگیری از انزوا و حفظ مسیرهای جایگزین به سمت شمال به شمار میرود.
همین مسئله توضیح میدهد که چرا مقامهای ایرانی بارها میان اصل اتصال منطقهای و شکل خاص TRIPP تمایز قائل شدهاند. تهران با ایده گشایش پیوندهای حملونقلی در قفقاز جنوبی مخالفت نکرده است، بلکه نگرانی اصلی ایران به احتمال حضور مستقیم ایالات متحده در نزدیکی مرز شمالی این کشور مربوط میشود.
اعتراض ایران لزوماً متوجه ارتباط ارمنستان با آذربایجان یا حتی بازگشایی مسیرهای حملونقل نیست، بلکه به این احتمال مربوط میشود که زیرساختهای تجاری بتوانند به بستری برای حضور راهبردی گستردهتر آمریکا تبدیل شوند.
خلیل شیرغلامی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان، توضیح داده است که نگرانیهای ایران بهطور خاص در پی پیشنهادهایی مبنی بر اعطای ۷۴ درصد سهام غالب در مدیریت کریدور ترانزیتی به شرکتهای آمریکایی افزایش یافته است.
تاثیر تنش فعلی میان ایران و آمریکا بر پروژه
تأثیر اصلی تداوم درگیری ایالات متحده و ایران بر درک تهدید است، نه مهندسی فیزیکی پروژه. حضور مستقیم و تحت مدیریت آمریکا در مرز شمالی ایران، از سوی تهران بهعنوان راهبردی برای مهار این کشور تفسیر میشود، بهویژه پس از حملات نظامیای که مقامات ایران را هدف قرار دادهاند.
این درک تهدید با ادعاهای ایران درباره نقض توافقنامههای عملیاتی دوجانبه از سوی واشنگتن تشدید شده و تردید عمیقی درباره قابل اعتماد بودن وعدههای مربوط به حضور «صرفاً غیرنظامی» ایالات متحده ایجاد کرده است.
روابط بهتر ایران و آمریکا میتواند نیاز به TRIPP را کاهش دهد؟
اگر تحریمها بهطور قابلتوجهی کاهش یابند و ایران بیشتر در اقتصاد منطقهای ادغام شود، بخشی از منطق ژئوپلیتیکی ایجاد مسیرهای جایگزین که از قلمرو ایران عبور نمیکنند، تضعیف خواهد شد. در این شرایط، ایران میتواند کمتر بهعنوان یک مانع راهبردی و بیشتر بهعنوان مشارکتکنندهای بالقوه در اتصال منطقهای عمل کند.
در شرایط تقابل، طرح TRIPP میتواند بخشی از راهبرد کلان برای تنوعبخشی به قفقاز جنوبی و دور کردن این منطقه از قدرتهای سنتی منطقهای تلقی شود. در شرایط تنشزدایی، این طرح میتواند به بخشی از شبکه حملونقل بزرگ اوراسیا تبدیل شود که ایران نیز در آن مشارکت دارد.
در واقع،بهبود روابط میان واشنگتن و تهران، چارچوب ژئوپلیتیکی این کریدور را اساساً تغییر خواهد داد. در چنین شرایطی، TRIPP به جای آنکه ابزاری برای مهار ایران از سوی آمریکا تلقی شود، میتواند به یک قطب تجاری مشترک اوراسیایی تبدیل شود که ایران نیز بهعنوان ذینفع تجاری در آن ایفای نقش میکند.
در این سناریو، تقاضای ساختاری برای زیرساختهای ترانزیتی همچنان پابرجا خواهد ماند، اما چارچوب خصمانهای که ارمنستان را به اقدامی متعادلکننده و شکننده وادار میکند، بهطور قابلتوجهی کاهش مییابد.
برعکس، اگر روابط به بیثباتی داخلی بیشتر در ایران منجر شود، روسیه که نگران غیرقابلاستفاده شدن کریدور حملونقل شمال ـ جنوب خود است، احتمالا ناچار شود مستقیماً با واشنگتن درباره حقوق ترانزیت از مسیر ارمنستان و گرجستان مذاکره کند.
ارزیابی ایران از دولت جدید پاشینیان
ایران تمایل چندانی به رویارویی آشکار با دولتی ندارد که احتمالاً در قدرت باقی خواهد ماند و جهتگیری سیاست خارجی ارمنستان را کنترل میکند. در عین حال، روابط نزدیک و فزاینده پاشینیان با واشنگتن، نگرانیهای آشکاری برای ایران ایجاد کرده است.
بر همین اساس، پاسخ ایران تاکنون بیشتر عملگرایانه بوده تا تقابلی. رئیسجمهوری ایران تبریک خود را با تمرکز صریح بر حفظ روابط اقتصادی دوجانبه ارسال کرد و درباره اعتبار انتخابات داخلی ارمنستان اظهارنظری نکرد، این تمایز اهمیت اساسی دارد. پذیرش پاشینیان از سوی ایران به معنای پذیرش همه ابعاد سیاست خارجی او نیست.
اگر ایروان بتواند تضمین کند که مسیر تحت حاکمیت ارمنستان باقی میماند، کنترل مرزها همچنان در اختیار ارمنستان خواهد بود و نقش آمریکا تجاری، نه نظامی، باقی میماند، تهران احتمالا در نهایت سازش را بر رویارویی ترجیح دهد.
با این حال، اگر این مرزها مبهم شوند، پروژه میتواند به منبع تنش بسیار جدیتری تبدیل شود. تهران ممکن است برای حفاظت از مرزهای شمالی حیاتی خود، همچنان گفتوگوی عملگرایانه را حفظ کند، اما در نهایت سازش مشروط را به رویارویی ترجیح خواهد داد.
فرصت واقعی؛ تبدیل پروژه ژئوپلیتیکی به پروژهای تجاری
بزرگترین فرصت برای TRIPP ممکن است دقیقاً در همان چیزی نهفته باشد که در حال حاضر بزرگترین نقطه ضعف آن به نظر میرسد. این پروژه به دلیل بازیگران درگیر، اهمیت ژئوپلیتیکی پیدا کرده، اما دوام بلندمدت آن به کاهش همین اهمیت ژئوپلیتیکی وابسته است.
برای ارمنستان، این امر به معنای نشان دادن این است که TRIPP جایگزینی برای روابط ایروان با ایران نیست. برای ایالات متحده، به معنای حفظ تمایزی روشن میان نفوذ تجاری و حضور نظامی است. برای آذربایجان، به معنای پذیرش این واقعیت است که اتصال از طریق ارمنستان نمیتواند از حاکمیت ارمنستان جدا شود. برای ایران نیز به معنای به رسمیت شناختن این امر است که زیرساختهای حملونقل منطقهای جدید، بهطور خودکار به معنای شکلگیری محاصره راهبردی نیست.
این چالش بهویژه حاد است؛ زیرا پروژه در مقطعی اجرا میشود که نظم منطقهای با سرعت در حال تغییر است. ارمنستان در حال فاصله گرفتن از وابستگی سنتی خود به روسیه است، آذربایجان پس از درگیریهای ناگورنو-قرهباغ در حال تثبیت موقعیت خود است، ترکیه به دنبال گسترش ارتباط با آسیای مرکزی است و واشنگتن تلاش میکند نقش پایدارتری در قفقاز جنوبی ایجاد کند.
ایران نمیتواند همه این تحولات را کنترل کند، اما میتواند بر نحوه واکنش ارمنستان به آنها تأثیر بگذارد. به همین دلیل، رویکرد تهران به TRIPP احتمالاً مشروط خواهد بود، نه مطلق. ایران ممکن است نتواند ارمنستان را از پیگیری این پروژه بازدارد، اما میتواند اصرار کند که نگرانیهای امنیتیاش در نحوه طراحی و بهرهبرداری از مسیر لحاظ شود.
نتیجهگیری
روی کاغذ، TRIPP یک پیشنهاد کلاسیک برد-برد ارائه میدهد، ارمنستان درآمدهای ترانزیتی و تضمینهای ارضی به دست میآورد، آذربایجان دسترسی مستقیم به نخجوان را احیا و ایالات متحده نفوذ راهبردی مهم در اوراسیا ایجاد میکند.
اما در عمل، این پروژه مستقیماً با نگرانیهای امنیتی وجودی قدرتهای همسایه در تضاد قرار دارد. تهران طرح TRIPP را صرفاً یک پروژه زیرساختی نمیبیند؛ حضور مورد حمایت ایالات متحده در نزدیکی مرزهای خود، صرفنظر از تضمینهای غیرنظامی، از سوی ایران بهعنوان بخشی از راهبرد محاصره تفسیر میشود.
با وجود این، ایران نه میتواند TRIPP را بهطور کامل متوقف کند و نه میتواند دولت ارمنستان را از خود دور کند. در مقابل، تهران به دنبال سازشی مشروط خواهد بود که شامل دریافت تضمینهای الزامآور، پیوند دادن منافع تجاری ایران به این مسیر و حفظ حق واکنش در صورت نظامی شدن کریدور باشد.
با وجود این نگرانی فراگیر، دستگاه سیاسی داخلی ایران موضعی یکپارچه در قبال TRIPP ندارد. پیش از حملات نظامی مشترک اخیر ایالات متحده و اسرائیل علیه اهداف ایرانی، تهران ترجیح میداد وضع موجود حفظ شود، زیرا به ایران اجازه میداد ضمن حفظ اهرم دیپلماتیک، از تردد میان آذربایجان و نخجوان درآمد ترانزیتی کسب کند.
حتی جناحهای میانهرو نیز اصرار دارند که ارمنستان، نه ایالات متحده، باید کنترل عملیاتی نهایی بر زیرساختهای ترانزیتی را حفظ کند. ایجاد تعادل میان این نیازهای امنیتی رقابتی و اختلافات داخلی، پرسشهای مهمی درباره آینده این پروژه مطرح میکند.
منبع: وبسایت دیدهبان قفقاز





