معدن زنگزور و آلودگی رود ارس؛ بهای ژئوپلیتیک مولیبدن برای محیطزیست ایران
رقابت ژئوپلیتیک قدرتهای جهانی بر سر منابع استراتژیک معدن مس و مولیبدن زنگزور، با هزینهای سنگین برای محیطزیست منطقه و ساکنان حوضه آبریز رود ارس همراه شده است. در حالی که واشنگتن، مسکو و ایروان در حال تسهیم منافع این ماده معدنی حیاتی صنایع دفاعی هستند، ورود سالانه هزاران تن پساب سمی و فلزات سنگین به رودخانههای اوخچوچای و ارس، حیات اکولوژیک، کشاورزی و سلامت مرزنشینان شمالغرب ایران را با بحرانی خاموش مواجه کرده است.
تحریریه اندیشکده زاویه: برخی تصورشان این است که ماجرای معدن مس و مولیبدن زنگزور، تنها یک رقابت ژئوپلیتیک برای دستیابی به مواد معدنی استراتژیک است، در حالی که ماجرا فراتر از این حرفهاست و روایتی تلخ از بهای سنگینی است که محیطزیست منطقه – بهویژه رودخانه ارس – برای این منافع سیاسی و اقتصادی میپردازد. درحالیکه واشنگتن، ایروان و مسکو بر سر سرنوشت معدن مولیبدن چانهزنی میکنند، زبالههای سمی و فلزات سنگین ناشی از بهرهبرداری بیرویه، جان هزاران کیلومتر از این اکوسیستم ارزشمند را تهدید میکند.
اهمیت راهبردی و ابعاد ژئوپلیتیک
مجتمع مس و مولیبدن زنگزور در ارمنستان، حدود ۲.۲ درصد از کل تولید جهانی مولیبدن را به خود اختصاص داده است. این فلز استراتژیک که در صنایع هوافضا، تجهیزات دفاعی و پوششهای دماغه موشکها و هواپیماهای مافوق صوت کاربرد گستردهای دارد، به یکی از محورهای سیاست خارجی قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.
آمریکا که با فرمان اجرایی ترامپ در ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۶ / 29 تیر 1405 خرید مواد معدنی حیاتی از رقبای ژئوپلیتیک خود را محدود کرده، بهدنبال تأمین مولیبدن از ارمنستان از طریق کریدور «مسیر ترامپ» است؛ توافقی که در قالب منشور مشارکت راهبردی جامع و یادداشت تفاهم همکاری در زمینه مواد معدنی حیاتی، در ۲۶ مه ۲۰۲۶ / 5 خرداد میان واشنگتن و ایروان به امضا رسید.
با این حال، مالکیت این معدن توسط «رومان تروتسنکو»، سرمایهدار میلیاردر روس و از چهرههای نزدیک به کرملین و انتقال صوری سهام به نام «اسوتلانا یرشووا» برای دور زدن تحریمهای آمریکا، پیچیدگیهای این معادله را دوچندان کرده است. در موازات آن، خرید معدن «تغوت» توسط «کنستانتین سوکولوف» مدیر صندوق آمریکایی TRIPP+ و از حامیان مالی ترامپ از بانک روسی VTB نشاندهنده یک معامله پنهان و پیچیده میان واشنگتن و مسکو برای تقسیم منافع معدنی ارمنستان است.
فاجعه خاموش رود ارس؛ بهای سنگین زیستمحیطی
اما در پشت این بازی بزرگ ژئوپلیتیک، یک واقعیت تلخ و نادیدهگرفته شده وجود دارد: سالهاست که زبالهها و پسابهای شیمیایی سمی ناشی از فرآیند تولید مجتمع زنگهزور، به رودخانه «اوخچوچای» ریخته میشود. این رودخانه که در دره رشتهکوه زنگهزور جریان دارد، پس از عبور از منطقه زنگیلان، به رود ارس میریزد و آلودگیهای ناشی از آن را به طول هزاران کیلومتر به مناطق مختلف از جمله مرزهای شمالی ایران منتقل میکند.
تحقیقات میدانی نشان داده است که در آبهای رود ارس در سمت ایرانی، بیش از ۵۹ نوع فلز سنگین از جمله آرسنیک، سرب، کادمیوم و جیوه شناسایی شده است که همگی ریشه در فعالیتهای فرآوری معدن زنگهزور دارند. این آلودگیها نهتنها حیات آبزیان و تنوع زیستی رود ارس را به شدت تهدید میکند، بلکه زنجیره غذایی و سلامت ساکنان حاشیه این رودخانه را نیز با خطرات جبرانناپذیری مواجه ساخته است. کشاورزی در مناطق زنگیلان، خداآفرین و پارسآباد که به آب ارس وابسته است، با کاهش شدید کیفیت محصولات و افزایش بیماریهای ناشی از فلزات سنگین دستوپنجه نرم میکند.
توسعه معدن؛ تشدید فاجعه
نکته هشداردهندهتر اینکه برنامه توسعه این مجتمع برای افزایش ظرفیت پردازش سنگمعدن از ۲۲ میلیون تن به ۳۰ میلیون تن در سال، با تأمین مالی ۱۲۰ میلیون دلاری بانک توسعه اوراسیا (EDB) در دست اجراست. این توسعه، که در راستای پاسخگویی به تقاضای فزاینده آمریکا برای مولیبدن طراحی شده، فقط بر شدت آلودگیهای وارد شده به رود اوخچوچای و درنهایت رود ارس خواهد افزود. بهعبارتی، هر تن مولیبدنی که برای صنایع دفاعی آمریکا ارسال میشود، تنها زباله سمی بیشتری را به رودخانههایی میریزد که هزاران نفر از مردم منطقه به آن وابستهاند.
با این حال، در توافقات سیاسی اخیر میان ارمنستان و آمریکا، هیچگونه الزامی برای کنترل آلودگیهای زیستمحیطی یا جبران خسارتهای وارد شده به رود ارس گنجانده نشده است. گویی هزینههای زیستمحیطی این معامله، قربانی منافع استراتژیک قدرتهای بزرگ شده است.
جمعبندی
معدن زنگزور، نمادی از نابرابری همیشگی در معادلات ژئوپلیتیک است: جایی که منافع سیاسی و اقتصادی قدرتها بر بهای سنگین زیستمحیطی و سلامت عمومی مردم منطقه اولویت پیدا میکند. واشنگتن برای تأمین مولیبدن موردنیاز صنایع دفاعی خود، مسکو برای حفظ نفوذ خود از طریق سرمایهداران نزدیک به کرملین، و ایروان برای گریز از وابستگی سنتی به مسیرهای شمالی، همگی در این بازی سهیم هستند. اما قربانی اصلی، رودخانه ارس و مردمانی هستند که ناچار به تحمل پیامدهای سمی این رقابت بزرگتر از خود شدهاند. تا زمانی که الزامات زیستمحیطی در کنار منافع اقتصادی قرار نگیرد، فاجعه خاموش رود ارس، نهتنها پایانناپذیر، بلکه روزبهروز فاجعهبارتر خواهد شد.





