پیمان دفاعی مکه؛ امید یا تهدید؟ نگاهی به بازتاب آن در رسانههای ترکیه
پیمان دفاعی مکه میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان، در رسانههای ترکیه با دو قرائت متضاد روبهرو شده است؛ حامیان دولت آن را نشانهای از اتحاد اسلامی و افزایش بازدارندگی میدانند، اما منتقدان از ابهام راهبردی، تنش با ایران و تکرار تجربههای ناکام گذشته هشدار میدهند. این گزارش، بازتابهای حاکمیتی، انتقادی و کارشناسی را بررسی میکند و چالشهای عملیاتی و ژئوپلیتیک این توافق را میسنجد در فضای امنیتی خاورمیانه امروز.
اندیشکده زاویه – گزارش اختصاصی: در روزهای اخیر، امضای «پیمان دفاعی مکه» میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان، به یکی از داغترین موضوعات رسانههای ترکیه تبدیل شده است. این پیمان که به موجب آن حمله به هر یک از کشورهای امضاکننده، حمله به همه تلقی میشود، از سوی برخی رسانههای حاکمیتی به عنوان «اتحاد تاریخی امت» و از سوی برخی دیگر به عنوان «میدان مین» و سناریویی برای مواجهه با ایران توصیف شده است. در این گزارش، با مرور دیدگاههای طیفهای مختلف مطبوعاتی ترکیه، ابعاد این توافق و چالشهای پیش روی آن بررسی میشود.
رسانههای نزدیک به دولت: جشن پیروزی و گفتمان امتمحور
روزنامههای حامی حزب عدالت و توسعه، از جمله ینی آکیت و آکشام، با تیترهایی نظیر «امید برای امت، ترس برای کفار» به استقبال این پیمان رفتهاند. ینی آکیت که گرایشهای سلفی دارد، این ائتلاف را مهمترین پیمان سالهای اخیر جهان اسلام علیه صهیونیسم و متحدان غربی آن، به ویژه در مدیترانه، معرفی کرده است. آکشام نیز با بزرگنمایی واکنشهای مطبوعات یونان، این اتحاد را نشانهای از ضعف یونان در برابر جهان اسلام قلمداد کرده است.
موضع رسمی دولت: سخنان هاکان فیدان
وزیر امور خارجه ترکیه، هاکان فیدان، در اظهاراتی که به تفصیل در رسانههای دولتی بازتاب یافت، این پیمان را گامی در جهت «افزایش مالکیت منطقهای» و کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی دانست. وی با اشاره به ماده ۵ ناتو، تأکید کرد که ساختار این توافق از نظر فنی مشابه پیمان آتلانتیک شمالی است. فیدان از تشکیل کمیتههای سیاسی و نظامی و دبیرخانهای دائمی خبر داد و احتمال پیوستن مصر به این ائتلاف را مطرح کرد. همچنین رسانههای نزدیک به دولت از مذاکرات ترکیه برای تأسیس پایگاه هوایی در عربستان سخن گفتند.
صدای منتقدان: هشدارهای ملی گازته و حزب سعادت
در سوی دیگر، روزنامه ملی گازته ارگان رسانهای حزب اسلامگرای سعادت با لحنی انتقادی، پیمان مکه را «میدان مین» خوانده و نسبت به حذف ایران از معادلات امنیتی منطقه هشدار داده است. این روزنامه پرسیده است: اگر ایران در واکنش به تهدیدات آمریکا، پایگاههای نظامی این کشور در خاک عربستان را هدف قرار دهد، آیا ترکیه و پاکستان بر اساس بند دفاع جمعی، خود را ملزم به حمله به ایران خواهند دید؟ به باور این تحلیلگران، چنین ساختاری نه تنها به وحدت امت کمک نمیکند، بلکه در دام سیاستهای تفرقهافکنانه آمریکا و اسرائیل میافتد.
روزنامه ملی گازته، در ادامه باز هم به موضوع نگرش توافق دفاعی مکه به ایران پرداخته و میپرسد: «ضعیفترین و سوالبرانگیزترین نکته این توافقنامه این است که آیا ایران به عنوان یکی از کشورهای کلیدی منطقه، از این معادله کنار گذاشته شده است یا خیر؟ حذف تهران، یکی از اهداف اصلی رژیم صهیونیستی و امپریالیسم آمریکا در منطقه، از این ساختار امنیتی، تردیدهای جدی در مورد ماهیت این توافقنامه ایجاد میکند. با توجه به سیاستهای تفرقه اندازانه و در مقابل هم قرار دادن مسلمانان که مدتهاست توسط قدرتهای امپریالیستی دنبال میشود، ساختاری که ایران همسایه را حذف کند یا تصور تشکیل جبههای علیه ایران را ایجاد کند، به هیچ وجه در خدمت وحدت امت نیست. یک معماری امنیتی منطقهای واقعی نه با تعمیق اختلافات فرقهای و سیاسی، بلکه با درک جامعی که همه کشورهای منطقه را علیه امپریالیسم متحد کند، امکانپذیر است. اگر ایران با اعمال حق خود برای تلافی، تأسیسات آمریکا در خاک عربستان سعودی را هدف قرار دهد، چه سازوکاری برقرار خواهد شد؟ آیا ترکیه و پاکستان به بهانه حفاظت از پایگاههای آمریکایی وارد رویارویی نظامی با همسایه مسلمان دیگر، ایران، خواهند شد؟»
دیدگاههای کارشناسان: پنج چالش اساسی
تحلیلگران مستقل ترکیه نیز نگاه واقعبینانهتری به این توافق دارند:
- چالش اول، فاصله تا عملیاتی شدن: اوکتای بینگل و کامر قاسم تأکید دارند که تبدیل توان نظامی ترکیه، بمب هستهای پاکستان و ثروت سعودی به یک قدرت مشترک، نیازمند اراده سیاسی، دکترین مشترک، فرماندهی واحد و تعریف دقیق از دشمن است که بسیار دشوارتر از امضای یک سند است.
- چالش دوم، تعارض با عضویت در ناتو: سدات ارگین هشدار داده که ترکیه به عنوان عضو ناتو، در صورت بروز بحران واقعی، میان تعهدات خود در این پیمان و تعهدات جدید در مکه دچار سردرگمی خواهد شد.
- چالش سوم، کاهش فضای مانور دیپلماتیک: فهیم تاشتکین معتقد است که نزدیکی به عربستان و پاکستان، ممکن است روابط ترکیه با ایران و امارات را پیچیدهتر کند و به جای افزایش قدرت، هزینههای جدیدی به همراه داشته باشد.
- چالش چهارم، ابهام در دستاوردها: مراد یتکین میپرسد: آیا ترکیه با این پیمان ابزار جدیدی برای قدرتافزایی به دست میآورد، یا صرفاً تعهدات سنگینی میپذیرد که در آینده به ضررش تمام میشود؟
- چالش پنجم، تکرار تجربههای ناکام: فهمی کورو با یادآوری پیمان بغداد (۱۹۵۵) و ائتلاف نظامی اسلامی ضد تروریسم (۲۰۱۵)، نسبت به تکرار تاریخ هشدار داده و مشارکت پاکستان را با توجه به نقش میانجیگری پیشین این کشور بین عربستان و ایران، «تعجبآور» توصیف کرده است.
درسآموزی از شکست ۲۰۱۵
بسیاری از منتقدان، پیمان مکه را با ائتلافی که در سال ۲۰۱۵ به ابتکار عربستان با ۴۰ کشور تشکیل شد، مقایسه میکنند. آن ائتلاف که به «ناتوی اسلامی» شهرت یافت، به دلایلی چون: نبود دشمن مشترک، رقابت بر سر رهبری، اختلافات ایدئولوژیک (به ویژه بر سر اخوانالمسلمین) و محاصره قطر توسط برخی اعضا، در عمل ناکام ماند و هرگز به یک نیروی رزمی واقعی تبدیل نشد. ملی گازته به صراحت پرسیده است: «آیا این امضاها در مکه به یک اراده دفاعی پایدار تبدیل میشود، یا پس از اولین بحران، باز هم سکوت طولانی فرا خواهد رسید؟»
نتیجهگیری
رسانههای ترکیه در بازتاب پیمان دفاعی مکه، سه طیف کاملاً متمایز را نشان میدهند: طیف حاکمیتی که آن را پیروزی دیپلماتیک و اتحاد اسلامی میداند، طیف منتقد که آن را تلهای امنیتی در راستای منافع آمریکا و اسرائیل ارزیابی میکند، و طیف کارشناسی که بر موانع ساختاری، تاریخی و عملیاتی تأکید دارد. آنچه مسلم است، این توافق به جای آنکه پاسخدهنده سوالات اساسی درباره امنیت منطقه باشد، خود به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شده است. آینده این پیمان نه در سالنهای مجلل مکه، بلکه در میدانهای واقعی بحران و میزان اراده کشورهای امضاکننده برای همکاری فراتر از منافع ملی، تعیین خواهد شد.






