نقش مسئله قدس در تحولات سیاسی ترکیه از ۱۹۸۰ تاکنون
مرور حوادث سال ۱۹۸۰ در ترکیه نشان میدهد مسئله قدس نهتنها در سیاست خارجی این کشور اثرگذار بوده، بلکه در دورههای مختلف به یکی از عوامل تأثیرگذار در تحولات داخلی و شکلگیری رقابتهای سیاسی تبدیل شده است.
دکتر حسن عبدی – پژوهشگر ارشد مسائل ترکیه و قفقاز
اندیشکده زاویه: در خاورمیانه، مرز میان سیاست داخلی و سیاست خارجی اغلب بسیار باریک است. بسیاری از بحرانهای منطقهای نه تنها روابط بینالمللی کشورها را تحت تأثیر قرار میدهند، بلکه به سرعت وارد معادلات داخلی نیز میشوند. مسئله فلسطین و شهر قدس یکی از مهمترین نمونههای چنین پدیدهای است. در ترکیه نیز این موضوع بارها به عاملی اثرگذار در تحولات داخلی تبدیل شده است.
یکی از نمونههای تاریخی مهم در این زمینه به سال ۱۹۸۰ بازمیگردد؛ زمانی که اعتراضات مرتبط با قدس به یکی از نشانههای بحران سیاسی عمیق در ترکیه تبدیل شد و در نهایت در فضای سیاسیای رخ داد که تنها چند روز بعد به کودتای نظامی ۱۲ سپتامبر انجامید. بررسی این رویداد تنها از منظر تاریخی اهمیت ندارد؛ بلکه میتواند نشان دهد چگونه مسئله فلسطین در ترکیه همواره فراتر از یک موضوع سیاست خارجی بوده و در رقابتهای داخلی نیز نقش ایفا کرده است.
بحران قدس و فضای متشنج ترکیه در سال ۱۹۸۰
در تابستان ۱۹۸۰، پارلمان اسرائیل قانونی را تصویب کرد که براساس آن بیتالمقدس به عنوان «پایتخت ابدی و تقسیمناپذیر» این کشور اعلام شد. این تصمیم واکنش گستردهای در جهان اسلام برانگیخت و در بسیاری از کشورها اعتراضات سیاسی و مردمی شکل گرفت.
در ترکیه، این رویداد در شرایطی رخ داد که کشور با بحرانهای عمیق داخلی روبرو بود. دهه ۱۹۷۰ یکی از پرتنشترین دورههای تاریخ جمهوری ترکیه به شمار میرفت. درگیریهای خشونتآمیز میان گروههای چپ و راست، بیثباتی دولتهای ائتلافی، بحران اقتصادی و افزایش ناامنی اجتماعی، فضای سیاسی کشور را به شدت ملتهب کرده بود.
در چنین فضایی، مسئله قدس به سرعت به موضوعی سیاسی در داخل ترکیه تبدیل شد. احزاب و گروههای مختلف نسبت به آن واکنش نشان دادند، اما جریانهای اسلامگرا بیش از دیگران تلاش کردند از این موضوع برای بسیج افکار عمومی استفاده کنند.
راهپیمایی قونیه و نگرانی ارتش
در اوایل سپتامبر ۱۹۸۰، تجمع بزرگی در شهر قونیه برگزار شد که محور اصلی آن اعتراض به تصمیم اسرائیل درباره قدس بود. این تجمع با حضور هزاران نفر از فعالان اسلامگرا و هواداران احزاب مذهبی برگزار شد و به سرعت به یکی از مهمترین رویدادهای سیاسی آن سال تبدیل شد.
در این راهپیمایی، علاوه بر محکومیت اسرائیل، شعارهایی در دفاع از هویت اسلامی و انتقاد از سکولاریسم جمهوری ترکیه نیز مطرح شد. همین مسئله باعث شد که نخبگان لائیک و به ویژه فرماندهان ارتش این تجمع را تنها یک اعتراض در حمایت از فلسطین تلقی نکنند، بلکه آن را نشانهای از قدرتگیری جریانهای اسلامگرا در جامعه بدانند.
ارتش ترکیه که خود را پاسدار اصول سکولاریسم آتاترکی میدانست، در آن زمان نسبت به گسترش فعالیتهای سیاسی مذهبی حساسیت زیادی داشت. برخی از فرماندهان نظامی بعدها اشاره کردند که حوادث قونیه یکی از نشانههایی بود که نشان میداد دولت غیرنظامی قادر به کنترل اوضاع نیست.
تنها چند روز پس از این تجمع، ارتش در ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۰ قدرت را در دست گرفت و یکی از مهمترین کودتاهای تاریخ جمهوری ترکیه را رقم زد.
اثرگذاری مسئله قدس در سیاست ترکیه
نکته مهم در ماجرای سال ۱۹۸۰ این است که مسئله قدس در ترکیه صرفاً به عنوان یک موضوع خارجی مطرح نشد. این موضوع در بستر رقابتهای سیاسی داخلی معنا پیدا کرد. برای جریانهای اسلامگرا، فلسطین نماد همبستگی جهان اسلام و نشانهای از ضرورت بازگشت هویت اسلامی به سیاست بود. در مقابل، برای نخبگان سکولار و ارتش، همین نوع بسیج سیاسی میتوانست نشانهای از تهدید علیه نظام لائیک جمهوری تلقی شود.
به این ترتیب، بحران قدس به بستری تبدیل شد که در آن شکافهای ایدئولوژیک جامعه ترکیه آشکارتر شد. یک مسئله منطقهای در واقع به میدان رقابت میان دو گفتمان سیاسی در داخل کشور تبدیل شد.
تغییر موازنه قدرت در ترکیه امروز
اگر امروز به ترکیه نگاه کنیم، شرایط سیاسی تفاوت قابل توجهی با دهه ۱۹۸۰ دارد. در آن زمان ارتش مهمترین بازیگر سیاسی کشور بود و بارها با کودتا در سیاست مداخله کرده بود. اما در دو دهه گذشته، به ویژه در دوران حکومت حزب عدالت و توسعه، نفوذ ارتش در سیاست به طور چشمگیری کاهش یافته است.
در مقابل، جریانهای محافظهکار و اسلامگرا که زمانی از سوی ارتش تهدید تلقی میشدند، اکنون بخش مهمی از قدرت سیاسی را در اختیار دارند. در چنین شرایطی، مسئله فلسطین دیگر نشانهای از تهدید علیه نظم سیاسی محسوب نمیشود، بلکه به بخشی از گفتمان رسمی دولت تبدیل شده است.
مسئله فلسطین در گفتمان سیاسی امروز ترکیه
در سالهای اخیر، به ویژه در دوره رجب طیب اردوغان، مسئله فلسطین جایگاه برجستهای در سیاست منطقهای ترکیه پیدا کرده است. دولت ترکیه در واکنش به تحولات غزه و کرانه باختری بارها مواضع تندی علیه اسرائیل اتخاذ کرده و خود را از مدافعان اصلی حقوق فلسطینیان معرفی کرده است.
این مواضع در سطح داخلی نیز بازتاب گستردهای داشته است. تجمعات مردمی، فعالیت سازمانهای مدنی و پوشش رسانهای گسترده نشان میدهد که مسئله فلسطین همچنان ظرفیت بالایی برای بسیج افکار عمومی در ترکیه دارد. از این منظر، این موضوع به یکی از عناصر هویتی در گفتمان سیاسی جریانهای محافظهکار تبدیل شده است.
روابط ترکیه و اسرائیل؛ شکاف میان گفتمان و واقعیت
با این حال، برای درک کامل سیاست ترکیه در قبال مسئله فلسطین باید به نکته مهم دیگری نیز توجه کرد: فاصله میان گفتمان سیاسی و واقعیت روابط میان ترکیه و اسرائیل.
اگرچه دولت ترکیه در سالهای اخیر بارها شدیدترین مواضع لفظی را علیه سیاستهای اسرائیل اتخاذ کرده است، اما روابط رسمی میان دو کشور هرگز به طور کامل قطع نشده است. حتی در دورههایی که تنش سیاسی بالا بوده، مناسبات اقتصادی و تجاری میان دو طرف ادامه یافته است.
اسرائیل یکی از شرکای مهم تجاری ترکیه در منطقه محسوب میشود و حجم مبادلات اقتصادی میان دو کشور در بسیاری از سالها روندی افزایشی داشته است. علاوه بر این، روابط دیپلماتیک نیز در سالهای اخیر دوباره احیا شده و دو کشور تلاش کردهاند سطحی از همکاری سیاسی و اقتصادی را حفظ کنند.
این وضعیت نشان میدهد که ترکیه تلاش کرده است میان حمایت سیاسی از فلسطین در سطح گفتمان عمومی و حفظ روابط عملی با اسرائیل در چارچوب منافع ملی نوعی تعادل برقرار کند. به بیان دیگر، در حالی که مسئله فلسطین در فضای سیاسی و رسانهای ترکیه حضوری پررنگ دارد، روابط اقتصادی و دیپلماتیک با اسرائیل نیز به طور کامل کنار گذاشته نشده است.
جمعبندی
داستان راهپیمایی قونیه و کودتای ۱۹۸۰ تنها یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه نمونهای از این واقعیت است که چگونه یک بحران منطقهای میتواند به سرعت وارد سیاست داخلی یک کشور شود. در آن زمان، مسئله قدس به بخشی از رقابت میان گفتمان سکولار و اسلامگرا در ترکیه تبدیل شد.
امروز اگرچه ساختار قدرت در ترکیه تغییر کرده و ارتش دیگر نقش تعیینکننده گذشته را ندارد، اما مسئله فلسطین همچنان در سیاست این کشور حضوری پررنگ دارد. در عین حال، تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که ترکیه میان گفتمان سیاسی درباره فلسطین و الزامات روابط منطقهای خود با اسرائیل نوعی موازنه عملگرایانه برقرار کرده است.
از این منظر، مسئله قدس همچنان نه تنها موضوعی در سیاست خارجی ترکیه، بلکه بخشی از معادلات پیچیده سیاست داخلی و منطقهای این کشور باقی مانده است.






