انتقام شهدای کشتی مرمره با دستان ایرانی و تغییر معادله جنگ
تلاش دشمنان ایران برای گشودن «جبهه سوم» علیه کشور، پدیدهای تازه نیست و ریشههایی در مقاطع مختلف تاریخ معاصر ایران دارد؛ هرچند این راهبرد در برخی دورهها، از جمله سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نمود بیشتری یافته است. در این میان، روابط ایران و ترکیه به دلیل سابقه طولانی فرهنگی و تاریخی و عمق تعاملات سیاسی و اقتصادی، همواره با حساسیت قدرتهای خارجی دنبال شده است.
علی رحمانی – کارشناس مسائل سیاسی و بینالملل
اندیشکده زاویه: بارزترین ویژگی جنگهای نوین در مقایسه با لشکرکشیهای کلاسیک جهانگشایان گذشته، افزوده شدن مؤلفه «مدیریت افکار عمومی» در سطوح داخلی و بینالمللی به این پدیده سیاسی ـ امنیتی است. به بیان دقیقتر، ظهور جنگهای ترکیبی یا آنچه در ادبیات راهبردی با عنوان «جنگ هیبریدی» شناخته میشود، اهمیت مهندسی افکار عمومی به نفع جبهه خودی را دوچندان کرده است. در چنین شرایطی، این مؤلفه برای ایرانِ امروز با توجه به فضای پرتنش منطقهای و فشارهای فزاینده خارجی اهمیت بیشتری یافته است. در این چارچوب، بهرهگیری ایران از ابزار مهندسی افکار عمومی، بهویژه در حوزه روابط با ترکیه، را میتوان یکی از موفقیتهای اولیه تهران در استفاده از قدرت نرم در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل ارزیابی کرد.
شکست راهبرد «جبهه سوم»
تلاش دشمنان ایران برای گشودن «جبهه سوم» علیه کشور، پدیدهای تازه نیست و ریشههایی در مقاطع مختلف تاریخ معاصر ایران دارد؛ هرچند این راهبرد در برخی دورهها، از جمله سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نمود بیشتری یافته است. در این میان، روابط ایران و ترکیه به دلیل سابقه طولانی فرهنگی و تاریخی و عمق تعاملات سیاسی و اقتصادی، همواره با حساسیت قدرتهای خارجی دنبال شده است.
در این چارچوب میتوان تلاشهای اخیر ایالات متحده و اسرائیل برای کشاندن ترکیه به تقابل با ایران را تحلیل کرد. ترکیه بهعنوان یکی از بازیگران مهم منطقهای و دارنده دومین ارتش بزرگ در پیمان ناتو، از منظر راهبردی ظرفیت آن را دارد که در صورت شکلگیری یک رویارویی گسترده، به بخشی از معادله امنیتی علیه ایران تبدیل شود. از این رو، هدف اصلی چنین تلاشهایی ایجاد یک جبهه جدید در شمال غربی ایران ـ در کنار فشارهای موجود در سایر جهات ـ و تغییر توازن راهبردی به زیان جمهوری اسلامی بوده است. با این حال، سابقه تاریخی روابط تهران و آنکارا و همچنین آگاهی دو کشور از تجربههای گذشته مداخله قدرتهای خارجی، موجب شد با نوعی خویشتنداری راهبردی و حفظ سطح بالای روابط دیپلماتیک، این سناریو عملاً ناکام بماند.
راهبرد حمایت از فلسطین و مهندسی افکار عمومی
پس از ناکامی در ایجاد جبهه سوم، یکی از ابزارهای مهم ایران برای تأثیرگذاری در افکار عمومی جهان اسلام، بهرهگیری از گفتمان حمایت از فلسطین بوده است. در همین چارچوب، یاد و خاطره شهدای کشتی امدادی «ماوی مرمره» ـ که در سال ۲۰۱۰ میلادی در جریان حمله نیروهای ویژه اسرائیل (شایتت ۱۳) به کاروان کمکرسانی غزه جان باختند ـ مورد توجه قرار گرفت. درج یادبودی از این حادثه بر روی یکی از موشکهای ایرانی و گرامیداشت نام ۹ شهروند ترکیهای که در آن حمله کشته شدند، بازتاب گستردهای در فضای مجازی داشت.
انتشار تصاویر و ویدئوهای مرتبط با این اقدام در شبکههای اجتماعی موجب شکلگیری موجی از واکنش کاربران ترک شد؛ واکنشهایی که در بسیاری موارد همراه با ابراز همدلی با موضع ایران در قبال مسئله فلسطین و نیز انتقاد از برخی مواضع دولت ترکیه در این زمینه بود. این فضای رسانهای در نهایت به برگزاری تجمعاتی در حمایت از فلسطین و همسویی با موضع ایران در تحولات موسوم به «جنگ رمضان» نیز انجامید و نشان داد که افکار عمومی میتواند به یک متغیر مؤثر در معادلات منطقهای تبدیل شود.
دیپلماسی عمومی؛ تسهیلکننده روابط آینده ایران و ترکیه
با توجه به روندهای یادشده، به نظر میرسد دیپلماسی عمومی میان دو ملت ایران و ترکیه ظرفیت آن را دارد که به یکی از مهمترین عوامل تسهیلکننده روابط دوجانبه در آینده تبدیل شود. پیوندهای تاریخی عمیق، نزدیکیهای فرهنگی و همچنین دیدگاههای نسبتاً مشابه دو جامعه درباره برخی مسائل منطقهای ـ بهویژه موضوع فلسطین و قدس ـ زمینهای فراهم کرده است که تعاملات مردمی بتواند در بسیاری از مواقع نقش مکمل یا حتی تعدیلکننده اختلافات سیاسی میان دولتها را ایفا کند. این مسئله زمانی روشنتر میشود که تحولات جدید در حوزه جنگهای ترکیبی مورد توجه قرار گیرد؛ جنگهایی که در آنها افکار عمومی، رسانهها و شبکههای اجتماعی به بخشی از میدان رقابت قدرتها تبدیل شدهاند. در چنین فضایی، نهتنها ایران و ترکیه بلکه بسیاری از کشورهای منطقه ناگزیر خواهند بود برای کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهای قدرتهای فرامنطقهای، از ظرفیتهای دیپلماسی عمومی در فضای واقعی و مجازی بهره بیشتری بگیرند. ترکیب هوشمندانه این ابزارها میتواند به تقویت تابآوری سیاسی و اجتماعی کشورها در برابر چالشهای نوین امنیتی کمک کند و زمینه مدیریت بهتر رقابتهای منطقهای را فراهم سازد.






