پشت پرده شلیک پراکنده موشکهای بالستیک به ترکیه
گزارشهای تازه از ادعای ترکیه درباره شلیک موشک به حریم هوایی این کشور، با تکذیب تهران و طرح اتهام «پرچم دروغین» همراه شده است. در این یادداشت، با تمرکز بر زمینه سیاسی و منافع مشترک ایران و ترکیه، سناریوهای احتمالی و پیامدهای این رویداد برای روابط دو کشور بررسی میشود.
وحید عیاری – کارشناس مسائل ترکیه و قفقار جنوبی
اندیشکده زاویه: در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران درگیر رویارویی با آمریکا و رژیم صهیونیستی است، گزارشهایی مبنی بر شلیک موشک به سمت ترکیه منتشر شده است. وزارت دفاع ترکیه مدعی است چندین موشک بالستیک شلیکشده از ایران وارد حریم هوایی این کشور شده و توسط سامانههای پدافندی رهگیری و منهدم شدهاند؛ اما تهران ضمن تکذیب این ادعا، آن را یک عملیات «پرچم دروغین» و بیاساس خوانده است. در همین راستا، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، در تماس تلفنی با هاکان فیدان، همتای ترک خود، ضمن تأکید بر رعایت اصل حسن همجواری و احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ترکیه، آمادگی تهران را برای تشکیل کمیته فنی مشترک جهت بررسی دقیق این ادعا اعلام کرد.
صرفنظر از اینکه عامل اصلی این شلیکها کیست، این رویداد ابعاد پنهانی دارد. گمانهزنیها پیرامون عامل این حملات به دو احتمال محدود میشود: یا ایران عامل آن است یا رژیم صهیونیستی.
در فرض اول، حتی با در نظر گرفتن احتمال خطای فنی یا غیرعمدی، این پرسش مطرح میشود که جمهوری اسلامی ایران با چه هدفی باید چنین اقدامی انجام دهد؟ شواهد نشان میدهد که این اقدام هیچگونه وجاهت منطقی یا منفعتی برای ایران ندارد.
رفتار ترکیه در جریان «جنگ رمضان»، اگرچه منافع ملموسی برای ایران نداشته، اما نه تنها خصمانه نبوده، بلکه در بسیاری از ابعاد به نفع ایران ارزیابی میشود؛ از جمله: محکومیت تجاوز به ایران، مقصر دانستن نتانیاهو در تشدید بحران، رایزنیهای مستمر مقامات ترک با تهران، تلاش برای برگزاری نشستهای منطقهای جهت برقراری صلح (مانند اجلاس چهارجانبه اسلامآباد)، تلاش برای جلوگیری از پیوستن کشورهای عربی به جنگ علیه ایران، و هشدار صریح آنکارا مبنی بر واکنش در صورت بهرهبرداری آمریکا و رژیم صهیونیستی از گروههای تجزیهطلب برای حمله به ایران.
علاوه بر دولت، جریانهای سیاسی ترکیه نیز مواضعی حمایتی اتخاذ کردهاند؛ مواضعی که نشاندهنده عمق روابط دو کشور است: از سخنان اوزگور اوزل، رهبر حزب اپوزیسیون (جمهوریخواه)، که کشته شدن دختران ایرانی در حملات هوایی را فاجعهبار خواند، تا تأکید محمود آریکان، دبیرکل حزب سعادت، بر اینکه «ما با ایران در یک جبهه هستیم» و بیانیه دولت باغچلی، رهبر حزب حرکت ملیگرا، مبنی بر اینکه «ایران تنها یک همسایه نیست، بلکه برادر دینی و زبانی ماست و زمان آن رسیده در برابر استبداد صهیونیستی در کنار مردم ایران بایستیم.»
بدیهی است که اقدام خصمانه ایران علیه امنیت ترکیه، عملاً راه را بر چنین حمایتهایی میبندد و روابط دوجانبه را تخریب میکند. ایران و ترکیه با وجود رقابتهای منطقهای در عراق، سوریه و قفقاز، منافع مشترک کلانی دارند که آنها را به همکاریهای راهبردی واداشته است. بنابراین، دست زدن به اقدامی تحریکآمیز در شرایطی که ایران زیر فشار جنگ است، با هیچ منطق سیاسی سازگار نیست.
در مقابل، فرضیه نقشآفرینی رژیم صهیونیستی و آمریکا در این رویداد منطقیتر به نظر میرسد. این محور تلاش میکند تا با کشاندن کشورهای منطقهای از جمله ترکیه به باتلاق جنگ، فضای سیاسی و اقتصادی را برای ایران تنگتر کرده و فشار بر تهران را دوچندان کند. در واقع، پشتپرده این تحرکات، تحریک آنکارا برای اتخاذ رویکردی ضدایرانی است.
در نهایت، گفتگوهای آرام و مدیریتشده میان مقامات عالیرتبه تهران و آنکارا نشان میدهد که دو کشور هوشمندانه مانع از رسیدن طراحان این «پرچم دروغین» به اهدافشان شدهاند. این تعاملات ثابت میکند که علیرغم همه تلاشها برای تنشآفرینی، اراده سیاسی دو کشور بر حفظ ثبات و مدیریت هوشمندانه رویدادها استوار است.






