مذاکرات ژنو در سایه پیشروی‌های تازه روسیه

  • 2026-02-17 09:00

در آستانه چهارمین سالگرد جنگ اوکراین، همزمان با آماده‌سازی نشست ژنو میان نمایندگان مسکو و کی‌یف، تحرکات میدانی روسیه بار دیگر شدت گرفته است. کرملین با تصرف مناطق جدید در شرق اوکراین تلاش دارد واقعیت‌های تازه‌ای را به میز مذاکره تحمیل کند؛ واقعیت‌هایی که می‌تواند موازنه گفت‌وگوهای پیشِ‌رو را به سود مسکو تغییر دهد.

روح‌اله صالحی – کارشناس مسائل بین‌الملل

اندیشکده زاویه: جنگ اوکراین در آستانه چهارمین سالگرد خود وارد روندی شده که در آن میدان نبرد و میز مذاکره بیش از هر زمان دیگری به هم گره خورده‌اند. قرار است نمایندگان روسیه و اوکراین روز سه‌شنبه (28 بهمن) در ژنو سوئیس دیدار کنند، نشستی که از آن به ‌عنوان تلاشی تازه برای بررسی سازوکارهای پایان دادن به جنگ یاد می‌شود. با این حال، همزمان با افزایش تحرکات دیپلماتیک و ابراز خوش‌بینی برخی محافل غربی نسبت به امکان توقف درگیری‌ها، تحولات میدانی نیز شتاب گرفته و بر پیچیدگی معادله افزوده است.

در هفته‌های اخیر، مسکو تلاش کرده با تصرف مناطق جدید در جبهه‌های مختلف، موقعیتش را پیش از آغاز مذاکرات تقویت کند. دستور جدید پوتین به نیروهای مسلح این کشور برای تسلط بر برخی محورهای عملیاتی، از جمله مناطق شرق «کراسنوار میسک و دیمیتروف» نشانه‌ای از همین رویکرد است. این دستور از سوی والری گراسیموف، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه اعلام شد که هم‌زمان از تداوم پیشروی‌ها و وارد آمدن تلفات سنگین به ارتش اوکراین سخن گفت. 

گراسیموف در اظهارات خود تأکید کرده است که نیروهای اوکراینی با کمبود نیروی انسانی در برخی یگان‌ها روبه‌رو هستند و تمرکز خود را بر تشکیل واحدهای پهپادی جدید گذاشته‌اند. او اظهار داشته که ارتش روسیه به ‌طور متوسط دو برابر بیشتر از طرف مقابل از پهپادها استفاده می‌کند و تنها در دو هفته نخست فوریه با وجود شرایط سخت زمستانی، ۱۲ شهرک را تحت کنترل گرفته است. او همچنین از گسترش «نوار امنیتی» در مرزهای مناطق سومی و خارکف خبر داد و گفت شهرک‌هایی در این مناطق به کنترل روسیه درآمده‌اند.

صرف‌نظر از صحت و سقم این ادعاها، آنچه اهمیت دارد پیام سیاسی این تحولات میدانی است. در آستانه مذاکرات ژنو، هر پیشروی می‌تواند به اهرمی در چانه‌زنی تبدیل شود. تجربه جنگ‌های فرسایشی نشان می‌دهد که تغییر خطوط تماس، حتی در مقیاس محدود در میز مذاکره معنایی فراتر از ارزش نظامی خود پیدا می‌کند. به همین دلیل زمان ‌بندی عملیات اخیر روسیه تصادفی نیست و کرملین در پی آن است که با «واقعیت‌های جدید میدانی» وارد گفتگو شود.

تمرکز اصلی عملیات روسیه در ماه‌های گذشته بر مناطق شرقی اوکراین به‌ویژه استان‌های دونتسک و لوهانسک بوده است، مناطقی که از سال ۲۰۱۴ و پس از بحران کریمه به کانون اصلی تنش میان مسکو و کی‌یف تبدیل شدند. از اینرو، کنترل بر این نواحی به مسکو اجازه می‌دهد ادعای حمایت از روس‌زبانان را به‌ عنوان یک واقعیت عینی در ‏میدان نبرد مطرح کند و آن را به بخشی از منطق سیاسی خود در مذاکرات تبدیل سازد.‏ در صورت تثبیت این دستاوردها، چارچوب مذاکرات می‌تواند از «بازگشت به وضعیت پیش از جنگ» به «پذیرش یا رد وضعیت جدید» تغییر یابد که خود یک موفقیت سیاسی برای مسکو تلقی می‌شود.

از منظر سیاسی، پیشروی‌های اخیر حامل پیامی دوگانه است:نخست آنکه روسیه همچنان توان ادامه جنگ را دارد و تلاش غرب برای فرسایشی کردن درگیری‌ها به ‌طور یکجانبه به زیان این کشور نبوده است، دوم آنکه هرگونه تأخیر در رسیدن به توافق صلح ممکن است به از دست رفتن اراضی بیشتری برای کی‌یف بینجامد.

این پیام در شرایطی ارسال می‌شود که ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین از فشارهای واشینگتن برای بررسی گزینه واگذاری بخشی از مناطق اشغالی سخن گفته است که به گفته او با هدف تسریع روند دستیابی به توافق اعمال می‌شود.

در این میان، مواضع برخی سیاستمداران آمریکایی نیز بر فضای روانی مذاکرات سایه انداخته است. دونالد ترامپ با اشاره به دشواری بازپس‌گیری مناطق تحت کنترل روسیه، از کی‌یف خواسته است پیش از آنکه مناطق بیشتری را از دست بدهد به توافق برسد. چنین اظهاراتی می‌تواند این برداشت را در مسکو تقویت کند که بخشی از فضای سیاسی غرب به سمت پذیرش نوعی مصالحه در حال حرکت است.

در مقابل، دولت اوکراین با معادله‌ای پیچیده روبه‌روست و پذیرش هرگونه توافقی که به معنای عقب‌نشینی رسمی از ادعای حاکمیت بر تمامی اراضی به ‌رسمیت‌ شناخته‌ شده باشد، پیامدهای داخلی سنگینی خواهد داشت. افکارعمومی اوکراین که هزینه‌های انسانی و اقتصادی گسترده‌ای را تحمل کرده، ممکن است چنین امتیازی را به ‌سادگی نپذیرد و در همه‌پرسی‌ که زلنسکی برای تعیین تکلیف مناطق اشغالی برگزار خواهد کرد، مخالفت خود را با واگذاری این اراضی اعلام کنند. از طرفی، ادامه جنگ نیز فشارهای مضاعفی بر ساختار اقتصادی و اجتماعی اوکراین وارد می‌کند. بنابراین، کی‌یف باید میان تداوم مقاومت نظامی و پذیرش نوعی سازش سیاسی، انتخابی دشوار انجام دهد.

نقش بازیگران غربی در این میان تعیین‌ کننده است. کشورهای اروپایی از آغاز جنگ حمایت‌های قابل‌ توجهی از اوکراین به‌ عمل آورده‌اند اما این حمایت‌ها همواره با ملاحظات سیاسی داخلی و هزینه‌های اقتصادی همراه بوده است. اگر روسیه بتواند در میدان نبرد پیشرفت‌های ملموسی کسب کند، ممکن است برخی پایتخت‌های اروپایی را به این جمع‌بندی برساند که زمان حرکت به‌ سوی آتش‌بس یا توافقی موقت فرا رسیده است. در چنین فضایی، هرگونه تردید یا اختلاف در صفوف کشورهای غربی می‌تواند به تقویت جایگاه روسیه در میز مذاکرات و افزایش اهرم چانه‌زنی این کشور منجر شود.

با این حال، دست برتر نسبی در میدان نبرد تضمین ‌کننده موفقیت در دیپلماسی نیست. تاریخ منازعات نشان داده که تبدیل دستاوردهای نظامی به ترتیبات سیاسی پایدار، فرآیندی پیچیده و زمان‌بر است. روسیه حتی در صورت تثبیت کنترل بر برخی مناطق استراتژیک، همچنان با چالش تحریم‌های گسترده و ضرورت عادی‌سازی روابط با غرب مواجه خواهد بود. هر توافقی که بتواند این فشارها را کاهش دهد، همزمان مستلزم توجه کامل به دغدغه‌های امنیتی اروپا و استقرار مکانیزم‌هایی است که ثبات پایدار در بلندمدت را تضمین کند.

از سوی دیگر، اوکراین نیز برای پذیرش هرگونه آتش‌بس یا توافق صلح به تضمین‌های امنیتی معتبر نیاز دارد که مانع از تکرار درگیری در آینده شود و بدون چنین تضمین‌هایی، هر توافقی ممکن است شکننده باشد و تنها به تعلیق موقت جنگ بینجامد.

در مجموع، تحولات اخیر نشان می‌دهد که مسکو در حال اجرای راهبردی ترکیبی است که میدان نبرد، دیپلماسی و جنگ روایت‌ها را به ‌طور هم‌زمان دربرمی‌گیرد. هدف این راهبرد، افزایش وزن سیاسی روسیه در مذاکرات و شکل دادن به چارچوب گفتگوها بر اساس واقعیت‌های جدید میدانی است. اینکه این رویکرد تا چه اندازه موفق خواهد بود، به متغیرهایی چون انسجام جبهه غرب، توان مقاومت اوکراین، هزینه‌های اقتصادی جنگ برای روسیه و اراده سیاسی طرفین برای رسیدن به سازش بستگی دارد. بنابراین، مذاکرات ژنو صرفاً یک نشست دیپلماتیک نیست بلکه نقطه تلاقی نتایج میدان و محاسبات ژئوپولیتیک است، جایی که هر تغییر در خطوط تماس می‌تواند بر متن و محتوای توافق احتمالی تأثیر بگذارد.

مطالب بیشتر:

مروری بر عملکرد حزب عدالت و توسعه در عرصه سیاست خارجی در 25 سالگی آن

حزب عدالت و توسعه در ۲۵ سال حکمرانی، اگر ترکیه را از یک بازیگر وابسته به غرب به قدرتی منطقه‌ای با شبکه دیپلماتیک گسترده، نقش میانجی‌گر و رویکرد چندبعدی تبدیل…

بنادر گرجستان در کانون کریدور میانی

کریدور میانی در فاصله تنها پنج سال از یک مسیر فرعی و حاشیه‌ای به شاهراه حیاتی تجارت میان آسیا و اروپا تبدیل شده و حجم ترانزیت آن از ۳۵۰ هزار…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

مروری بر عملکرد حزب عدالت و توسعه در عرصه سیاست خارجی در 25 سالگی آن

مروری بر عملکرد حزب عدالت و توسعه در عرصه سیاست خارجی در 25 سالگی آن

بنادر گرجستان در کانون کریدور میانی

بنادر گرجستان در کانون کریدور میانی

ارتقای ترکیه به شریک کامل گفتگوی آسه‌آن؛ گامی راهبردی در مسیر «آسیای نو»

ارتقای ترکیه به شریک کامل گفتگوی آسه‌آن؛ گامی راهبردی در مسیر «آسیای نو»

ابعاد و پیامدهای منطقه‌ای بازنگری قانون اساسی نخجوان

ابعاد و پیامدهای منطقه‌ای بازنگری قانون اساسی نخجوان

تجمع شماری از نمایندگان پارلمان ترکیه در مخالفت با انزوای آبخازیای گرجستان

تجمع شماری از نمایندگان پارلمان ترکیه در مخالفت با انزوای آبخازیای گرجستان

آزمون طراحی نهادی در صلح کردی ترکیه

آزمون طراحی نهادی در صلح کردی ترکیه