گذار امنیتی چندلایه در خاورمیانه؛ نقش ارمنستان و ترکیه در نظم جدید قفقاز جنوبی
غرب آسیا و قفقاز جنوبی در آستانه تحولات جدی و قابل توجه قرار دارد که سه سطح داخلی، منطقهای و بینالمللی را دربرمیگیرد. ارمنستان با فاصله گرفتن از روسیه و نزدیکی به اروپا و ترکیه با رویکرد نوعثمانی و دیپلماسی فعال، در حال بازتعریف جایگاه خود در قفقاز هستند. همزمان، پروژه «مسیر ترامپ»، کریدورهای ترانزیتی و اتحادهای سیال منطقهای مانند توافق دفاعی ترکیه، عربستان و پاکستان فارغ از اینکه تا چه حد موفق خواهند شد، نظم قدیمی را به چالش کشیدهاند. این یادداشت به بررسی گذار چندلایه امنیتی و نقش بازیگران میانی در شکلدهی به آینده منطقه میپردازد.
حامد حقپناه – کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: خاورمیانه این روزها دیگر آن میدان قدیمی رقابت قدرتهای بزرگ نیست. معادلات جدیدی در حال شکل گرفتن است؛ گذارهایی که همزمان در سه لایه داخلی کشورها، روابط منطقهای و فضای جهانی پیش می روند. در این میان بازیگران میانی دیگر تماشاگر نیستند. ارمنستان و ترکیه هر کدام به شیوه ای تلاش میکنند جایگاه تازهای برای خود بسازند و نظم امنیتی منطقه را بازتعریف کنند. این نوشته تلاش میکند این روند را از زاویه گذارهای چندلایه امنیتی بررسی کند.
در لایه داخلی کشورها نشانههای روشنی از بازآرایی دیده میشود. ارمنستان پس از جنگهای قرهباغ و ناامیدی از حمایت سنتی روسیه، مسیر تازهای در پیش گرفته است. دولت نیکول پاشینیان با اصلاح ساختار امنیتی، تغییر در شورای امنیت و نزدیکی بیشتر به اروپا، عملاً از الگوی جمهوری سوم فاصله گرفته و به سوی نظمی تازه حرکت میکند. این کشور همزمان روابط خود را با همسایگان غربی و جنوبی گسترش میدهد و پروژههای ارتباطی جدیدی را پیش می برد که میتواند نقشه ژئوپلیتیک قفقاز را دگرگون کند.
ترکیه نیز سال هاست از مدل قدیمی کمالیستی فاصله گرفته و به سمت رویکردی نوعثمانی و امنیتیتر پیش رفته است. این کشور با توسل به توان نظامی و دیپلماسی فعال، نقش خود را فراتر از مرزهایش تعریف میکند.
ایران هم در شرایط فشار خارجی و تغییرات منطقهای، مفهوم امنیت ملی خود را بازتعریف کرده است. مسائل داخلی و ضرورت حفظ نفوذ منطقهای، همه در این بازتعریف نقش دارند. این تغییرات داخلی دیگر مسئلهای صرفا محلی نیست؛ بلکه مستقیماً بر رفتار منطقهای کشورها اثر میگذارد.
در لایه منطقهای، نظم قدیمی مبتنی بر بلوکبندیهای سخت جای خود را به رقابت شبکهای و اتحادهای سیال داده است. امروز اتحاد ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان با امضای توافق دفاعی مشترک در مکه، یکی از نشانههای روشن این تحول است. این سه کشور که پیشتر روابط متفاوتی داشتند، اکنون در قالب ترتیبات دفاعی جدید کنار هم قرار گرفتهاند. همزمان گروه چهارگانه منطقهای شامل ترکیه، عربستان، مصر و پاکستان نیز در حال شکلگیری است و تلاش میکند چارچوبی مستقلتر از حمایت سنتی آمریکا بسازد. در مقابل، امارات متحده عربی مسیر متفاوتی را دنبال میکند و همکاریهای خود را با اسرائیل و هند گسترش داده است. این دوگانگی نشان میدهد منطقه دیگر به دو بلوک ثابت تقسیم نمیشود.
کشورها بر اساس منافع لحظهای و نیازهای امنیتی خود، شبکههای متغیری میسازند. دالانهای ارتباطی، انرژی و فناوریهای ارزانقیمت مانند پهپادها نیز به ابزارهای اصلی این رقابت تبدیل شدهاند. پروژه مسیر ترامپ یا همان گذرگاه ارتباطی میان آذربایجان و نخجوان که از خاک ارمنستان میگذرد، یکی از نقاط حساس این رقابت است. ایران نسبت به پیامدهای این پروژه بر مرز شمالی خود و کریدور شمال-جنوب حساسیت نشان داده و آن را تهدیدی برای منافع راهبردیاش میداند. ترکیه نیز با پیگیری گشایش مرز با ارمنستان و اتصال ریلی، تلاش دارد از این تحولات برای گسترش نفوذ خود در قفقاز و آسیای مرکزی بهره ببرد.
لایه بینالمللی نیز این تحولات را تشدید میکند. نظم جهانی از حالت تکقطبی آمریکایی به سوی چندقطبی رقابتی حرکت کرده است. کاهش تعهدات امنیتی آمریکا در برخی مناطق، افزایش نقش چین در اقتصاد و زیرساختها، تلاش روسیه برای حفظ نفوذ در قفقاز و خاورمیانه و جستجوی اروپا برای ایجاد عمق امنیتی تازه در پیرامون خود، همگی فضای مانور تازهای برای بازیگران میانی ایجاد کردهاند.
ارمنستان به همین دلیل به سمت اروپا متمایل شده و ترکیه میکوشد نقش مستقلتری ایفا کند. ایران نیز در این فضا تلاش دارد با حفظ محور مقاومت و گسترش روابط با قدرتهای شرقی، موقعیت خود را تثبیت کند. این سه سطح داخلی، منطقهای و بینالمللی با یکدیگر در تعاملاند. تغییر در یکی،دیگری را تحت تأثیر قرار میدهد و نتیجه نهایی هنوز روشن نیست.
پیامدهای این گذار چندلایه برای امنیت منطقه عمیق است. دالانهای ارتباطی دیگر، صرفا مسیرهای تجاری نیستند؛ بلکه ابزارهای قدرت و نفوذ محسوب میشوند. انرژی همچنان محور رقابت باقی مانده و فناوریهای جدید، جنگ افزارهای نامتقارن را در دسترس بازیگران میانی قرار داده است. بحرانهای ژئوپلتیک نیز از شکل سنتی خارج شده و پیچیدهتر گشتهاند.
ارمنستان و ترکیه در این بین نه قربانیان منفعل نظم جدید، بلکه جزو نیروهای فعال آن هستند. هر کدام با موانع داخلی، رقابتهای منطقهای و فشارهای بینالمللی روبرویند، اما همین تلاشها است که نظم آینده را شکل میدهد. نزدیکی محتاطانه آنکارا و ایروان در سالهای اخیر، از بازگشایی گذرگاههای مرزی تا همکاری در بازسازی زیرساختها، نشان میدهد که حتی رقبای سنتی نیز میتوانند در چارچوب منافع مشترک، بخشی از این نظم تازه شوند.
در نهایت آنچه امروز در خاورمیانه شاهدیم، گذار از نظمی است که قدرتهای بزرگ آن را تعیین میکردند به نظمی که بازیگران میانی در ساخت آن سهم بیشتری دارند. این گذار هنوز کامل نشده و پر از تناقض است، اما سمت و سوی کلی آن روشن به نظر میرسد. کشورهایی که بتوانند تعادل بهتری میان سه لایه داخلی، منطقهای و بینالمللی برقرار کنند، جایگاه پایدارتری در نظم آینده خواهند داشت. ترکیه با ظرفیت نظامی و دیپلماتیک گسترده و ارمنستان با موقعیت جغرافیایی حساس، هر دو در این معادله نقشی تعیینکننده ایفا میکنند.





