اجلاس شانگهای و بازی سهگانه ارمنستان، ترکیه و آذربایجان
اجلاس اخیر سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، از منظری خاص به عرصهای برای بازتاب تحولات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی تبدیل شد. حضور همزمان رهبران ارمنستان، ترکیه و جمهوری آذربایجان نشان داد که این کشورها در حال بازتعریف جایگاه خود در نظم نوین اوراسیا هستند. ارمنستان بهدنبال تنوعبخشی به روابط خارجی، آذربایجان در پی تثبیت نقش ترانزیتی و ترکیه درصدد گسترش نفوذ اوراسیایی خود است؛ روندی که آینده کریدورها و صلح منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد.
تحریریه اندیشکده زاویه: بیستوششمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای که در بیشکک، پایتخت قرقیزستان، برگزار شد، از منظری خاص به صحنهای برای نمایش تغییرات ژئوپلیتیکی در اوراسیا و بهویژه قفقاز جنوبی تبدیل شد. حضور همزمان نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه و الهام علیاف، رئیسجمهور جمهوری آذربایجان در نشست توسعهیافته «شانگهای پلاس»، اهمیت ویژهای داشت.
هر سه کشور جایگاه یکسانی در ساختار شانگهای ندارند، اما حضور آنها در کنار قدرتهایی همچون چین، روسیه، هند و ایران نشان میدهد که دامنه اثرگذاری این سازمان از چارچوب اعضای رسمی فراتر رفته و به یکی از بسترهای مهم بازآرایی ژئوپلیتیکی اوراسیا تبدیل شده است.
اهمیت این تحول برای قفقاز جنوبی در آن است که سه بازیگر اصلی منطقه، هر یک با انگیزهای متفاوت، در حال استفاده از فضای جدید اوراسیایی برای بازتعریف موقعیت خود هستند. اگرچه اهداف ارمنستان، ترکیه و جمهوری آذربایجان یکسان نیست، اما یک نقطه مشترک میان آنها وجود دارد: اتصال، تنوعبخشی به روابط خارجی و کاهش آسیبپذیری در برابر وابستگی به یک مرکز قدرت.
ارمنستان؛ دیپلماسی چندقطبی برای کاهش انزوا
حضور نیکول پاشینیان در اجلاس بیشکک را باید در چارچوب تحول سیاست خارجی ارمنستان طی سالهای اخیر تحلیل کرد. ایروان، بهویژه پس از تشدید اختلافات با روسیه و کاهش اعتماد به سازوکارهای سنتی امنیتی، تلاش کرده است روابط خارجی خود را متنوع کند و از وابستگی به یک قدرت یا یک بلوک مشخص فاصله بگیرد.
پاشینیان در بیشکک بر ضرورت ایجاد روابط دولتی با جمهوری آذربایجان و ترکیه و گسترش کانالهای ارتباطی تأکید کرد. این موضع از منظر ژئوپلیتیکی اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد ایروان در حال حرکت از سیاست مبتنی بر مدیریت مناقشه به سمت سیاستی است که در آن اتصال اقتصادی و عادیسازی روابط به بخشی از راهبرد امنیت ملی تبدیل شده است.
در این چارچوب، مفهوم «دیپلماسی چندقطبی» برای ارمنستان اهمیت پیدا میکند. هدف ایروان آن است که با توسعه همزمان روابط با غرب، روسیه، ایران، چین و دیگر بازیگران اوراسیا، فضای مانور خود را افزایش دهد. حضور در شانگهای نیز بخشی از همین رویکرد است. ارمنستان تلاش میکند نشان دهد که موقعیت جغرافیایی و سیاسی این کشور الزاماً آن را در مدار یک قدرت مشخص قرار نمیدهد.
موضوع اتصال نیز برای ایروان اهمیت مضاعف دارد. ارمنستان در صورت گشایش مسیرهای ارتباطی با ترکیه و جمهوری آذربایجان میتواند از وضعیت نسبتاً محصور کنونی فاصله گرفته و به بخشی از شبکه ترانزیتی قفقاز جنوبی تبدیل شود. بنابراین، برای ارمنستان، مشارکت در سازوکارهای چندجانبهای مانند شانگهای بیش از آنکه هدف امنیتی مستقیم داشته باشد، ابزاری برای افزایش گزینههای اقتصادی و ژئوپلیتیکی است.
جمهوری آذربایجان؛ تبدیل موقعیت ژئوپلیتیکی به قدرت ترانزیتی
برای جمهوری آذربایجان، اجلاس بیشکک فرصت دیگری برای تثبیت تصویری بود که باکو طی سالهای اخیر از خود ساخته است: یک بازیگر مستقل منطقهای و گره ارتباطی میان شرق و غرب.
دیدار علیاف و پاشینیان در حاشیه اجلاس، در این میان اهمیت ویژهای داشت. ادامه گفتوگوهای مستقیم میان دو کشور نشان میدهد که پس از تحولات نظامی قرهباغ، مسئله اصلی باکو بیش از گذشته تبدیل دستاوردهای میدانی به یک نظم سیاسی و اقتصادی پایدار است. برای جمهوری آذربایجان، عادیسازی روابط با ارمنستان میتواند زمینه را برای توسعه مسیرهای ارتباطی و افزایش نقش این کشور در شبکههای ترانزیتی فراهم کند.
پروژههایی مانند مسیرهای شرق ـ غرب و طرحهای جدید اتصال منطقهای، جایگاه آذربایجان را در رقابت کریدوری اوراسیا افزایش دادهاند. حضور باکو در شانگهای نیز با همین راهبرد هماهنگ است. جمهوری آذربایجان میکوشد همزمان در ساختارهای منطقهای و بینالمللی متعدد حضور داشته باشد تا از موقعیت جغرافیایی خود بیشترین بهره اقتصادی و سیاسی را ببرد.
از این منظر، شانگهای برای باکو صرفاً یک نهاد سیاسی نیست؛ بلکه بستری برای نزدیک شدن به اقتصادهای بزرگ آسیایی و تقویت روایت «آذربایجان بهعنوان هاب ترانزیتی اوراسیا» است.
ترکیه؛ بازی در چند جبهه ژئوپلیتیکی
در میان سه کشور، موقعیت ترکیه پیچیدهتر است. آنکارا عضو ناتو است، اما سالهاست بهعنوان شریک گفتوگو با سازمان همکاری شانگهای تعامل دارد. همین وضعیت به ترکیه امکان میدهد در دو فضای ژئوپلیتیکی متفاوت، یعنی ساختارهای غربی و شبکههای اوراسیایی، بهصورت همزمان فعال باشد.
حضور اردوغان در بیشکک را باید در چارچوب تلاش ترکیه برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان قدرت پیونددهنده اروپا، قفقاز، آسیای مرکزی و خاورمیانه تحلیل کرد. آنکارا از یک سو به روابط خود با غرب و ناتو وابسته است و از سوی دیگر، منافع مهمی در توسعه روابط با چین، روسیه، آسیای مرکزی و جهان ترک دارد.
دیدار اردوغان و علیاف نیز نشاندهنده اهمیت پیوند ترکیه و جمهوری آذربایجان در سیاست منطقهای آنکاراست. انرژی، زیرساخت و ترانزیت، سه محور اصلی این همکاری را تشکیل میدهند و توسعه مسیرهای ارتباطی در قفقاز جنوبی میتواند جایگاه ترکیه را بهعنوان مقصد و مسیر نهایی بخش مهمی از تجارت آسیایی تقویت کند.
در واقع، آنکارا تلاش میکند از «عضویت ناقص» در شانگهای، یک مزیت ژئوپلیتیکی بسازد. ترکیه بدون خروج از ساختار غربی، در حال گسترش حضور خود در فضای اوراسیایی است و از مجامعی مانند شانگهای برای گفتوگو با قدرتهایی استفاده میکند که در چارچوب ناتو رقیب یا شریک پیچیده آن محسوب میشوند.
قفقاز جنوبی؛ از مناقشه به رقابت بر سر اتصال
همزمانی حضور ارمنستان، جمهوری آذربایجان و ترکیه در بیشکک را نمیتوان صرفاً یک اتفاق تشریفاتی دانست. قفقاز جنوبی در حال عبور از مرحلهای است که در آن امنیت و مناقشه سرزمینی تنها متغیرهای تعیینکننده بودند. اکنون کریدورها، بنادر، خطوط ریلی، انرژی و تجارت به همان اندازه اهمیت پیدا کردهاند.
این تحول، منطق رقابت در منطقه را نیز تغییر میدهد. ارمنستان میخواهد از انزوای جغرافیایی خارج شود؛ آذربایجان در پی تثبیت جایگاه خود در مسیرهای شرق ـ غرب است و ترکیه میکوشد این شبکه را به بازارهای آسیای مرکزی و اروپا پیوند دهد. در چنین شرایطی، صلح و عادیسازی روابط دیگر صرفاً یک مسئله سیاسی نیست، بلکه پیششرطی برای تحقق پروژههای اقتصادی و ترانزیتی محسوب میشود.
از همین منظر، شانگهای میتواند نقش بستری مکمل برای گفتوگوهای منطقهای ایفا کند. این سازمان برخلاف ساختارهای سنتی امنیتی غرب، بر همکاری اقتصادی، اتصال منطقهای و گفتوگو میان طیف متنوعی از کشورها تأکید دارد. حضور سه بازیگر قفقاز جنوبی در چنین فضایی، نشانهای از افزایش اهمیت اوراسیا در محاسبات سیاست خارجی آنهاست.
جمعبندی
اجلاس بیشکک نشان داد که قفقاز جنوبی بیش از گذشته درون شبکه بزرگتر رقابت و همکاری اوراسیایی قرار گرفته است. ارمنستان با دیپلماسی چندقطبی در پی افزایش استقلال راهبردی است؛ جمهوری آذربایجان تلاش میکند دستاوردهای سیاسی و نظامی خود را به قدرت ترانزیتی و اقتصادی تبدیل کند؛ و ترکیه نیز با حفظ پیوندهای غربی، حضور خود در ساختارهای اوراسیایی را گسترش میدهد.
از این منظر، بازی سهگانه بیشکک صرفاً درباره سه کشور نبود؛ بلکه بازتابی از نظم جدیدی است که در آن قدرتها بیش از گذشته از مسیرهای اتصال، تجارت و زیرساخت برای افزایش نفوذ خود استفاده میکنند. اگر روند عادیسازی میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان ادامه یابد و مسیرهای ارتباطی منطقه گشوده شود، قفقاز جنوبی میتواند از یک منطقه حائل و مناقشهخیز به یکی از گرههای اصلی شبکه ترانزیتی اوراسیا تبدیل شود. در این صورت، شانگهای نیز نهتنها یک سازمان همکاری، بلکه یکی از مهمترین صحنههای شکلگیری این نظم جدید خواهد بود.





