سپر آشیل؛ حلقه تازه موازنهسازی در شرق مدیترانه
قرارداد «سپر آشیل» میان آتن و تلآویو، با ارزشی بالغ بر ۳ میلیارد یورو، فصل جدیدی در همکاریهای دفاعی شرق مدیترانه گشوده است. این توافق، فراتر از خرید سامانههای پدافندی مانند «فلاخن داوود»، به معنای درهمتنیدگی فناورانه و عملیاتی دو کشور است. این یادداشت با تحلیل رویکرد موازنهسازی یونان در برابر ترکیه و راهبرد «صادرات نفوذ» اسرائیل، به بررسی این پرسش میپردازد که چگونه تجربههای امنیتی خاورمیانه در حال بازتولید در معماری دفاعی اروپا هستند.
علی خوانساری – پژوهشگر مسائل منطقه و بینالملل
اندیشکده زاویه: امضای قرارداد ۳.۰۳۵ میلیارد یورویی «سپر آشیل» میان یونان و اسرائیل در ۳۱ اوت ۲۰۲۶ / 9 شهریور 1405، در ظاهر بخشی از برنامه نوسازی نیروهای مسلح یونان است؛ اما ابعاد توافق نشان میدهد مسئله از یک خرید تسلیحاتی فراتر میرود. بر اساس این قرارداد، اسرائیل یک شبکه یکپارچه و چندلایه دفاع هوایی، ضدبالستیک و ضدپهپادی برای یونان ایجاد خواهد کرد که سامانههای «فلاخن داوود»، «اسپایدر» و «باراک امایکس»، رادارهای چندمنظوره و یک سامانه ملی فرماندهی و کنترل را دربرمیگیرد. همزمان ۱۹ شرکت یونانی در اجرای برنامه مشارکت خواهند داشت و سهم صنایع دفاعی و فناوری یونان از قرارداد بیش از ۲۵ درصد، معادل حدود ۷۵۰ میلیون یورو، اعلام شده است.
اهمیت اصلی قرارداد در این است که روابط دفاعی آتن و تلآویو را از سطح خرید تجهیزات و رزمایشهای مشترک، به سمت درهمتنیدگی بیشتر فناورانه و همکاری بلندمدت صنعتی و عملیاتی سوق میدهد. یونان پیش از این نیز با رژیم صهیونیستی در حوزه آموزش نیروی هوایی همکاری داشته و دو کشور در ژانویه ۲۰۲۶ / دی 1404 برای توسعه همکاری در زمینه مقابله با پهپادها و تهدیدهای سایبری به توافق رسیدند. در دسامبر ۲۰۲۵ / آذر 1404 نیز یونان، اسرائیل و قبرس برنامه گسترش رزمایشهای هوایی و دریایی مشترک در سال ۲۰۲۶ را تصویب کردند.
در نتیجه، قرارداد تازه را بیش از آنکه آغاز یک رابطه جدید بدانیم، باید نشانه ورود همکاری نظامی دو کشور به مرحلهای ساختاریتر تلقی کرد؛ مرحلهای که در آن بخشی مهم از معماری دفاع هوایی یونان بر فناوری و همکاری مستمر با اسرائیل استوار خواهد شد.
ترکیه؛ محرک مهم اما نه تمام ماجرا
در تحلیل این روند، نمیتوان نقش ترکیه را نادیده گرفت. اختلافات یونان و ترکیه بر سر مرزهای دریایی، حریم هوایی، جزایر دریای اژه و مسئله قبرس، دهههاست یکی از مؤلفههای اصلی محاسبات امنیتی آتن محسوب میشود. یونان نزدیک به ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی خود را به امور دفاعی اختصاص میدهد و در چارچوب برنامه نوسازی نیروهای مسلح قصد دارد تا سال ۲۰۳۶ / 1415 حدود ۲۸ میلیارد یورو برای تقویت توان نظامی خود هزینه کند. خرید جنگندههای اف-۳۵، ناوهای جدید و اکنون ایجاد شبکه پدافندی چندلایه، اجزای همین روند هستند.
با این حال، تعبیر همکاری یونان و اسرائیل بهعنوان یک «ائتلاف ضدترکیه» میتواند گمراهکننده باشد. آتن و آنکارا همچنان عضو ناتو هستند و در کنار رقابت، کانالهای سیاسی خود را نیز حفظ کردهاند. آنچه در حال شکلگیری است بیشتر نوعی موازنهسازی امنیتی است. یونان میکوشد با گسترش روابط دفاعی با اسرائیل، آمریکا و کشورهای اروپایی، گزینههای بیشتری برای تقویت بازدارندگی خود در برابر ترکیه ایجاد کند.
اهمیت این روند زمانی بیشتر میشود که همزمان روابط ترکیه و اسرائیل نیز رقابتیتر شده است. رقابت ترکیه و اسرائیل طی سالهای اخیر از اختلافات مقطعی فراتر رفته و به بخشی از معادلات ساختاری شرق مدیترانه تبدیل شده است. در این میان، گسترش همکاریهای دفاعی اسرائیل با یونان و قبرس نیز میتواند از نگاه آنکارا به معنای محدودتر شدن فضای مانور منطقهای و دریایی ترکیه باشد و به حساسیت بیشتر این کشور نسبت به موازنه در شرق مدیترانه منجر شود.
در چنین شرایطی، مسئله تنها افزایش توان دفاعی یونان نیست. هرچه همکاری یونان، قبرس و اسرائیل منسجمتر شود، احتمال آنکه آنکارا این روند را تغییری در موازنه منطقهای تلقی کند بیشتر خواهد شد. این وضعیت میتواند نمونهای از «معمای امنیت» باشد. اقدامی که یک طرف آن را با هدف افزایش امنیت خود انجام میدهد، از سوی طرف مقابل تهدید تلقی میشود و زمینه اقدامات متقابل و تشدید رقابت نظامی را فراهم میکند.
اسرائیل؛ صادرات سلاح یا صادرات نفوذ
برای اسرائیل نیز قرارداد با یونان فقط یک موفقیت تجاری نیست. وزارت دفاع اسرائیل این توافق را بزرگترین قرارداد صادرات دفاعی در تاریخ روابط دو کشور و یکی از بزرگترین قراردادهای دفاعی اسرائیل معرفی کرده است. نکته مهمتر آنکه این وزارتخانه صراحتاً توسعه صادرات دفاعی را ابزاری برای تقویت صنایع نظامی، توان داخلی و جایگاه سیاست خارجی اسرائیل میداند.
فروش یک شبکه پدافندی چندلایه با فروش یک سلاح منفرد تفاوت دارد. چنین شبکهای به آموزش، نگهداری، بهروزرسانی، تأمین قطعات، انتقال دانش و همکاری مستمر میان فروشنده و خریدار نیاز دارد. در نتیجه، صادرات سامانههای پدافندی میتواند به ایجاد روابط امنیتی بلندمدت منجر شود. قرارداد جدید نیز انتقال دانش و فناوری به صنایع یونانی و گسترش همکاری صنعتی دو کشور را پیشبینی کرده است.
این مسئله بهویژه درباره فناوریهای پدافندی اسرائیل اهمیت دارد. سامانه «فلاخن داوود» در جنگ ایران و اسرائیل برای رهگیری موشکهای ایرانی به کار گرفته شد، اما نتوانست بهطور کامل مانع عبور و اصابت بخشی از موشکها شود و محدودیتهای آن در برابر حملات پرتعداد و ترکیبی آشکار شد. با این حال، این عملکرد نهچندان موفق نیز از جذابیت صادراتی سامانه نکاسته و یونان پس از فنلاند دومین مشتری خارجی آن خواهد بود. به این ترتیب، اسرائیل حتی از سامانهای که در میدان نبرد با چالشهای جدی مواجه شده، توانسته یک مزیت صادراتی بسازد و حضور خود را در بازار دفاعی اروپا گسترش دهد.
این تحول برای ایران چه معنایی دارد
قرارداد «سپر آشیل» مستقیماً علیه ایران طراحی نشده است و محرک اصلی آتن همچنان نوسازی ارتش و شرایط امنیتی شرق مدیترانه است. با این حال، روندی که در پشت این قرارداد قرار دارد برای ایران قابل توجه است. فناوریها و تجربههایی که اسرائیل در رویاروییهای مستقیم با ایران و مقابله با موشکها و پهپادها به دست آورده، بهتدریج در حال تبدیل شدن به بخشی از معماری دفاعی کشورهای اروپایی است.
جنگ ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۶ نیز نشان داد که دامنه پیامدهای امنیتی درگیریهای خاورمیانه میتواند تا شرق مدیترانه امتداد پیدا کند. حمله پهپادی به پایگاه بریتانیایی آکروتیری در قبرس و استقرار ظرفیتهای پدافندی کشورهای اروپایی در این منطقه، نمونهای از کاهش فاصله امنیتی میان خاورمیانه و جنوب اروپا بود. این روند برای ایران از آن جهت اهمیت دارد که تجربه عملیاتی و فناوریهای دفاعی اسرائیل دیگر صرفاً در محیط امنیتی خاورمیانه باقی نمیماند و بهتدریج در شبکههای دفاعی کشورهای اروپایی نیز ادغام میشود.
در مجموع، اهمیت «سپر آشیل» را نباید فقط در ارزش سه میلیارد یورویی آن یا تعداد سامانههای خریداریشده جستوجو کرد. تحول مهمتر، حرکت شرق مدیترانه به سمت شبکهای متراکمتر از روابط دفاعی است؛ شبکهای که در آن همکاری یونان، قبرس و اسرائیل عمیقتر میشود و در مقابل ترکیه نیز ظرفیت نظامی و صنایع دفاعی خود را توسعه میدهد. هنوز برای سخن گفتن از یک بلوک نظامی جدید زود است، اما قرارداد تازه نشان میدهد رقابت منطقهای دیگر تنها بر سر مرزهای دریایی و منابع انرژی نیست؛ فناوری دفاعی، همکاری صنعتی و پیوندهای امنیتی بلندمدت نیز به عناصر تعیینکننده موازنه قدرت در شرق مدیترانه تبدیل شدهاند.





