صلح قرهباغ در بوته آزمون؛ مرور دستاوردها و چالشهای یکسال پس از واشنگتن
یک سال پس از امضای توافق به اصطلاح صلح باکو-ایروان در واشنگتن، قفقاز جنوبی بیش از هر زمانی دیگری در این یک سال به صحنه تناقضی آشکار تبدیل شده است. از یک سو، نخستوزیر ارمنستان و رئیسجمهور آذربایجان بر تداوم مسیر صلح تأکید دارند و از دستاوردهای اقتصادی و ترانزیتی سخن میگویند. از سوی دیگر، درگیریهای مرزی همچنان ادامه دارد. همزمان، فراخوانی سفیر ارمنستان از مسکو، گسست ایروان از روسیه و نزدیکی به غرب را رقم زده و ترکیه با محور آسیای مرکزی، نظم جدیدی را در منطقه طراحی میکند.
زهرا اخوانزاده – پژوهشگر مسائل ترکیه و قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: یک سال پس از امضای قرارداد به اصطلاح صلح واشنگتن، منطقه قفقاز جنوبی در حال حاضر تصویری دوگانه و متناقض از خود به نمایش گذاشته است. از یک سو، هشتم اوت سالگرد امضای توافقنامه صلح واشنگتن بود؛ توافقی که یک سال پیش، به نظر میرسید پایاندهنده مناقشه دیرینه قرهباغ باشد. نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، در گفتوگو با الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، بر «ملموس و قابللمس بودن صلح» برای هر دو ملت تأکید کرد و طرفین بر تداوم مسیر آشتی دست گذاشتند.
با این حال، تنها چند روز بعد، مرزهای دو کشور بار دیگر شاهد درگیری و تبادل آتش بود؛ ارمنستان، آذربایجان را به «تحریک نظامی» متهم کرد و آذربایجان نیز از نقض آتشبس از سوی ایروان سخن گفت. این همزمانی سالگرد یک توافق مهم با ادامه تنشهای مرزی، پرسشی اساسی را پیش میکشد: آیا صلح در قفقاز جنوبی پایدار است، یا این تنها یک وقفه تاکتیکی در مناقشهای حلنشده است؟
یک سال پس از واشنگتن؛ دستاوردها در برابر کاستیها
اهمیت توافق واشنگتن را حتی اگر یک سند صوری هم بوده باشد، نمیتوان نادیده گرفت. چرا که برای نخستین بار چارچوبی رسمی برای برقراری روابط صلحآمیز میان ایروان و باکو ایجاد کرد. در طول یک سال گذشته، گامهای عینی و مهمی برداشته شده است: ثبات نسبی در مرزها حفظ شده، کریدور چندوجهی موسوم به «تریپ» از مرحله ایده به پروژهای در دست اجرا تبدیل شده و آمریکا نیز ۲۰۱ میلیون دلار برای تقویت کریدور میانی دریای خزر اختصاص داده است. آذربایجان محدودیتهای ترانزیتی خود بر ارمنستان را لغو کرد و نزدیک به 60 هزار تن کالا میان دو کشور مبادله شد. همچنین، گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا که دهها سال نماد بنبست دیپلماتیک بود، به درخواست مشترک دو طرف منحل شد.
اما در کنار این پیشرفتها، پاشینیان خود نیز به صراحت اشاره کرده که توافق هنوز به تصویب نهایی مجالس نرسیده، مرزها به طور کامل مشخص نشدهاند و شماری از اسیران جنگی ارمنی همچنان در آذربایجان به سر میبرند. مهمتر از همه، کریدور تریپ که باید از خاک ارمنستان عبور کرده و جمهوری آذربایجان را به نخجوان متصل کند، در عمل با موانع فنی و سیاسی متعددی روبروست. درگیریهای نظامی ماه اوت نیز نشان داد که توافق واشنگتن هرچند مناقشه را «یخزده» کرده، اما ریشههای آن را نبش نکرده است. پاشینیان در پیام سالگرد خود هشدار داد که «برقراری صلح آسان نیست، اما نابود کردن و انکار آن بسیار آسان است»؛ هشداری که تنها چند روز بعد، با گزارشهایی از تحرکات نظامی در مرز، رنگ واقعیت به خود گرفت.
گسست ایروان از مسکو و تغییر موازنه قوا
اگر تنشهای مرزی، چالش سطحی صلح قرهباغ است، تحول مهمتر را باید در تغییر مسیر راهبردی ارمنستان جست. در یکی از مهمترین رویدادهای ژئوپلیتیکی سال، پاشینیان در اواخر اوت ۲۰۲۶، سفیر ارمنستان در مسکو را فراخواند. این اقدام که با انتقاد از «ناتوانی سفیر در کاهش تنشهای تهران-مسکو» توجیه شد، در واقع پیامی صریح به کرملین داشت: ارمنستان دیگر حاضر نیست سفیری را در مسکو داشته باشد که بیش از آنکه نماینده ایروان باشد، گویا صدای کرملین را در ایروان تکرار میکند.
زمینه این تصمیم، فاصلهگیری شتابان ایروان از روسیه و گرایش به اتحادیه اروپا و آمریکاست. پاشینیان به تازگی اعلام کرده که ارمنستان روند پیوستن به اتحادیه اروپا را در پیش خواهد گرفت. این در حالی است که مسکو از ماه مه، سفیر خود را از ایروان فراخوانده و به نشانه اعتراض، روابط دو کشور را به پایینترین سطح از دوران پساشوروی رسانده است.
برای سه دهه، روسیه متحد و ضامن امنیت ارمنستان بود؛ نیروهای روس در پایگاههای نظامی ارمنستان مستقر بودند و مسکو از طریق پیمان امنیت جمعی، پشتیبان ایروان محسوب میشد. اما ناکامی روسیه در جلوگیری از پیروزی نظامی آذربایجان در سال ۲۰۲۰ / 1399 و سکوت نسبی آن در جریان عملیات ۲۰۲۳ / 1402، اعتماد ارمنستان را به کلی متزلزل کرد. امروز، ایالات متحده و اتحادیه اروپا عملاً نقش ضامن امنیت را در ارمنستان بر عهده گرفتهاند و هیئتهای ناظر غیرنظامی غربی در مرزهای این کشور مستقر شدهاند. این تغییر مسیر، توازن قوا در قفقاز جنوبی را به طور بنیادین دگرگون میکند؛ چرا که روسیه عملاً آخرین پایگاه استراتژیک خود در منطقه را از دست میدهد و قفقاز جنوبی از «حیات خلوت» روسیه به عرصهای برای رقابت چندقطبی تبدیل میشود.
نقش کلیدی ترکیه و محور نوین آسیای مرکزی-قفقاز
در این بازآرایی پیچیده، ترکیه بیش از هر بازیگر دیگری خود را به عنوان محور پیوند میان غرب آسیا و قفقاز تثبیت میکند. آنکارا در عین حال که متحد استراتژیک آذربایجان است، با گرجستان نیز روابط راهبردی عمیقی دارد و همزمان در مسیر عادیسازی روابط با ارمنستان گام برمیدارد.
در ۲۰ اوت / 29 مرداد، نخستوزیر گرجستان و سفیر ترکیه در تفلیس بر «اهمیت صلح و ثبات در قفقاز جنوبی» و گسترش همکاریهای دوجانبه تأکید کردند. ترکیه بارها حمایت خود را از تمامیت ارضی گرجستان و مسیر پیوستن این کشور به ناتو اعلام کرده است. در چارچوب همکاری سهجانبه ترکیه، گرجستان و آذربایجان، رزمایشهای نظامی مشترک و همکاری در حفاظت از زیرساختهای راهبردی انرژی و ترانزیت در دستور کار قرار دارد. همزمان، آنکارا مقدمات تجارت مستقیم با ایروان را نیز فراهم کرده است. این سه محور موازی، ترکیه را به بازیگری تبدیل کرده که از طریق اتحاد با باکو، همکاری با تفلیس و تنشزدایی با ایروان، در حال طراحی نظم جدیدی در منطقه است.
در همین حال، اتحاد راهبردی آذربایجان و ازبکستان به عنوان یک پل اقتصادی میان آسیای مرکزی و قفقاز در حال شکلگیری است. الهام علیاف در سفر اوت خود به تاشکند، با شوکت میرضیایف معاهده دوستی ابدی امضا کرد. حجم مبادلات تجاری دو کشور در سال ۲۰۲۵ / 1404 بیش از سه برابر شد و به ۷۹۵ میلیون دلار رسید. دو طرف بر توسعه کریدور فرا‑خزری و بهبود زیرساختهای لجستیکی تأکید کردند. علیاف با صراحت اعلام کرد که «آسیای مرکزی و آذربایجان امروز یک منطقه واحد ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک را تشکیل میدهند». این محور نوین، ضمن ایجاد مسیرهای جایگزین برای صادرات ازبکستان به غرب، جایگاه آذربایجان را به عنوان دروازه ورود کالاهای آسیای میانه به اروپا تثبیت میکند. معنای عمیقتر این تحول، شکلگیری فضایی به هم پیوسته در قلب اوراسیاست که نقش سنتی روسیه به عنوان هاب ترانزیتی و امنیتی در آن کمرنگ میشود.
چشمانداز و ارزیابی نهایی
قفقاز جنوبی امروز در گذار از دو تحول همزمان اما ناهماهنگ قرار دارد. اول، گذار از مناقشه دههها به صلحی ناقص و نهادمند؛ توافق واشنگتن و کریدور تریپ، دستاوردهایی واقعی اما شکنندهاند که برای تثبیت به اراده سیاسی مستمر و سازوکارهای اجرایی کارآمد نیاز دارند. دوم، گذار از نظم امنیتی روسمحور به فضایی چندقطبی که در آن آمریکا، اتحادیه اروپا، ترکیه و حتی قدرتهای نوظهوری مانند ازبکستان نقشآفرینی میکنند.
این دو گذار همجهت نیستند. صلح نیازمند ثبات و قابلیت پیشبینی است، در حالی که تغییر نظم ژئوپلیتیک ذاتاً رقابتآمیز و بیثباتکننده است. همزمانی سالگرد توافق با درگیریهای مرزی و فراخوانی سفیر ارمنستان از مسکو، همگی نشانههایی از این ناهماهنگیاند. از باکو تا ایروان، از تفلیس تا آنکارا، از مسکو تا واشنگتن، همه بازیگران در حال محاسبه منافع و جایگاه جدید خود هستند. توافق واشنگتن، صلح را ممکن ساخته، اما صلحی پایدار – آنگونه که نیازی به یادآوری سالانه و بیانیههای رسمی نداشته باشد و با صدای گلوله در مرزها همراه نباشد – همچنان در گروی یافتن تعادلی نوین میان این نیروهای متضاد است.





