باکو و تاشکند در مسیر یک شراکت ژئواکونومیک جدید
روابط آذربایجان و ازبکستان از سطح همسویی تاریخی فراتر رفته و به شراکتی مبتنی بر منافع مشترک، جغرافیا و ژئواکونومی بدل شده است. هدف یک میلیارد دلاری تجارت دوجانبه تا ۲۰۳۰، همراه با گسترش سرمایهگذاری، لجستیک و همکاریهای منطقهای، نشان میدهد که باکو و تاشکند میکوشند پیوندی پایدار میان قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی بسازند و از ظرفیت کریدور میانی برای اتصال به بازارهای جهانی بهره بگیرند.
اندیشکده زاویه – گزارش اختصاصی: روابط آذربایجان و ازبکستان ریشههای تاریخی و زبانی عمیقی دارد. با این حال، در روابط بینالملل، همسویی تاریخی به تنهایی ضامن اتحاد سیاسی نیست. آنچه موتور محرک این رابطه در عصر جدید شده، «انطباق منافع» است که در رأس آن، «جغرافیا» قرار دارد.
خط ارتباطی باکو-تاشکند، امروز نه تنها از منظر دیپلماتیک، بلکه از منظر «ژئواکونومیک» اهمیت ویژهای یافته است. این مسیر نه تنها تجارت دوجانبه را تسهیل میکند، بلکه راهکار راهبردی برای دور زدن محدودیتهای ژئوپلیتیک و دسترسی به بازارهای جهانی برای هر دو کشور است.
آذربایجان و ازبکستان در حال تعیین یک هدف اقتصادی بلندپروازانه اما تا حد زیادی واقعبینانه هستند تا حجم تجارت دوجانبه را به یک میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ افزایش دهند. در نگاه نخست، این رقم صرفاً یک هدف تجاری دو کشور به نظر میرسد، اما در واقعیت، این امر میتواند بخشی از یک تحول بسیار کلان در روابط اقتصادی بین قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی باشد.
دادههای مبادلات دو کشور حاکی از روند شتابان دارد، به طوری که تجارت دوجانبه در سال ۲۰۲۵ به ۳۰۷.۳ میلیون دلار رسیده که نشاندهنده افزایش ۱۴.۶ درصدی نسبت به سال پیش است. همچنین، در شش ماه نخست سال ۲۰۲۶، تجارت دوجانبه به ۱۷۰.۳ میلیون دلار رسیده که نسبت به سال قبل ۳۰.۸ درصد افزایش داشته است. به باور کارشناسان، در صورت تداوم این روند و پشتیبانی از سوی سرمایهگذاریهای جدید و پروژههای تجاری، هدف ۱ میلیارد دلاری میتواند به فراتر از یک خواست دیپلماتیک تبدیل شود.
مهمترین جنبه ابتکار جدید این است که آذربایجان و ازبکستان تنها بر افزایش تبادل کالا تمرکز ندارند. زیرا رایزنی دو کشور بر همکاری در سرمایهگذاری، ارتباطات تجاری و مشارکتهای منطقهای تأکید دارد. این امر از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا رشد پایدار تجارت معمولاً به توسعه روابط سازنده بین شرکتها بستگی دارد، نه صرفاً توافقات دولتی.
ازبکستان پرجمعیتترین کشور آسیای مرکزی است و بازار داخلی بزرگی، پایگاه صنعتی رو به رشد و اقتصادی در حال توسعه دارد. در مقابل، آذربایجان زیرساختهای حمل و نقل، لجستیک و انرژی را توسعه داده و موقعیت راهبردی مهمی بین بازارهای آسیای مرکزی و اروپا دارد. بنابراین، نقاط قوت اقتصادی آنها مکمل یکدیگر است.
برای ازبکستان، تعمیق همکاری با آذربایجان میتواند فرصتهای بیشتری برای دسترسی به بازارهای بینالمللی از طریق دریای خزر و فراتر از آن فراهم کند. بنادر، راهآهن و زیرساختهای لجستیکی آذربایجان میتواند به اتصال محصولات ازبکستان به بازارهای قفقاز جنوبی، ترکیه و اروپا کمک کند. برای آذربایجان نیز روابط سطح بالا با ازبکستان دسترسی به یکی از بزرگترین اقتصادهای آسیای مرکزی را فراهم و فرصتهایی را برای شرکتهای آذربایجانی ایجاد میکند تا فعالیتهای خود را به سمت شرق گسترش دهند.
با توسعه روابط بین باکو و تاشکند، کریدور میانی نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند. توسعه مسیر حمل و نقل ترانس خزر فرصتهای جدیدی را برای کشورهای این مسیر در راستای تقویت پیوندهای تجاری و لجستیکی ایجاد کرده است. آذربایجان و ازبکستان میتوانند از این فرآیند نه تنها به عنوان اقتصادهای مستقل، بلکه شرکای یک شبکه ارتباطی بزرگ اوراسیا نیز بهرهمند شوند.
با این حال، دستیابی به تجارت دوجانبه یک میلیارد دلاری به فراتر از افزایش حجم صادرات موجود نیاز دارد. دو کشور باید طیف محصولات و خدماتی مبادلهای را گسترش دهند. همکاری در کشاورزی، فرآوری مواد غذایی، مواد شیمیایی، نساجی، ماشینآلات، داروسازی، لجستیک و فناوری میتواند منابع جدیدی برای رشد ایجاد کند.
در این میان، سرمایهگذاری نیز از اهمیت راهبردی برخوردار است. اگر شرکتهای هر دو کشور تأسیسات تولیدی، مراکز توزیع یا سرمایهگذاریهای مشترک در بازارهای یکدیگر تأسیس کنند، تجارت دوجانبه میتواند پایه و اساس پایدارتری پیدا کند. برای مثال، شرکت تولیدکننده در ازبکستان از زیرساختهای ترانزیتی آذربایجان برای رسیدن به بازارهای اروپایی استفاده میکند، اما همزمان به تجارت، سرمایهگذاری و اتصال کمک خواهد کرد.
مجمع بین منطقهای ازبکستان و آذربایجان که به زودی در تاشکند برگزار میشود، میتواند به انتقال این روند از مذاکرات دولتی به همکاریهای تجاری عملی کمک کند. ارزش چنین مجامعی هنگامی بیشتر میشود که منجر به قرارداد، سرمایهگذاریهای مشترک و همکاری بلندمدت شوند.
بنابراین، هدف یک میلیارد دلاری باید به عنوان یک نقطه شروع و نه یک نقطه پایان در نظر گرفته شود. دستیابی به این هدف نشان میدهد که دو اقتصاد جدا شده توسط دریای خزر میتوانند باوجود فاصله جغرافیایی، روابط تجاری یکپارچهای ایجاد کنند.
مهمتر از آن، همکاری بین آذربایجان و ازبکستان نشاندهنده یک روند اقتصادی گسترده است. ارتباط آسیای مرکزی با بازارهای قفقاز جنوبی، ترکیه و اروپا در حال افزایش است و در این میان، آذربایجان جایگاه خود را به عنوان یکی از پیوندهای کلیدی بین این مناطق تقویت میکند. برای باکو و تاشکند، این همکاری فرصت غیرقابلانکاری است. تجارت دوجانبه میتواند منافع اقتصادی ایجاد و با مشارکت سرمایهگذاری، زیرساختها و همکاری تجاری میتواند ارزش پایدار ایجاد کنند.
روابط جمهوری آذربایجان و ترکیه به عنوان نمادی از یک اتحاد راهبردی شناخته میشو که بارها از سوی مقامات ارشد دو کشور، از جمله الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، مورد تأکید قرار گرفته است. در تحولی تازه، همگرایی باکو و تاشکند نیز نشاندهنده شکلگیری یک پیوند ساختاری مشابه است که میتواند وزن ژئوپلیتیک آذربایجان را در منطقه آسیای مرکزی به شکلی معنادار افزایش دهد.
این فرایند، در حال ایجاد شبکهای از روابط چندجانبه است که در آن، ظرفیتهای سه پایتخت باکو، آنکارا و تاشکند بهطور متقابل یکدیگر را تکمیل میکنند. اگرچه هنوز برای اطلاق عنوان «بلوک نظامی-سیاسی» به این همکاریها زود است، اما تعمیق تعاملات در حوزههای حملونقل، انرژی، صنایع دفاعی، سرمایهگذاریهای مشترک و تعاملات فرهنگی در چارچوب «سازمان کشورهای ترک»، در حال ترسیم یک پیکربندی منطقهای جدید است.
در این میان، آذربایجان نقشی محوری ایفا میکند. باکو با بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی ویژه خود، عملاً به یک «هاب» یا دروازه ارتباطی تبدیل شده که از یک سو اتصال به ترکیه و از سوی دیگر، دسترسی به بازارهای رو به رشد آسیای مرکزی را تسهیل میکند. این موقعیت، آذربایجان را به ستون فقرات این مثلث جدید و پل اتصال دهنده شرق و غرب در کریدورهای میانی تبدیل کرده است.





