چرا آذربایجان از تشدید تنش ترکیه و اسرائیل بیشترین آسیب را میبیند؟
آذربایجان بیش از هر کشور دیگری در قفقاز از بحران در روابط ترکیه – اسرائیل آسیب میبیند. یک مقام آذری به نقل از منابع ناشناس گفته است: «آیا شما (اسرائیل) و ترکیه دیوانه شدهاید؟ ما دوست هر دوی شما هستیم. اگر جنگی درگیرد، ما چه کنیم؟ باید تنش فوراً کاهش یابد.» این جمله نشاندهنده عمق نگرانی باکو است؛ کشوری که نمیخواهد و نمیتواند میان متحدان خود یکی را برگزیند.
تحریریه اندیشکده زاویه: گرچه برخی بر این باورند تنش در مناسبات تلآویو – آنکارا در سطح دیپلماتیک و رسانهای باقی خواهد ماند، اما ریشههای اختلاف – بهویژه بر سر نظم امنیتی آینده سوریه پسااسد – بسیار عمیقتر از آن است که بهسادگی قابل مدیریت باشد. پیامدهای این رویارویی اگر ادامه یابد و چه بسا از کنترل دو طرف خارج شود، قطعاً از مرزهای سوریه فراتر خواهد. منطقه قفقاز جنوبی با توجه به حضور و نفوذی که ترکیه و رژیم اسرائیل در آنجا از آن برخوردارند و طرفین کماکان بهدنبال تحکیم و تثبیت موفیعت سیاسی و اقتصادی و … خود در این منطقه هستند به خصوص در رابطه با آذربایجان، از مناطق مهمی است که تحت تأثیر تنش در روابط ترکیه و اسرائیل قرار خواهد گرفت.
پیامدهای مستقیم بر قفقاز جنوبی
الف) برهمخوردن موازنه قدرت خارجی
قفقاز جنوبی همواره عرصه رقابت قدرتهای بزرگ بوده و ثبات آن به تعامل هوشمندانه بازیگران خارجی وابسته است. ترکیه نزدیکترین متحد آذربایجان و اسرائیل تأمینکننده اصلی تسلیحات پیشرفته باکو به شمار میرود. تشدید تنش میان این دو، معادلهای را که سالها بر پایه همزیستی موازی آن دو در قفقاز استوار بود بر هم میزند.
نکته قابل توجه اینکه برخی رسانههای یونانی از قابلیت سرایت تنش به شرق مدیترانه و قبرس سخن گفتهاند. در صورتی که آنکارا مجبور شود بخشی از توان نظامی و دیپلماتیک خود را به جبهه مدیترانه منتقل کند، حضور مؤثر آن در قفقاز کاهش خواهد یافت. برای آذربایجان که در قراردادهای نظامی و امنیتی خود به شدت به پشتیبانی ترکیه متکی است، این به معنای تضعیف پشتوانه راهبردی در برابر تهدیدات احتمالی از سوی همسایگان است.
ب) بازگشت روسیه به معادلات با اهرم جدید
مسکو براساس سیاست ثابت و شناختهشدهای که دارد، همواره از هر شکافی در اردوگاه رقبا بهرهبرداری کرده است. اکنون که روابط آنکارا و تلآویو تیره شده، روسیه در صدد با ایفای نقش میانجی یا حتی تقویت همکاریهای محدود با هر دو طرف، جایگاه خود را در قفقاز ارتقا دهد. از سوی دیگر، ارمنستان که بهتازگی پیمان امنیتی خود با روسیه را به چالش کشیده، ممکن است در چنین شرایطی بار دیگر به مسکو متمایل شود و روند صلح با آذربایجان را با اماواگرهایی همراه سازد. این دقیقاً همان سناریویی است که باکو از آن هراس دارد؛ زیرا هرگونه اختلال در روند عادیسازی روابط با ایروان، دستاوردهای نظامی و دیپلماتیک دو سال اخیر آذربایجان را به مخاطره میاندازد.
جمهوری آذربایجان در تنگنای دو متحد
آذربایجان بیش از هر کشور دیگری در قفقاز از این بحران آسیب میبیند، چراکه مجبور است میان دو شریک مهم و راهبردی خود تعادل برقرار کند؛ تعادلی که روزبهروز دشوارتر میشود.
الف) وابستگی دوگانه؛ امنیتی و اقتصادی
- ترکیه در جنگ دوم قرهباغ (۲۰۲۰) و نیز تحولات ۲۰۲۳، نقشی تعیینکننده در حمایت سیاسی، لجستیکی و اطلاعاتی از باکو ایفا کرد. روابط آنکارا و باکو در سطح «یک ملت، دو دولت» تعریف میشود و هر گونه فاصلهافتادن ترکیه از قفقاز، خلأیی امنیتی برای آذربایجان ایجاد خواهد کرد.
- اسرائیل اما در جایگاهی متفاوت قرار دارد؛ نزدیک به ۶۰ درصد واردات تسلیحاتی آذربایجان از اسرائیل تأمین میشود و پهپادها، سامانههای دفاعی و تجهیزات شناسایی اسرائیلی ستون فقرات توان نظامی باکو را تشکیل میدهند. در مقابل، آذربایجان حدود ۴۰ درصد نفت مورد نیاز اسرائیل را تأمین میکند. این وابستگی متقابل، هرگونه انتخاب اجباری میان آنکارا و تلآویو را برای باکو غیرممکن و در عین حال بسیار پرهزینه میسازد.
ب) نقش میانجی؛ ضرورت یا فرصت؟
باکو از همان روزهای نخست بحران، پیدا و پنهان کوشش گستردهای برای میانجیگری آغاز کرده است. در آوریل ۲۰۲۵ و پیش از تشدید اخیر، الهام علیاف ریاست جمهوری آذربایجان شخصاً میزبان دیدار رؤسای سازمانهای اطلاعاتی ترکیه و اسرائیل در باکو بود و زمینهساز تفاهم اولیه درباره هماهنگی عملیات در سوریه شد. اکنون دیپلماتهای آذری تلاش میکنند تا همین قالب را احیا کنند.
یک مقام آذری به نقل از منابع ناشناس گفته است: «آیا شما و ترکیه دیوانه شدهاید؟ ما دوست هر دوی شما هستیم. اگر جنگی درگیرد، ما چه کنیم؟ باید تنش فوراً کاهش یابد.» این جمله نشاندهنده عمق نگرانی باکو است؛ کشوری که نمیخواهد و نمیتواند میان متحدان خود یکی را برگزیند.
نکته مهم اینکه آذربایجان مزیتی نسبت به میانجیهایی مانند آمریکا دارد؛ فرستاده ویژه آمریکا، تام باراک، به دلیل زیر سؤال بردن اطلاعاتی که مبنای حمله اسرائیل به ابوظهور بود، نزد تلآویو اعتبار خود را از دست داده است. در مقابل، باکو همچنان از اعتماد کامل هر دو پایتخت برخوردار است و میتواند نقش «پل ارتباطی» را ایفا کند.
پیامدهای منفی برای آذربایجان در صورت تداوم تنش
الف) خطر وادارشدن به انتخاب اجباری
اگر میانجیگری باکو نتیجهبخش نباشد و تنش به درگیری نظامی یا تحریمهای فراگیر بیانجامد، فشار بر باکو برای اعلام موضع افزایش مییابد. اگر آذربایجان به نفع ترکیه موضعگیری کند، همکاری تسلیحاتی و اطلاعاتی با اسرائیل را از دست میدهد و اگر به سمت اسرائیل متمایل شود، اتحاد راهبردی با ترکیه را به مخاطره میاندازد. هر دو سناریو برای امنیت ملی باکو فاجعهبار است.
ب) تضعیف روند صلح با ارمنستان
ترکیه بهعنوان ضامن منافع آذربایجان در مذاکرات با ارمنستان نقش کلیدی دارد. هرگونه کاهش حضور یا تمرکززدایی از توان ترکیه، به ایروان این پیام را میدهد که باکو در موقعیت ضعف نسبی قرار دارد. این موضوع ممکن است ارمنستان را به سختگیری بیشتر در مذاکرات مرزی و همچنین افزایش همکاری با روسیه یا ایران ترغیب کند.
ج) آسیب به پروژههای انرژی
جمهوری آذربایجان در حال اجرای پروژههای بزرگ انتقال انرژی به اروپا از مسیر ترکیه (مانند خط لوله تاناپ) است. تشدید تنش در شرق مدیترانه و احتمال ناآرامی در مسیرهای ترانزیتی، میتواند هزینههای بیمه و سرمایهگذاری را افزایش دهد و حتی برخی خریداران اروپایی را به سمت منابع جایگزین سوق دهد. این یعنی ضربهای مستقیم به اقتصاد وابسته به نفت و گاز آذربایجان.
جمعبندی و چشمانداز
تنش ترکیه و اسرائیل هرچند خاستگاهی سوری دارد، اما امواج آن به ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی نیز رسوخ کرده است. در این میان، جمهوری آذربایجان بهعنوان حلقه وصل این دو دولت، بیش از هر بازیگر دیگری در معرض ریسک قرار دارد. باکو با تکیه بر دیپلماسی فعال و اعتمادی که نزد هر دو طرف دارد، تلاش میکند نقش «کاهنده تنش» را ایفا کند، اما این نقشآفرینی زمانی موفق خواهد بود که ریشههای اختلاف آنکارا و تلآویو بر سر سوریه و مدیترانه بهگونهای پایدار مدیریت شود.
در کوتاهمدت، باکو احتمالاً موفق به حفظ تعادل خواهد شد، اما در بلندمدت، اگر ساختارهای رقابت منطقهای میان ترکیه و اسرائیل تثبیت شود، آذربایجان ناچار خواهد بود بین دو مسیر راهبردی دشوار یکی را برگزیند یا هزینههای سنگینتری را برای حفظ هر دو رابطه بپذیرد. سرنوشت صلح در قفقاز جنوبی، تا حدی به این بستگی دارد که آیا آنکارا و تلآویو بتوانند از طریق میانجیگری باکو، به یک سازوکار کارآمد برای مدیریت اختلافات خود دست یابند یا خیر؛ سازوکاری که نه تنها به نفع خود آنها، که به سود ثبات تمام منطقه خواهد بود.





