سناریوی جنگ میان تلآویو و آنکارا چقدر واقعی است؟
رژیم اسرائیل بدون هماهنگی راهبردی و حمایت سیاسی، نظامی و اطلاعاتی آمریکا وارد جنگی گسترده نمیشود. تمامی جنگهایی که این رژیم تاکنون آغاز کرده، بهگونهای با واشنگتن هماهنگ بوده و از چراغ سبز، حمایت یا دستکم تحریک ایالات متحده برخوردار بودهاند. از اینرو، در بررسی تحولات اخیر مناسبات ترکیه و اسرائیل، باید توجه داشت که تاکنون هیچ نشانه معتبر و روشنی از موافقت آمریکا با حمله اسرائیل به ترکیه مشاهده نشده است؛ عاملی که میتواند مهمترین محدودیت راهبردی تلآویو در برابر آنکارا باشد.
برسام محمدی – کارشناس مسائل منطقه
اندیشکده زاویه: بامداد سهشنبه، 18 آگوست / 28 مرداد، حمله هوایی به پایگاه هوایی نظامی ابوالظهور در استان ادلب (شمال غربی سوریه) انجام شد که به باند فرودگاه و تأسیسات ذخیرهسازی آن خسارت وارد شد. این حمله که مقامات سوریه، ترکیه و حتی فرستاده ویژه آمریکا آن را به اسرائیل نسبت دادند، بلافاصله با واکنشهای رسمی از سوی آنکارا و دمشق مواجه شد و بار دیگر زمزمههای تشدید تنش میان اسرائیل و ترکیه را در فضای رسانهای و دیپلماتیک منطقه برجسته ساخت.
با این حال، بررسی ابعاد این رویداد نشان میدهد که گرچه این اقدام تنشآفرین است، اما سناریوی وقوع درگیری نظامی مستقیم میان دو طرف بنا به دلایل مهم داخلی و منطقهای دور از ذهن به نظر میرسد.
زمینههای حمله و حساسیت موقعیت جغرافیایی
پایگاه ابوالظهور در فاصله ۷۰ کیلومتری (۴۴ مایل) مرز ترکیه واقع شده است. این نزدیکی جغرافیایی، بهویژه در شرایطی که آنکارا نقش فزایندهای در بازسازی زیرساختهای سوریه پس از سقوط بشار اسد ایفا میکند، به این حمله حساسیتی دو چندان بخشیده است.
چنگیز کامل فرات، سفیر پیشین ترکیه در گفتوگو با «میدل ایست ناو» تأکید کرده که این اقدام «کاملاً بیملاحظه» بوده، چرا که در مجاورت مرزهای ترکیه رخ داده است. از نگاه تحلیلگران، اسرائیل با این حمله قصد ارسال پیامی روشن به آنکارا داشته است؛ هرگونه گسترش حضور نظامی یا ایجاد زیرساختهای دفاع هوایی و راداری در پایگاههای سوریه که بتواند آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل را محدود کند، با واکنش فوری روبهرو خواهد شد.
واکنشها و ابعاد سیاسی حمله
مقامات سوریه این حملات را نقض آشکار حاکمیت ملی خود دانستهاند. ترکیه نیز ضمن محکوم کردن حمله، خواستار اقدام قویتر جامعه بینالمللی شده است. در مقابل، اسرائیل با اذعان رسمی به نقش خود در این حمله، افزایش حضور ترکیه در سوریه را بهعنوان «عامل محرک» این اقدام معرفی کرده است. این ادبیات نشان میدهد که اسرائیل صرفاً به دنبال تنبیه دمشق نیست، بلکه عملاً در حال مدیریت تدریجی «خطوط قرمز» با ترکیه در قالب اقدامات نظامی نقطهزن است.
نکته مهم دیگر اینکه این حملات نخستین اقدام نظامی اسرائیل علیه تأسیسات دولتی سوریه از ماه مارس گذشته بهشمار میرود. این فاصله زمانی نشان میدهد که اسرائیل این اقدام را نه در چارچوب یک راهبرد تهاجمی مستمر، بلکه بهعنوان یک واکنش مقطعی و هشداردهنده در برابر نفوذ رو به افزایش ترکیه طراحی کرده است.
پیشینه اختلاف بر سر پایگاه T4 و الگوی رفتاری اسرائیل
حمله به ابوالظهور یادآور اتفاقات بهار سال گذشته میلادی است، زمانی که بازرسی تیمهای ترکیهای از پایگاه هوایی T4 در استان حمص و فرودگاه نظامی حما، با حملات هوایی اسرائیل چند ساعت پیش از ورود هیئت ترکی مواجه شد. در آن مقطع نیز اسرائیل علناً این حملات را تأیید کرد و نگرانی خود را از احتمال استقرار سامانههای پدافند هوایی و پهپادهای ترکیه در آن پایگاه اعلام نمود. تنش بر سر T4 در نهایت به ایجاد یک کانال ارتباطی غیررسمی میان اسرائیل و ترکیه انجامید تا از برخورد تصادفی نیروهای دو طرف جلوگیری شود. این الگوی رفتاری – یعنی حمله محدود و سپس گشودن کانال ارتباطی – نشان میدهد که هر دو طرف تمایل دارند تنش را در چارچوبی کنترلشده نگه دارند و از سرریز شدن آن به رویارویی مستقیم اجتناب کنند.
چرایی دور بودن سناریوی جنگ میان اسرائیل و ترکیه
با وجود فضای التهابی حاکم، بهنظر میرسد که جنگ مستقیم میان دو کشور دور از انتظار است و دلایل متعددی این فرضیه را تقویت میکند:
نخست، راهبرد نظامی رژیم اسرائیل در قبال ترکیه است؛ اسرائیل در سالهای اخیر ثابت کرده که راهبرد آن مبتنی بر «جنگهای بینجنگ» و اقدامات پیشدستانه نقطهزن است. هدف اصلی آن تضعیف توانمندیهای نظامی گروههای مقاومت در منطقه و جلوگیری از استقرار سامانههای پیشرفته در همسایگی خود است. جنگ تمامعیار با ترکیه که یک قدرت منطقهای با ارتش منظم و توانمندیهای نظامی قابلتوجه و فراتر از همه اینها از اعضای اصلی ناتو است، با این راهبرد در تضاد بوده و هزینههای سنگینی را به اسرائیل تحمیل خواهد کرد که هیچ منفعت راهبردی متناسبی برای آن ندارد. آغاز جنگ با ترکیه آنهم در شرایطی که اسرائیل در در جنگ با ایران شکست خورد است، چیزی جز محاسبه غلط نخواهد بود.
دوم، ملاحظات داخلی و خارجی ترکیه است؛ آنکارا نیز بهوضوح تمایلی به ورود به جنگ با اسرائیل ندارد. از یک سو، ترکیه با چالشهای اقتصادی و سیاسی داخلی مواجه است و هرگونه درگیری نظامی گسترده میتواند به بیثباتی بیشتر و فشار بر اقتصاد بینجامد. از سوی دیگر، ترکیه بهعنوان عضو ناتو، در صورت وقوع جنگ با اسرائیل، با معادلات پیچیدهای در روابط خود با غرب و بهویژه آمریکا روبرو خواهد شد. همچنین، آنکارا در حال ایفای نقش کلیدی در بازسازی سوریه و توسعه نفوذ خود در این کشور است و جنگ با اسرائیل این پروژه را بهکلی مختل میسازد.
سوم، وجود کانالهای ارتباطی است؛ تجربه تنش در پایگاه T4 نشان داد که دو طرف به اهمیت گفتوگو و تبادل پیام برای جلوگیری از برخورد مستقیم پی بردهاند. بهنظر میرسد که این کانالها همچنان فعال هستند و امکان کاهش تنش از طریق سازوکارهای پشتپرده فراهم است.
چهارم، واکنشهای کنترلشده است؛ اظهارات مقامات ترکی پس از حمله، هرچند تند و محکم، اما متضمن تهدید مستقیم به اقدام نظامی متقابل نبوده است. از سوی دیگر، اسرائیل نیز این حمله را در چارچوب یک هشدار عملی تعریف کرده و از بزرگنمایی و توجیه جنگافروزانه پرهیز نموده است. این خویشتنداری نسبی در بیانیههای رسمی، نشانگر عقلانیت دو طرف در مدیریت مناقشه است.
پنجم، نقش میانجیگران منطقهای و بینالمللی است؛ با توجه به نقش ترکیه در ناتو و روابط راهبردی اسرائیل با آمریکا، فشار بازیگران خارجی نیز میتواند بهعنوان یک عامل بازدارنده عمل کند. هیچ یک از متحدان کلیدی دو طرف منفعتی در گسترش آتشافروزی منطقهای نمیبینند و این مسئله به کنترل تنش کمک خواهد کرد.
ششم، نقش بازدارنده آمریکا است؛ رژیم اسرائیل بدون هماهنگی راهبردی و حمایت سیاسی، نظامی و اطلاعاتی آمریکا وارد جنگی گسترده نمیشود. تمامی جنگهایی که این رژیم تاکنون آغاز کرده، بهگونهای با واشنگتن هماهنگ بوده و از چراغ سبز، حمایت یا دستکم تحریک ایالات متحده برخوردار بودهاند. از اینرو، در بررسی تحولات اخیر مناسبات ترکیه و اسرائیل، باید توجه داشت که تاکنون هیچ نشانه معتبر و روشنی از موافقت آمریکا با حمله اسرائیل به ترکیه مشاهده نشده است؛ عاملی که میتواند مهمترین محدودیت راهبردی تلآویو در برابر آنکارا باشد.
نتیجهگیری
حمله اخیر به پایگاه ابوالظهور، بیتردید فضای تنش در روابط اسرائیل و ترکیه را تشدید کرده و نشان میدهد که اسرائیل با جدیت تمام از هرگونه گسترش نفوذ نظامی ترکیه در سوریه نگران بوده و بهدنبال جلوگیری از آن است. با این حال، این رویداد را باید در چارچوب جنگ نیابتی و تنشهای کنترلشده ارزیابی کرد، نه مقدمهای بر رویارویی نظامی تمامعرضه. هر دو طرف بهخوبی آگاهاند که جنگ مستقیم با یکدیگر نهتنها به نفع آنها نیست، بلکه میتواند معادلات پیچیده منطقهای را به زیان هر دو دگرگون کند. بنابراین، بهرغم افزایش لحن تند دیپلماتیک و اقدامات نظامی محدود، میتوان انتظار داشت که قوه عاقله و منافع راهبردی و افزون بر این دو نقشی که آمریکا دارد، مانع از خروج این مناقشه از مدار کنترلشده فعلی شود و کانالهای ارتباطی پشتپرده، نقش کلیدی در مهار تنش ایفا کنند.






