نقش شبکههای اجتماعی در آرایش و نگرش سیاسی نسل Z ترکیه
شبکههای اجتماعی در ترکیه از ابزار سرگرمی فراتر رفته و به زیرساختی مؤثر برای ارتباط سیاسی تبدیل شدهاند. نسل Z، در این کشور که بخش مهمی از هویت و دریافت اطلاعات خود را در فضای دیجیتال شکل میدهد، بیش از پیامهای رسمی به اعتماد، تجربه زیسته و روایتهای نزدیک به زندگی روزمره توجه میکند. الگوریتمها، اینفلوئنسرها و تفاوتهای ارتباطی تیکتاک و اینستاگرام، اکنون در تعیین مسیر ادراک سیاسی و کنش انتخاباتی جوانان ترکیه نقشی اساسی دارند.
دکتر حمید شهانقی – جامعهشناس از استانبول
اندیشکده زاویه: تحول فناوریهای ارتباطی طی سالهای اخیر ساختار ارتباطات سیاسی در ترکیه را به شکل قابل توجهی تغییر داده است. اگر در گذشته تلویزیون، روزنامهها، تجمعات سیاسی و سخنرانیهای رسمی مهمترین ابزارهای ارتباط میان سیاستمداران و شهروندان بودند، اکنون شبکههای اجتماعی بخش مهمی از این ارتباط را در اختیار گرفتهاند. این تحول برای نسل Z اهمیت بیشتری دارد؛ نسلی که بخش قابل توجهی از فرآیند اجتماعیشدن، شکلگیری هویت و دریافت اطلاعات خود را در محیط دیجیتال تجربه کرده است.
بر اساس یافتههای یک پژوهش[1] مورد حمایت «شورای تحقیقات علمی و فناوری ترکیه» (TÜBİTAK)، جوانان ترکیه در حوزه سیاست بیش از هر چیز به «اعتماد» و پس از آن به «امید»، «احساسات ملی» و «شادی» اهمیت میدهند و در مقابل، نسبت به محتوای سیاسی مبتنی بر احساسات منفی فاصله بیشتری نشان میدهند.
طبق دادههای ارائهشده در این گزارش، در ترکیه ۵۸.۴ میلیون کاربر از اینستاگرام و ۴۴.۹ میلیون کاربر بزرگسال از تیکتاک استفاده میکنند. چنین گسترهای به این معناست که شبکههای اجتماعی دیگر صرفاً ابزار سرگرمی یا ارتباطات فردی نیستند، بلکه به بخشی از زیرساخت ارتباط سیاسی جامعه تبدیل شدهاند. از این منظر، پرسش اساسی این است که شبکههای اجتماعی چگونه در شکلگیری نگرش سیاسی نسل Z در ترکیه نقش ایفا میکنند و احزاب و بازیگران سیاسی چگونه میتوانند با رهبران فکری جدید این نسل ارتباط برقرار کنند؟
الگوریتم و شکلگیری ادراک سیاسی
یکی از مهمترین ویژگیهای محیط سیاسی دیجیتال، نقش الگوریتمها در انتخاب و اولویتبندی محتواست. کاربر شبکه اجتماعی معمولاً با حجم بسیار بزرگی از اطلاعات مواجه است و در نتیجه، الگوریتم پلتفرم تصمیم میگیرد چه محتوایی در چه زمانی و با چه اولویتی در برابر او قرار گیرد. برای مثال، کاربری که به یک ویدئوی سیاسی واکنش نشان میدهد، ممکن است در ادامه تعداد بیشتری محتوای سیاسی مشابه دریافت کند. در نتیجه، محیط اطلاعاتی او به تدریج از محتوای عمومی به سمت محتوای سیاسی تخصصیتر یا عاطفیتر حرکت میکند. این مسئله از منظر جامعهشناختی اهمیت دارد؛ زیرا الگوریتم صرفاً اطلاعات را توزیع نمیکند، بلکه میتواند در شکلگیری محیط ادراکی کاربر نیز نقش داشته باشد. در چنین شرایطی، سیاست برای نسل Z بیش از گذشته به یک تجربه روزمره و عاطفی تبدیل میشود.
اینفلوئنسرهای سیاسی؛ رهبران فکری جدید
یکی از تحولات مهم در محیط سیاسی دیجیتال، تغییر مفهوم «رهبر فکری» است. در ساختار سنتی، رهبران فکری عمدتاً شامل سیاستمداران، دانشگاهیان، روزنامهنگاران و شخصیتهای عمومی شناختهشده بودند. اما شبکههای اجتماعی این ساختار را تا حد زیادی دگرگون کردهاند. امروزه یک فرد جوان با تلفن همراه و بدون برخورداری از ساختار سازمانی رسمی میتواند مخاطبان گستردهای پیدا کند و در شکلدهی به افکار عمومی مؤثر باشد. در این محیط، سه گروه از تولیدکنندگان محتوا اهمیت بیشتری پیدا میکنند:
- مفسران سیاسی مستقل: این افراد موضوعات سیاسی روز را به زبان ساده، کوتاه و عموماً شخصی تفسیر میکنند. مزیت اصلی آنها فاصله کمتر با مخاطب است. مخاطب به جای مواجهه با یک شخصیت رسمی سیاسی، با فردی مواجه میشود که از نظر زبان، سن یا سبک زندگی به او نزدیکتر است.
- تولیدکنندگان محتوای سیاسی ـ طنز: گروه دیگری از تولیدکنندگان محتوا، موضوعات سیاسی را از طریق طنز، میم و محتوای سرگرمکننده منتقل میکنند. در اینجا مرز میان سرگرمی و سیاست کمرنگ میشود و یک موضوع سیاسی میتواند در قالبی غیررسمی وارد زندگی روزمره مخاطب شود.
- کاربران عادی و تجربه زیسته: اینگروه کاربران عادی هستند که تجربههای شخصی خود درباره مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را منتشر میکنند. اهمیت این گروه در آن است که مخاطب ممکن است تجربه زیسته یک فرد عادی را معتبرتر از یک پیام رسمی سیاسی ارزیابی کند.
در نتیجه، مفهوم «اعتبار» در فضای دیجیتال تا حد زیادی از جایگاه رسمی به سمت تجربه شخصی و نزدیکی اجتماعی حرکت کرده است.
تیکتاک و اینستاگرام؛ دو میدان سیاسی متفاوت
اگرچه هر دو پلتفرم در میان نسل Z محبوب هستند، اما منطق ارتباطی آنها یکسان نیست. ساختار تیکتاک بر ویدئوهای کوتاه، سرعت انتشار و تعامل گسترده کاربران استوار است. در چنین محیطی، موضوعاتی مانند بیکاری، هزینه زندگی، مسکن، خوابگاه و مسائل روزمره جوانان میتوانند به سرعت به موضوعات سیاسی تبدیل شوند. از این منظر، تیکتاک ظرفیت بالایی برای تبدیل نارضایتی اجتماعی به محتوای سیاسی دارد.
اینستاگرام ساختار متنوعتری از ارتباط را در اختیار کاربران قرار میدهد؛ از Reels و Stories گرفته تا پخش زنده و محتوای تصویری. این تنوع امکان ایجاد روایتهای طولانیتر و منسجمتر را فراهم میکند.
بنابراین، استراتژی واحد برای تمام شبکههای اجتماعی احتمالاً کارایی محدودی خواهد داشت و احزاب سیاسی ترکیه نمیتوانند صرفاً با انتقال همان پیامهای سنتی خود به شبکههای اجتماعی به نسل Z دسترسی پیدا کنند.
نتیجهگیری
امروزه شبکههای اجتماعی به بخشی از ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه ترکیه تبدیل شدهاند. برای نسل Z در این کشور، سیاست در بسیاری از موارد از طریق محیط دیجیتال تجربه میشود. در این محیط، الگوریتمها در انتخاب محتوا نقش دارند، اینفلوئنسرها بخشی از نقش رهبران فکری سنتی در ترکیه را بر عهده گرفتهاند و تجربههای شخصی کاربران میتوانند بر پیامهای رسمی سیاسی غلبه کنند.
مسئله اصلی در ترکیه امروز این نیست که چه کسی چه میگوید؛ بلکه این است که چه کسی، در چه پلتفرمی، با چه زبانی، در چه قالبی و از طریق کدام سازوکارِ الگوریتمی پیام خود را به نسل Z منتقل میکند. از این منظر، آینده ارتباط سیاسی در ترکیه را نمیتوان بدون مطالعه نسل Z و اکوسیستم دیجیتال آن درک کرد. امروزه کنش سیاسی از جمله رأی دادن در ترکیه دیگر یک تصمیم واحد نیست؛ بلکه حاصل مجموع ۵۰ ویدئویی است که الگوریتم پلتفرمهایی چون اینستاگرام و تیکتاک طی یک هفته مقابل چشم مخاطب قرار میدهد.
[1] Z Kuşağı Ne Hisseder ve Ne Bekler? Türkiye’de Gençlerin Siyasal Duyguları ve Gelecek Algısı – Türkiye İletişim Araştırmaları Dergisi






