از «مسیر ترامپ» تا «تنگه» ادعایی ترامپ: مهار ژئوپلیتیک کراسلند

  • 2026-08-20 09:00

آنچه در سیاست دولت ترامپ در قبال ایران در سال ۲۰۲۶ مشاهده می‌شود را می‌توان فراتر از یک مناقشه دوجانبه یا حتی یک جنگ منطقه‌ای تحلیل کرد. از توافق بر سر «مسیر ترامپ» در قفقاز جنوبی تا سخن گفتن از «تنگه ترامپ» در خلیج فارس و ادعای کنترل و حتی مالکیت بر آن، یک منطق مشترک قابل مشاهده است: تلاش برای اعمال نفوذ بر گره‌های ارتباطی ترانزیتی و انرژی که شرق و غرب جهان و قدرت‌های بری و بحری را به یکدیگر متصل می‌کنند و ایران در نقطه تلاقی آن‌ها قرار دارد.

دکتر حامد حکمت‌آرا – پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیکی

اندیشکده زاویه: اگر نظریه «هارتلند» هالفورد مکیندر و نظریه «ریملند» نیکلاس اسپایکمن، دو چارچوب کلاسیک برای فهم رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر اوراسیا و نیل به قدرت برتر جهانی باشند، تحولات سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهند که شاید برای فهم ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم به مفهوم سومی نیز نیاز داشته باشیم: «کراسلند»؛ یعنی نقاط تلاقی و اتصال هارتلند و ریملند، جایی که کریدورهای ترانزیتی، مسیرهای انرژی، بنادر، آبراه‌ها و شبکه‌های تجاری و فناوری به یکدیگر متصل می‌شوند و امکان کنترل جریان‌های انرژی، کالا و خدمات در سطح جهانی از طریق آن وجود دارد.

در این چارچوب، ایران را می‌توان «نقطه ثقل کراسلند» دانست. این کشور در شمال به آسیای مرکزی و قفقاز و کانون مهم انرژی یعنی دریای خزر متصل است، در غرب دروازه ورود به غرب آسیا و کانون انرژی نوظهور مدیترانه شرقی است و در جنوب بر مهم‌ترین کانون انرژی جهان یعنی خلیج فارس و مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان یعنی تنگه هرمز اشراف دارد.

کریدورهای تجاری مختلف شمال–جنوب و شرق–غرب جهانی هم از پهنه ایران عبور می‌کنند. در نتیجه، اهمیت این کشور صرفاً به وسعت سرزمین یا منابع انرژی آن محدود نیست؛ بلکه با موقعیت ژئوپلیتیکی آن به‌عنوان یک «گره اتصال جهانی» نیز مرتبط است. بنابراین هر راهبردی که بخواهد اتصال میان هارتلند و ریملند را برای کسب قدرت بیشتر کنترل کند و به لحاظ ژئوپلیتیکی و انرژی موفق شود، ناگزیر با موقعیت بی‌بدیل ایران مواجه خواهد شد.

از این منظر، آنچه در سیاست دولت ترامپ در قبال ایران در سال ۲۰۲۶ مشاهده می‌شود را می‌توان فراتر از یک مناقشه دوجانبه یا حتی یک جنگ منطقه‌ای تحلیل کرد. از توافق بر سر «مسیر ترامپ» در قفقاز جنوبی تا سخن گفتن از «تنگه ترامپ» در خلیج فارس و ادعای کنترل و حتی مالکیت بر آن، یک منطق مشترک قابل مشاهده است: تلاش برای اعمال نفوذ بر گره‌های ارتباطی ترانزیتی و انرژی که شرق و غرب جهان و قدرت‌های بری و بحری را به یکدیگر متصل می‌کنند و ایران در نقطه تلاقی آن‌ها قرار دارد.

«مسیر ترامپ» یا «کریدور زنگزور»؛ فشار از شمال

در چنین چارچوبی، طرح موسوم به مسیر یا «مسیر ترامپ» (کریدور زنگزور) در قفقاز جنوبی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. توافق آمریکا، جمهوری آذربایجان و ارمنستان در سال ۲۰۲۵ برای ایجاد مسیر ارتباطی میان جمهوری آذربایجان و نخجوان از طریق خاک ارمنستان به آمریکا نقشی مهم در معماری آینده کریدورهای منطقه‌ای بخشید و نقش بازیگران سنتی در منطقه و همسایگان قفقاز جنوبی را کاهش داد.

اهمیت این مسیر فقط در حمل‌ونقل نیست. قفقاز جنوبی محل تلاقی ایران، ترکیه، روسیه، چین و اروپا است. هر تغییری در شبکه کریدورهای این منطقه می‌تواند وزن ژئوپلیتیکی بازیگران مختلف را در سطح جهانی تغییر دهد. مسیری که از خاک ارمنستان عبور می‌کند و به نخجوان و سپس ترکیه متصل می‌شود، می‌تواند یکی از حلقه‌های اتصال چین به اروپا (راه ابریشم جدید) باشد و همزمان موقعیت برخی مسیرهای رقیب از جمله مسیرهای وابسته به روسیه و ایران را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.

بنابراین «مسیر ترامپ» (کریدور زنگزور) را می‌توان بخشی از رقابت بر سر معماری اتصال اوراسیا دانست؛ رقابتی که نکته اصلی آن این نیست که صرفاً چه کسی جاده می‌سازد؛ بلکه این است که چه کسی امنیت، سرمایه‌گذاری، استانداردها و قواعد عبور از این جاده را تعیین می‌کند. از این منظر، فشار ژئوپلیتیکی بر ایران و محصورسازی آن از سمت شمال با موقعیت راهبردی این کشور در قلب کراسلند ارتباط ویژه‌ای پیدا می‌کند.

«تنگه ترامپ» یا «قلمرو آمریکا»؛ فشار از جنوب

اما تحولات پیرامون تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ اهمیت کراسلند را از سطح کریدورهای زمینی به سطح گلوگاه‌های دریایی نیز گسترش داده است. ترامپ در تاریخ ۲۷ مارس طی سخنرانی در میامی فلوریدا گفت: «آن‌ها باید تنگه ترامپ را باز کنند، منظورم هرمز است». و بعد بلافاصله جمله‌ای عامیانه با این مضمون گفت که اسم «تنگه ترامپ» را عمداً گفته است، نه اینکه صرفاً اشتباه لفظی کرده باشد.

جالب‌تر اینکه در همان مقطع، ایده‌هایی از منابع نزدیک به دولت ترامپ درباره تغییرنام تنگه هرمز به «تنگه آمریکا» (مشابه تغییرنام خلیج مکزیک به خلیج آمریکا) مطرح شده بود؛ با این منطق که اگر آمریکا کنترل تنگه هرمز را به دست بگیرد و آن را اداره کند، چرا باید اسمش هرمز باشد؟ در همین راستا ادعاهایی با این مضمون که «ما داریم تنگه را پس می‌گیریم» از سوی مقامات آمریکایی مطرح گردید. این نخستین نشانه مهم از تبدیل مسئله تنگه هرمز از یک موضوع صرفاً امنیتی به مسئله‌ای مرتبط با مالکیت، کنترل و قدرت ژئوپلیتیکی بود.

در تاریخ ۲۰ ژوئن، این ادبیات یک مرحله جلوتر رفت. ترامپ تهدید کرد اگر توافق نهایی با ایران حاصل نشود، آمریکا می‌تواند برای عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز عوارض دریافت کند؛ درآمدی که او آن را هزینه ارائه خدمات امنیتی در منطقه توصیف کرد. در تاریخ ۱۳ ژوئیه نیز ترامپ صریح‌تر گفت که آمریکا باید کنترل هرمز را در دست داشته باشد، «نگهبان» آن باشد و بابت این حفاظت پول دریافت کند. او همچنین اعلام کرد که محاصره دریایی ایران را از سر می‌گیرد و در یک پیام دیگر گفت آمریکا برای هزینه‌های تأمین امنیت این منطقه ۲۰ درصد از ارزش محموله‌ها را مطالبه خواهد کرد.

اوج این روند در تاریخ ۱۴ اوت رخ داد. ترامپ در سخنرانی خود در گاردن‌سیتی نیویورک گفت که «به‌زودی تنگه هرمز را قلمرو ایالات متحده اعلام خواهم کرد». او همچنین استدلال کرد که آمریکا عملاً تنگه هرمز را تحت کنترل دارد و فقط کشتی‌هایی می‌توانند عبور کنند که آمریکا اجازه دهد. این دیگر استعاره یا شوخی با اسم نیست و صحبت صریح از قلمرو آمریکا است. روز بعد، ترامپ یک تصویر تولیدشده با هوش مصنوعی منتشر کرد که خودش را در حال تصرف یک نفتکش با پرچم ایران نشان می‌داد و روی آن نوشته بود: «حالا این نفتکش مال ماست».

سخن پایانی

از این زاویه، «تنگه ترامپ» بیش از آنکه صرفاً یک نام‌گذاری جنجالی باشد، در ادامه رویکرد «مسیر ترامپ» قرار دارد و می‌خواهد گلوگاه‌های جهانی را از موضوع «امنیت بین‌المللی» به موضوع «اختیار و قدرت راهبردی آمریکا» تبدیل کند. اگر این روند ادامه یابد، کراسلند با تمرکز بر ایران می‌تواند به یکی از اصلی‌ترین صحنه‌های «بازی بزرگ جدید» جهانی تبدیل شود؛ که در آن مسئله اصلی نه فقط کنترل ایران، بلکه کنترل مسیرهای عبوری از ایران و پیرامون آن خواهد بود.

مطالب بیشتر:

مصوبه پارلمان ترکیه درباره پ‌ک‌ک؛ آغاز صلح سیاسی یا بازتعریف مدیریت امنیتی؟

گزارش تحلیلی نشست تخصصی اندیشکده زاویه که اخیراً برگزار شد، مصوبه ۱۲ ماده‌ای پارلمان ترکیه درباره پ.ک.ک را از منظر حقوقی، سیاسی و ژئوپلیتیکی بررسی می‌کند. سخنرانان با تمرکز بر…

چرا سقوط اوکراین برای ترکیه «خط قرمز» است؟

آنکارا که پیش‌تر با ابتکار غلات دریای سیاه و مذاکرات استانبول تلاش می‌کرد پلی میان مسکو و کی‌یف باشد، اکنون رویکردی متفاوت اتخاذ کرده است. تصمیم ترکیه برای انتقال تسلیحات…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

مصوبه پارلمان ترکیه درباره پ‌ک‌ک؛ آغاز صلح سیاسی یا بازتعریف مدیریت امنیتی؟

مصوبه پارلمان ترکیه درباره پ‌ک‌ک؛ آغاز صلح سیاسی یا بازتعریف مدیریت امنیتی؟

چرا سقوط اوکراین برای ترکیه «خط قرمز» است؟

چرا سقوط اوکراین برای ترکیه «خط قرمز» است؟

هشدار اسرائیل زیو: «محور سنی جدید» اردوغان، چالشی فراتر از ایران برای تل‌آویو

هشدار اسرائیل زیو: «محور سنی جدید» اردوغان، چالشی فراتر از ایران برای تل‌آویو

اندیشکده زاویه برگزار می‌کند: بررسی ابعاد و پیامدها و سناریوهای پیوستن یا نپیوستن ایران به آن

اندیشکده زاویه برگزار می‌کند: بررسی ابعاد و پیامدها و سناریوهای پیوستن یا نپیوستن ایران به آن

حضور ترکیه در سوریه و نگرانی فزاینده اسرائیل

حضور ترکیه در سوریه و نگرانی فزاینده اسرائیل

اهمیت و پیامدهای مثبت خودداری گرجستان از پیوستن به تحریم‌های ضدایرانی اتحادیه اروپا

اهمیت و پیامدهای مثبت خودداری گرجستان از پیوستن به تحریم‌های ضدایرانی اتحادیه اروپا