ترکیه چگونه در حال تبدیل به یکی قطبهای مهم نظم جدید در قفقاز جنوبی است؟
جنگ دوم قرهباغ، ترکیه را از حامی سنتی باکو به یکی از معماران اصلی نظم امنیتی جدید قفقاز جنوبی بدل کرد. آنکارا با تکیه بر همکاری نظامی با جمهوری آذربایجان، پیگیری کریدور زنگزور، بهرهگیری از پیوندهای هویتی و پیشبرد دیپلماسی منطقهای، موازنه قدرت را بهتدریج تغییر داده است. این یادداشت ابعاد نظامی، کریدوری، دیپلماتیک و هویتی نقش ترکیه و پیامدهای آن برای روسیه، ایران و ارمنستان را بهاختصار واکاوی میکند.
تحریریه اندیشکده زاویه: جنگ دوم قرهباغ در سال ۲۰۲۰ نقطه عطفی در نظم امنیتی قفقاز جنوبی بود. این جنگ موقعیت ترکیه را از یک حامی خارجی جمهوری آذربایجان به یکی از بازیگران اصلی نظمساز منطقه ارتقا داد. ترکیه با اتکا به همکاری نظامی با باکو، پیوندهای قومی و زبانی، پروژههای کریدوری و دیپلماسی منطقهای، در کنار روسیه به یکی از قطبهای اصلی قفقاز جنوبی تبدیل شده است.
در چارچوب نظریه مجموعههای امنیتی منطقهای، قفقاز جنوبی دیگر همانند سالهای قبل زیرمجموعهای از فضای امنیتی روسیهمحور محسوب نمیشود، بلکه به عرصهای رقابتیتر و دوقطبیتر تبدیل شده است. در این نظم جدید، ترکیه از طریق محور آنکارا-باکو، کریدور زنگزور، سازمان دولتهای ترک و روند عادیسازی با ارمنستان، نقش مهمی در تغییر موازنه قدرت ایفا میکند.
این یادداشت بر نظریه مجموعههای امنیتی منطقهای تکیه دارد؛ نظریهای که امنیت کشورها را در پیوند با تهدیدها، رقابتها و ائتلافهای پیرامونی آنها توضیح میدهد. بر این اساس، امنیت آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، ایران، روسیه و گرجستان در قفقاز جنوبی بهشدت به یکدیگر وابسته است.
جنگ دوم قرهباغ این وابستگی را وارد مرحلهای تازه کرد. پیش از جنگ، روسیه بازیگر مسلط امنیتی منطقه بود، اما پس از ۲۰۲۰ ترکیه توانست جایگاه خود را بهعنوان یک قطب منطقهای تثبیت کند. این تحول هم در سطح نظامی و سیاسی رخ داد و هم در سطح ادراک بازیگران منطقهای از نقش جدید ترکیه.
ترکیه بهعنوان قطب منطقهای
1. بعد نظامی
مهمترین پایه نفوذ ترکیه در قفقاز جنوبی، همکاری راهبردی با جمهوری آذربایجان است. حمایت سیاسی، نظامی و فنی ترکیه از باکو در جنگ دوم قرهباغ، نقش مهمی در تغییر موازنه به سود جمهوری آذربایجان داشت.
پس از جنگ نیز این همکاری ادامه یافت. بیانیه شوشا در سال ۲۰۲۱ چارچوب سیاسی و امنیتی روابط دو کشور را تقویت کرد و رزمایشهای مشترک، همکاری دفاعی و هماهنگیهای نظامی میان آنکارا و باکو را به سطحی بالاتر رساند. این همکاریها بهویژه در حفاظت از مسیرهای انرژی و حملونقل شرق-غرب اهمیت دارد.
۲. بعد کریدوری
کریدور زنگزور بخش مهمی از راهبرد ژئواکونومیک ترکیه در قفقاز جنوبی است. این مسیر، در صورت تحقق، اتصال مستقیم میان ترکیه، نخجوان، جمهوری آذربایجان و در ادامه آسیای مرکزی را تقویت میکند.
اهمیت این کریدور صرفا اقتصادی نیست. زنگزور میتواند جایگاه ترکیه و جمهوری آذربایجان را در معادلات منطقهای تقویت کند و همزمان بر منافع ایران و روسیه اثر بگذارد. از همین رو، این پروژه یکی از حساسترین موضوعات در نظم جدید قفقاز جنوبی است.
۲. بعد دیپلماتیک
ترکیه در کنار تقویت روابط با جمهوری آذربایجان، روند محتاطانهای را برای عادیسازی روابط با ارمنستان دنبال کرده است. گفتوگوهای دو طرف، پروازهای مستقیم، بحث درباره بازگشایی مسیرهای ارتباطی و همکاریهای محدود مرزی، نشانههایی از این روند هستند.
در سطح منطقهای نیز ترکیه از قالبهایی مانند پلتفرم ۳+۳ حمایت میکند. این رویکرد به آنکارا امکان میدهد ضمن حفظ رابطه ویژه با باکو، خود را بهعنوان بازیگری مسئول در مدیریت مسائل منطقهای معرفی کند.
۲. بعد هویتی
پیوندهای قومی، زبانی و فرهنگی ترکیه با جمهوری آذربایجان یکی دیگر از ابزارهای نفوذ آنکارا است. شعار «یک ملت، دو دولت» همچنان مبنای مهمی برای نزدیکی سیاسی و امنیتی دو کشور محسوب میشود.
سازمان دولتهای ترک نیز به ترکیه امکان میدهد نفوذ خود را از سطح روابط دوجانبه با آذربایجان فراتر ببرد و آن را به آسیای مرکزی پیوند بزند. از این منظر، قفقاز جنوبی برای ترکیه دروازهای به جهان ترک و مسیر اتصال به شرق است.
پیامدهای منطقهای
نخست، محور ترکیه-جمهوری آذربایجان به یکی از بلوکهای اصلی قدرت در قفقاز جنوبی تبدیل شده است. این محور توانسته نفوذ سنتی روسیه را محدودتر کند و فضای مانور باکو را افزایش دهد.
دوم، قفقاز جنوبی از منطقهای عمدتا روسیهمحور به عرصهای رقابتی میان ترکیه، روسیه و ایران تبدیل شده است. جنگ اوکراین و درگیری روسیه در جبهههای دیگر نیز فرصت بیشتری برای نقشآفرینی ترکیه فراهم کرده است.
سوم، پروژههای مواصلاتی مانند زنگزور و کریدور میانی میتوانند وابستگی منطقه به مسیرهای سنتی روسیهمحور را کاهش دهند. این مسئله برای ایران نیز اهمیت ویژه دارد، زیرا تهران نگران کاهش نقش ترانزیتی و ژئوپلیتیکی خود در منطقه است.
چالشها
ترکیه با وجود افزایش نفوذ خود، با چند محدودیت مهم روبهرو است:
نخست، روسیه همچنان قفقاز جنوبی را بخشی از حوزه نفوذ سنتی خود میداند و گسترش حضور ترکیه را با حساسیت دنبال میکند.
دوم، ایران نسبت به کریدور زنگزور و تغییر احتمالی موازنه ژئوپلیتیکی منطقه نگران است. هرچند مواضع تهران در سالهای اخیر تا حدی منعطفتر شده، اما نگرانی راهبردی آن همچنان باقی است.
سوم، روند صلح میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان شکننده است. اختلاف بر سر مسیرهای ارتباطی، مسائل مرزی و فشارهای داخلی در ارمنستان میتواند روند عادیسازی منطقهای را کند یا متوقف کند.
جمعبندی
جنگ دوم قرهباغ جایگاه ترکیه در قفقاز جنوبی را بهطور جدی ارتقا داد. ترکیه اکنون نه فقط حامی جمهوری آذربایجان، بلکه یکی از بازیگران اصلی شکلدهنده به نظم امنیتی جدید منطقه است.
این نقشآفرینی از چهار مسیر اصلی دنبال میشود: همکاری نظامی با باکو، پیگیری پروژههای کریدوری، دیپلماسی عادیسازی با ارمنستان و بهرهگیری از پیوندهای هویتی و فرهنگی. نتیجه این روند، شکلگیری موازنهای جدید در قفقاز جنوبی است که در آن ترکیه در کنار روسیه و در تعامل رقابتی با ایران، نقش محوریتری ایفا میکند.
آینده این نظم به چند عامل بستگی دارد: سرنوشت کریدور زنگزور، پایداری صلح آذربایجان و ارمنستان، میزان توان روسیه پس از جنگ اوکراین و نحوه سازگاری ایران با شرایط جدید. با این حال، روشن است که ترکیه در سالهای آینده نیز یکی از بازیگران اصلی قفقاز جنوبی باقی خواهد ماند.






