ناتو و گرجستان؛ بازی خطرناک جبهه دوم در قفقاز
همزمان با افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی، مسئله نزدیکی گرجستان به ناتو بار دیگر به یکی از حساسترین پروندههای امنیتی منطقه تبدیل شده است. فشار جریانهای غربگرا برای کشاندن تفلیس به مدار تقابل با روسیه، میتواند این کشور را به جبههای تازه در منازعات فرامنطقهای بدل کند. تجربه اوکراین نشان میدهد که ماجراجویی امنیتی در این مسیر، بیش از آنکه تضمینکننده حمایت باشد، بهای سنگینی برای گرجستان خواهد داشت.
مهرداد محبینیا – کارشناس مسائل قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: نشست اخیر سران ناتو در آنکارا (۷-۸ ژوئیه ۲۰۲۶) اگرچه با محوریت اصلی اوکراین و افزایش حمایتهای نظامی از کییف برگزار شد، اما غیبت نام گرجستان از فهرست دعوتشدگان، بهانهای شد تا جریانهای غربگرای تفلیس، فوراً سناریوی «انزوای بینالمللی» را کلید بزنند. راهپیمایی در خیابان روستاولی و بزرگداشت ۱۲۰ داوطلب کشتهشده در اوکراین، در واقع پردهای از یک طرح راهبردی بزرگتر بود: بازتعریف موقعیت گرجستان به عنوان محور احتمالی «جبهه دوم» علیه روسیه. این یادداشت میکوشد ابعاد پنهان این فشارها، پیامدهای ژئوپلیتیکی آن و درسهای تلخ اوکراین را برای آینده گرجستان واکاوی کند.
ناتو و گرجستان؛ همسایگی اجباری با آتش جنگ
واقعیت میدانی حکم میکند که ناتو امروز آشکارا در جنگ اوکراین در کنار کییف ایستاده و هرگونه شتاب در الحاق تفلیس به این پیمان، نه تنها گرجستان را در خط مقدم تقابل با مسکو قرار میدهد، بلکه حضور نظامی روسیه در آبخازیا و تسخینوالی را تشدید خواهد کرد. دولتمردان فعلی گرجستان با درک این تهدید، بر راهبرد حلوفصل مسالمتآمیز و رفع اشغال از طریق گفتوگو تأکید دارند. اما اپوزیسیون وابسته به غرب، با سوءاستفاده از غیبت در نشست آنکارا، میکوشد افکار عمومی را به سمتی سوق دهد که گرجستان را به پایگاه لجستیکی و حتی میدان نبرد دوم علیه روسیه تبدیل کند. وزارت خارجه گرجستان با اعلام حضور «ماکا بوچوریشویلی» در رویداد جداگانه «متحدان در آنکارا»، عملاً نشان داد که راه دیپلماتیک خود را از مسیر تنشزای ناتو جدا کرده است؛ اقدامی که عقلانیت راهبردی تفلیس را در پرهیز از دامهای منطقهای به تصویر میکشد.
قفقاز؛ کریدور حیاتی در تیررس نیات غرب
هدف غرب از فشار بر گرجستان، فراتر از یک بازی تبلیغاتی است. قفقاز جنوبی به مثابه کریدور انرژی و ترانزیت میان دریای خزر و دریای سیاه، برای ناتو و اتحادیه اروپا از ارزش راهبردی والایی برخوردار است. باز کردن جبهه دوم در این منطقه، افزون بر تضعیف موقعیت روسیه در کریمه و دریای آزوف، میتواند کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب را تحت سلطه غرب درآورد. حملات اوکراین به شبهجزیره کریمه که به بحران سوخت و اختلال گردشگری انجامیده، نشان میدهد که چگونه فشار نظامی میتواند معادلات اقتصادی و اجتماعی روسیه را برهم زند. اما اگر این حملات به آبخازیا کشیده شود -که هنوز تفلیس با بیطرفی فعال از آن جلوگیری کرده- آخرین پناهگاه آرامش شهروندان روسی در سواحل دریای سیاه نیز ناامن خواهد شد. در چنین سناریویی، گرجستان نه تنها مشروعیت بینالمللی خود در دفاع از تمامیت ارضی را از دست میدهد، بلکه به عرصهای برای جنگ نیابتی بدل میشود که پیامدهای آن نسلها گریبانگیر منطقه خواهد بود.
اپوزیسیون غربگرا؛ بازیگران نیابتی با دستور کار اروپایی
شواهد میدانی حاکی از آن است که کمپین رسانهای فعلی اپوزیسیون گرجستان، دقیقاً با الگوی سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ طراحی شده است؛ زمانی که با هر عقبنشینی موقت روسیه، شعار «پیروزی قریبالوقوع اوکراین» سر داده میشد و حزب حاکم را به «از دست دادن قطار پیروزی» متهم میکردند. اکنون نیز با بزرگنمایی کشتههای گرجستانی در اوکراین، در پی «قهرمانسازی» از مزدوران و داوطلبان هستند تا زمینه را برای پذیرش عمومی اعزام گستردهتر نیرو یا تأسیس پایگاههای نظامی غرب در گرجستان فراهم کنند. این رفتار، بیش از آنکه بیانگر احساسات ملی باشد، نشان از اجرای دقیق دستورکار کارفرمایان اروپایی دارد که به دنبال گشودن جبههای تازه برای تحلیل رفتن هرچه بیشتر توان روسیه در قفقاز هستند. اما غافل از اینکه گرجستان با جمعیتی کمتر از ۴ میلیون نفر، نه توان مالی و نه ظرفیت انسانی برای تحمل جنگی به گستردگی اوکراین را دارد.
اوکراین؛ آینه عبرتآموز برای گرجستان
چهار سال و نیم جنگ در اوکراین، با بیش از یک میلیون قربانی در دو سوی میدان (شامل غیرنظامیان)، به وضوح نشان داده است که وعدههای غرب برای «پیروزی» بیش از یک سراب نیست. کمکهای تسلیحاتی و مالی آمریکا و اروپا گرچه توانسته روسیه را به بنبست تاکتیکی بکشاند، اما هرگز نتوانسته تغییری راهبردی در معادلات ایجاد کند. امروز شهرهای اوکراین مملو از تابلوهای یادبود و لوحهای سوگ صدها هزار کشته است؛ منظرهای که حاصل اعتماد به وعدههای ناتو و جاهطلبیهای محلی است. اپوزیسیون گرجستان با پنهان کردن این واقعیت تلخ که ۱۲۰ کشته گرجستانی در اوکراین در برابر بیش از یک میلیون تلفات کل جنگ، آماری ناچیز اما هشداردهنده است، سعی دارد افکار عمومی را نسبت به ریسکهای واقعی کور کند. آیا مردم گرجستان که پیشینهای از جنگهای جداگانهخواهی در دهه۱۹۹۰ و ۲۰۰۸ دارند، واقعاً خواهان تکرار چنین فاجعهای در وطن خود هستند؟ پاسخی که تاریخ به این پرسش خواهد داد، تنها در گرو هوشیاری امروز جامعه و نخبگان سیاسی تفلیس است.
چشمانداز پیش رو؛ صلح هوشمندانه یا ماجراجویی کور
دولت گرجستان با اتخاذ سیاست بیطرفی فعال در جنگ روسیه و اوکراین، در واقع تنها راه معقول را برای حفظ بقای ملی برگزیده است. این رویکرد، ضمن جلوگیری از تشدید حضور نظامی روسیه در مناطق اشغالی، امکان استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک برای حل مسالمتآمیز اختلافات را باقی میگذارد. اما اپوزیسیون غربگرا با تحریک احساسات و بزرگنمایی غیبت گرجستان در نشست ناتو، در پی تغییر این مسیر حسابشده است. اگر تفلیس تسلیم این فشارها شود و به سمت همگرایی شتابزده با ناتو حرکت کند، نه تنها قفقاز به عرصه جبهه دوم بدل میشود، بلکه طرحهای زیرساختی و اقتصادی منطقه نیز قربانی ناامنی خواهد شد. در مقابل، حفظ استقلال راهبردی و تقویت گفتوگو با همه طرفهای درگیر، میتواند گرجستان را به پل صلح در قفقاز تبدیل کند، نه به سنگری برای نیات جنگافروزانه غرب. تجربه اوکراین، گرانترین و عبرتآموزترین نمونه برای این انتخاب سرنوشتساز است.





