آیا اسرائیل مسئله نسلکشی ارامنه را به ابزار فشار علیه ترکیه تبدیل کرده است؟!
کابینه اسرائیل به اتفاق آرا با طرح «گیدئون ساعر» وزیر امور خارجه این کشور برای بهرسمیت شناختن رسمی نسلکشی ارامنه موافقت کرد. گیدئون ساعر در نشست کابینه گفت: «برای انجام کار درست، هیچگاه دیر نیست». بسیاری از ناظران این اقدام را بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی جدید میان دو طرف میدانند؛ اقدامی که میتواند همزمان روابط اسرائیل با ترکیه و آذربایجان را تحت تأثیر قرار دهد و بحث استفاده سیاسی از حافظه تاریخی ارامنه را دوباره برجسته کند.
اندیشکده زاویه – گزارش اختصاصی: گیدعون ساعر، وزیر خارجه رژیم صهیونیستی، در شبکه اجتماعی ایکس از تصویب قطعنامه «به رسمیت شناختن نسلکشی ارامنه» در کابینه این رژیم خبر داد و اعلام کرد که این طرح برای رأیگیری به کنست ارائه خواهد شد. ساعر در پیام خود نوشت اسرائیل با این تصمیم به کشورهایی پیوسته است که با پذیرش «حقیقت تاریخی» و رد تلاشها برای انکار آن، به مسئولیت اخلاقی خود عمل کردهاند. هرچند این اقدام هنوز به تصویب نهایی در پارلمان نرسیده است، اما همین اعلام رسمی نیز به سرعت بازتاب گستردهای در رسانهها و محافل سیاسی منطقه پیدا کرده است.
طرح این موضوع در شرایطی صورت میگیرد که روابط اسرائیل و ترکیه در یکی از پرتنشترین دورههای خود طی سالهای اخیر قرار دارد. جنگ غزه و عملیات نظامی گسترده اسرائیل علیه این منطقه، واکنش تند آنکارا را به دنبال داشته است. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، بارها سیاستهای تلآویو در غزه را محکوم کرده و آن را نقض آشکار حقوق بشر دانسته است. در ادامه این تنشها، دولت ترکیه برخی محدودیتهای تجاری علیه اسرائیل اعمال کرد و روابط سیاسی دو طرف نیز وارد مرحلهای سرد و پرتنش شد. در چنین فضایی، اقدام اخیر تلآویو درباره موضوعی که برای ترکیه حساسیتی تاریخی و هویتی دارد، میتواند به تشدید بیشتر اختلافات میان دو طرف منجر شود.
در داخل اسرائیل نیز نگاه به ترکیه طی سالهای اخیر تغییر محسوسی کرده است. در حالی که در دهههای گذشته روابط دو طرف از جمله در حوزههای امنیتی و نظامی نزدیک ارزیابی میشد، اکنون بخشی از نخبگان سیاسی و امنیتی اسرائیل، ترکیه را به عنوان یک رقیب یا حتی تهدید بالقوه منطقهای توصیف میکنند. در برخی رسانهها و محافل تحلیلی اسرائیل حتی از آنکارا به عنوان «ایران بعدی» یاد شده است؛ تعبیری که نشاندهنده نگرانی از افزایش نفوذ منطقهای ترکیه و مواضع انتقادی آن علیه سیاستهای اسرائیل است. در همین چارچوب، اظهاراتی مانند سخنان اخیر جاناتان پولارد، جاسوس سابق اسرائیل، که ترکیه و مصر را در آینده از جمله اهداف احتمالی نظامی اسرائیل توصیف کرده بود، بازتابدهنده تشدید گفتمان امنیتی علیه برخی بازیگران منطقهای است.
با این حال، زمانبندی اقدام وزیر خارجه اسرائیل درباره موضوع نسلکشی ارامنه احتمالاً با تردید و بدبینی در میان برخی ناظران مواجه خواهد شد. اسرائیل طی دهههای گذشته از به رسمیت شناختن رسمی این رویداد تاریخی خودداری کرده بود؛ در حالی که بسیاری از کشورها و پارلمانهای جهان چنین تعریفی را پذیرفتهاند. منتقدان معتقدند این خودداری بیش از آنکه ناشی از اختلافات تاریخی یا پژوهشی باشد، به ملاحظات ژئوپلیتیک و تلاش برای حفظ روابط با ترکیه و همچنین جمهوری آذربایجان مربوط بوده است؛ دو کشوری که در معادلات منطقهای برای اسرائیل اهمیت قابل توجهی دارند.
به همین دلیل، برخی تحلیلگران بر این باورند که طرح ناگهانی این مسئله در اوج تنشهای سیاسی میان تلآویو و آنکارا ممکن است این برداشت را تقویت کند که رنج تاریخی ارامنه به ابزاری در رقابتهای ژئوپلیتیک تبدیل شده است. از این منظر، به رسمیت شناختن نسلکشی ارامنه در این مقطع زمانی میتواند بیش از آنکه صرفاً یک اقدام اخلاقی یا تاریخی تلقی شود، حامل پیام سیاسی مشخصی به ترکیه باشد.
اصطلاح نسلکشی ارامنه به مجموعهای از کشتارها، تبعیدهای اجباری و آزارهای گسترده علیه ارامنه در سالهای پایانی امپراتوری عثمانی، بهویژه در خلال جنگ جهانی اول، اشاره دارد. بسیاری از مورخان این وقایع را بخشی از سیاستهای ملیگرایانه دولت وقت عثمانی، تحت رهبری جنبش ترکهای جوان و کمیته اتحاد و ترقی، برای تغییر ساختار جمعیتی و ایجاد دولتی همگنتر ارزیابی میکنند. برآوردهای رایج در ادبیات تاریخی حاکی از آن است که حدود یک و نیم میلیون ارمنی در این روند جان خود را از دست دادهاند.
در مقابل، دولت ترکیه این رویدادها را «نسلکشی» نمیداند. آنکارا میپذیرد که در جریان جنگ جهانی اول تلفات گستردهای رخ داده است، اما تأکید میکند که این مرگها در چارچوب شرایط جنگی، درگیریهای داخلی و جابهجاییهای اجباری جمعیت رخ داده و بخشی از یک برنامه سازمانیافته برای نابودی ارامنه نبوده است. این اختلاف دیدگاه تاریخی همچنان یکی از موضوعات حساس در روابط ترکیه با برخی کشورها و همچنین با جامعه ارامنه در سراسر جهان محسوب میشود.
موضع اسرائیل در قبال این مسئله سالهاست با انتقاد جوامع ارمنی و فعالان حقوق بشر همراه بوده است. تلاشهای پیشین در کنست برای به رسمیت شناختن نسلکشی ارامنه چندین بار مطرح شد، اما اغلب به نتیجه نرسید یا در مراحل مختلف متوقف شد؛ تصمیمی که معمولاً با نگرانی از تأثیر منفی بر روابط با ترکیه و آذربایجان توضیح داده میشد.
تصویب نهایی این قطعنامه در کنست، واکنش تندی از سوی آنکارا دارد. برای ترکیه، چنین اقدامی نه صرفاً یک بحث تاریخی بلکه حرکتی سیاسی تلقی میشود که میتواند بر روابط دوجانبه سایه بیشتری بیفکند. در عین حال، برای بسیاری از ارامنه نیز این پرسش همچنان مطرح است که آیا توجه ناگهانی به رنج تاریخی آنان در این مقطع زمانی، ناشی از یک بازنگری واقعی اخلاقی است یا آنکه در چارچوب رقابتهای سیاسی و ژئوپلیتیک میان بازیگران منطقهای معنا پیدا میکند.






