تأملی بر جنگ روایت‌ها میان پاریس و باکو در قفقاز جنوبی

  • 2026-06-20 09:00

تنش‌های سیاسی میان فرانسه و جمهوری آذربایجان در سال‌های اخیر از سطح اختلافات دیپلماتیک فراتر رفته و وارد مرحله‌ای پیچیده از رقابت رسانه‌ای، حقوقی و امنیتی شده است. باکو معتقد است پاریس با مجموعه‌ای از ابزارهای سیاسی و روایی در پی فشار بر این کشور است؛ روندی که می‌تواند بر معادلات قفقاز جنوبی و مسیر صلح منطقه اثر بگذارد.

زهرا اخوان‌زاده – پژوهشگر مسائل ترکیه و قفقاز جنوبی

اندیشکده زاویه: روابط فرانسه و جمهوری آذربایجان در سال‌های اخیر از سطح اختلافات دیپلماتیک عبور کرده و به مرحله‌ای پیچیده‌تر رسیده است؛ مرحله‌ای که در آن رسانه، پارلمان، نهادهای بین‌المللی، لابی‌های سیاسی، پرونده‌های امنیتی و حتی ابزارهای حقوقی، هم‌زمان در یک میدان واحد فعال شده‌اند. آنچه امروز میان پاریس و باکو جریان دارد، صرفاً یک تنش دوجانبه معمول نیست، بلکه نمونه‌ای از تغییر ماهیت رقابت‌های سیاسی در نظم جدید بین‌المللی است؛ رقابتی که در آن مرز میان دیپلماسی، عملیات رسانه‌ای و فشار امنیتی به‌شدت کم‌رنگ شده است.

در ظاهر، اختلافات فرانسه و آذربایجان بیشتر حول محور قفقاز جنوبی، روابط با ارمنستان، روند صلح ایروان ـ باکو و جایگاه بازیگران خارجی در این منطقه تعریف می‌شود. اما در عمق ماجرا، مسئله گسترده‌تر از یک اختلاف منطقه‌ای است. باکو معتقد است که پاریس در سال‌های اخیر، مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ را برای تضعیف موقعیت آذربایجان در افکار عمومی، نهادهای اروپایی و محافل بین‌المللی دنبال کرده است؛ اقداماتی که از نگاه این کشور، دیگر نمی‌توان آن‌ها را صرفاً مواضع سیاسی پراکنده یا اختلاف‌نظرهای دیپلماتیک دانست.

شایان ذکر است در روزهای اخیر، سند منتشرشده از سوی کمیسیون مقابله با دخالت خارجی و تهدیدهای ترکیبی مجلس ملی فرانسه، پرده از ابعاد تازه‌ای از کارزار چندلایه پاریس علیه جمهوری آذربایجان برداشته است. با این حال، آنچه این بیانیه را از یک یادداشت دیپلماتیک صرف متمایز می‌کند، نه صرفاً افشای فهرست بلندبالای اقدامات خصمانه پاریس، بلکه تغییر راهبردی در شیوهٔ مواجههٔ باکو با این تهدیدات است. به‌نظر می‌رسد جمهوری آذربایجان با درک عمیق از مختصات جنگ ترکیبی، دیگر در چارچوب تدافعیِ صرف پاسخ‌گویی به اتهامات باقی نمانده و با اتخاذ رویکردی تهاجمی، میدان نبرد را به سمت نقاط آسیب‌پذیر حریف سوق داده است.

در همین پیوند باید گفت یکی از مهم‌ترین ابعاد این وضعیت، استفاده از ابزارهای پارلمانی و حقوقی برای اعمال فشار سیاسی است. در چند سال گذشته، مجالس قانون‌گذاری فرانسه بارها قطعنامه‌هایی علیه آذربایجان تصویب کرده‌اند؛ قطعنامه‌هایی که اگرچه الزام‌آور نیستند، اما در فضای سیاسی اروپا نقش جهت‌دهنده دارند. چنین اسنادی، حتی زمانی که قدرت اجرایی مستقیم ندارند، می‌توانند به مبنایی برای شکل‌گیری روایت‌های رسانه‌ای، فشارهای دیپلماتیک و حتی الگوگیری سایر کشورها تبدیل شوند. از این منظر، پارلمان نه فقط محل قانون‌گذاری، بلکه بخشی از سازوکار تولید فشار سیاسی است.

بُعد دوم این تنش، حضور فعال فرانسه در نهادهای بین‌المللی است. پاریس تلاش کرده است از ظرفیت سازمان‌های اروپایی و بین‌المللی برای طرح موضوعاتی استفاده کند که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم موقعیت آذربایجان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. باکو این روند را تلاشی برای محدودسازی فضای مانور خود می‌داند؛ به‌ویژه در شرایطی که پس از تحولات قره‌باغ، موازنه قدرت در قفقاز جنوبی دچار تغییر اساسی شده و جمهوری آذربایجان خود را بازیگری تثبیت‌شده‌تر از گذشته می‌بیند.

اما شاید حساس‌ترین بخش این منازعه، حوزه رسانه و افکار عمومی باشد. رسانه‌های فرانسوی در ماه‌های اخیر بارها گزارش‌ها و تحلیل‌هایی درباره وضعیت داخلی آذربایجان، حقوق سیاسی، مهاجران مخالف و مناسبات باکو با ایروان منتشر کرده‌اند. از نگاه آذربایجان، این گزارش‌ها تصویری یک‌جانبه از واقعیت ارائه می‌دهند و اغلب در آن‌ها صدای رسمی باکو یا روایت‌های جایگزین غایب است. همین موضوع باعث شده است که مقامات و رسانه‌های آذربایجان، این موج خبری را نه روزنامه‌نگاری مستقل، بلکه بخشی از یک عملیات روایی گسترده‌تر تلقی کنند.

در جهان امروز، روایت‌سازی به‌اندازه قدرت نظامی و اقتصادی اهمیت یافته است. کشوری که بتواند تصویر رقیب خود را در افکار عمومی بین‌المللی مخدوش کند، بدون شلیک گلوله می‌تواند هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک سنگینی بر او تحمیل کند. از این منظر، نزاع پاریس و باکو را باید در چارچوب جنگ روایت‌ها فهمید؛ جنگی که در آن تیتر روزنامه‌ها، گزارش‌های تلویزیونی، شبکه‌های اجتماعی و اظهارنظرهای چهره‌های سیاسی، به ابزارهایی برای تغییر ادراک عمومی تبدیل می‌شوند.

موضوع دیگری که بر شدت تنش افزوده، نزدیکی نظامی فرانسه به ارمنستان است. قراردادهای دفاعی، همکاری‌های امنیتی و حمایت‌های سیاسی پاریس از ایروان، در باکو با سوءظن جدی دنبال می‌شود. جمهوری آذربایجان این روند را عاملی برای برهم خوردن توازن شکننده پس از جنگ و مانعی در مسیر صلح پایدار می‌داند. از نگاه باکو، حضور پررنگ‌تر فرانسه در معادلات امنیتی ارمنستان می‌تواند روند عادی‌سازی روابط ایروان و باکو را پیچیده‌تر کند و به جای کاهش تنش، زمینه‌ساز رقابت‌های تازه شود.

در کنار این مسئله، پرونده‌های امنیتی و اتهام‌های مربوط به فعالیت‌های اطلاعاتی نیز به فضای بی‌اعتمادی دامن زده است. وقتی اختلافات سیاسی با پرونده‌های جاسوسی، اتهام دخالت خارجی و بحث درباره مأموریت‌های نظارتی در مرزها پیوند می‌خورد، سطح تنش از دیپلماسی معمول فراتر می‌رود. در چنین شرایطی، هر اقدام طرف مقابل می‌تواند نه به‌عنوان یک تصمیم سیاسی عادی، بلکه به‌عنوان بخشی از یک طرح سازمان‌یافته تعبیر شود.

نکته قابل توجه در رویکرد جدید باکو، تغییر مخاطب پیام‌های سیاسی آن است. آذربایجان در مواجهه با فشارهای فرانسه، صرفاً به اعتراض رسمی یا احضار دیپلمات‌ها بسنده نکرده، بلکه تلاش کرده میان دولت فرانسه و مردم این کشور تفکیک قائل شود. این رویکرد حامل یک پیام روشن است: باکو نمی‌خواهد منازعه را به سطح تقابل با جامعه فرانسه بکشاند، بلکه تلاش دارد مسئولیت تنش را متوجه ساختار سیاسی و گروه‌های اثرگذار بر تصمیم‌سازی در پاریس کند.

این شیوه، نوعی تغییر زمین بازی است. وقتی یک دولت به‌جای خطاب قرار دادن صرفِ دولت مقابل، افکار عمومی آن کشور را مخاطب قرار می‌دهد، عملاً منازعه را از کانال‌های بسته دیپلماتیک خارج کرده و وارد میدان مشروعیت عمومی می‌کند. در این میدان، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که کدام دولت موضع قوی‌تری دارد؛ بلکه این است که کدام طرف می‌تواند روایت خود را برای مخاطبان خارجی قابل‌قبول‌تر جلوه دهد.

از سوی دیگر، فرانسه نیز در این معادله فقط یک بازیگر خارجی نیست. پاریس خود با چالش‌های داخلی، فشارهای اجتماعی، کاهش اعتماد عمومی و رقابت‌های سیاسی روبه‌روست. در چنین فضایی، سیاست خارجی گاه به ابزاری برای نمایش اقتدار یا بازسازی تصویر داخلی تبدیل می‌شود. البته این مسئله منحصر به فرانسه نیست و بسیاری از قدرت‌ها در دوره‌های بحران داخلی، تلاش می‌کنند با برجسته‌سازی پرونده‌های خارجی، ابتکار عمل سیاسی را در داخل حفظ کنند.

در مجموع، تنش میان پاریس و باکو نشان می‌دهد که مناسبات بین‌المللی وارد مرحله‌ای شده که در آن قدرت تنها در میدان نظامی یا میز مذاکره تعریف نمی‌شود. امروز کشوری موفق‌تر است که بتواند هم‌زمان در عرصه رسانه، حقوق، امنیت، دیپلماسی عمومی و افکار عمومی جهانی بازی کند. جمهوری آذربایجان تلاش دارد نشان دهد که دیگر حاضر نیست صرفاً در برابر روایت‌های ساخته‌شده از بیرون واکنش تدافعی نشان دهد، بلکه می‌خواهد خود قواعد گفت‌وگو را تغییر دهد.

به همین دلیل، منازعه فرانسه و آذربایجان را باید فراتر از یک اختلاف دوجانبه دید. این پرونده نمونه‌ای از شکل جدید رقابت در سیاست جهانی است؛ رقابتی که در آن «تصویر» گاه از واقعیت مهم‌تر می‌شود و «روایت» می‌تواند همان کاری را انجام دهد که در گذشته تنها از عهده فشار نظامی یا اقتصادی برمی‌آمد. در چنین میدانی، برنده نهایی نه الزاماً طرفی است که صدای بلندتری دارد، بلکه طرفی است که بتواند اعتماد بیشتری در افکار عمومی و نظام بین‌الملل ایجاد کند.

مطالب بیشتر:

آیا جایگاه ترکیه در ناتو در حال تقویت است یا فقط نتیجه شرایط جدید ژئوپلیتیک است؟

تبدیل شدن ترکیه به یک محور صنعتی در ساختار دفاعی ناتو هنوز با واقعیت فاصله دارد. ظرفیت صنعتی این کشور در مقایسه با اقتصادهای بزرگ اروپایی محدودتر است و بسیاری…

پیروزی پاشینیان در انتخابات پارلمانی چه معنایی برای آینده ارمنستان دارد؟

اندیشکده کارنگی در یادداشتی نوشت: پیروزی قاطع حزب «قرارداد مدنی» به رهبری نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر ارمنستان، در انتخابات پارلمانی اخیر این کشور، ناظران و تحلیلگران را با پرسش‌های متعددی روبه‌رو…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

آیا جایگاه ترکیه در ناتو در حال تقویت است یا فقط نتیجه شرایط جدید ژئوپلیتیک است؟

آیا جایگاه ترکیه در ناتو در حال تقویت است یا فقط نتیجه شرایط جدید ژئوپلیتیک است؟

تأملی بر جنگ روایت‌ها میان پاریس و باکو در قفقاز جنوبی

تأملی بر جنگ روایت‌ها میان پاریس و باکو در قفقاز جنوبی

پیروزی پاشینیان در انتخابات پارلمانی چه معنایی برای آینده ارمنستان دارد؟

پیروزی پاشینیان در انتخابات پارلمانی چه معنایی برای آینده ارمنستان دارد؟

بازتاب پایان رسمی جنگ در مطبوعات ترکیه؛ از عقب‌نشینی آمریکا تا نگرانی از تل‌آویو

بازتاب پایان رسمی جنگ در مطبوعات ترکیه؛ از عقب‌نشینی آمریکا تا نگرانی از تل‌آویو

آیا در دوره پساجنگ ترکیه به سیاست همگرایی با تهران بازمی‌گردد؟

آیا در دوره پساجنگ ترکیه به سیاست همگرایی با تهران بازمی‌گردد؟

افزایش ۱۴ میلیارد دلاری هزینه واردات، پیامد بزرگ انسداد تنگه هرمز برای ترکیه

افزایش ۱۴ میلیارد دلاری هزینه واردات، پیامد بزرگ انسداد تنگه هرمز برای ترکیه