پیروزی پاشینیان در انتخابات پارلمانی چه معنایی برای آینده ارمنستان دارد؟
اندیشکده کارنگی در یادداشتی نوشت: پیروزی قاطع حزب «قرارداد مدنی» به رهبری نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، در انتخابات پارلمانی اخیر این کشور، ناظران و تحلیلگران را با پرسشهای متعددی روبهرو کرده است. پاشینیان چگونه توانست پس از شکست سنگین ارمنستان در جنگ با جمهوری آذربایجان و از دست رفتن قرهباغ کوهستانی، که موجب ناامیدی گسترده، سرخوردگی سیاسی و قطبیشدن عمیق در جامعه ارمنستان شد، بار دیگر به پیروزی برسد؟ همچنین چرا مداخلات سیاسی کرملین، که حتی دموکراسیهای پیشرفتهتر را نیز مرعوب و نگران میکند، در کشوری با نهادهای سیاسی نوپا و شکننده، آن هم در شرایطی که مسکو همچنان اهرمهای نفوذ قدرتمندی در آن دارد، کارساز نشد؟
اندیشکده زاویه – ترجمه اختصاصی: براساس نتایج انتخابات، حزب پاشینیان با کسب ۴۹.۷ درصد آرا به پیروزی قاطعی دست یافت و سهم آن در برخی مناطق روستایی حتی به حدود ۶۰ درصد رسید. حزب «ارمنستان قوی» به رهبری سامول کاراپتیان، الیگارش طرفدار روسیه، با ۲۳.۳ درصد آرا و اتحاد «ارمنستان» به رهبری رابرت کوچاریان، رئیسجمهور پیشین، با ۹.۹ درصد آرا نیز توانستند از حد نصاب ۴ درصدی لازم برای ورود به پارلمان عبور کنند و در ترکیب جدید مجلس حضور داشته باشند.
نکته قابل توجه و تا حدی غیرمنتظره در نتایج این انتخابات آن است که حزب طرفدار اروپا در استانها و مناطق پیرامونی آرای بیشتری کسب کرد، در حالی که ملیگرایان طرفدار روسیه در شهرهای بزرگ عملکرد بهتری از خود نشان دادند. این تناقض ظاهری ممکن است تا اندازهای ناشی از حضور ارامنه دارای تابعیت دوگانه روسیه برای رأی دادن به کاراپتیان بوده باشد؛ بهویژه آنکه میزان مشارکت رأیدهندگان حدود ۱۰ درصد بیش از حد معمول گزارش شد. با این حال، توضیحات قانعکننده و عمیقتری نیز برای این الگوی رأیدهی وجود دارد.
یکی از این توضیحات آن است که در مناطقی که پس از انقلاب مخملی سال ۲۰۱۸ از پروژههای زیرساختی و عمرانی بهرهمند شدند، و همچنین در روستاهای مرزی که از کاهش درگیری مسلحانه با جمهوری آذربایجان احساس رضایت و آرامش داشتند، نوعی «اکثریت خاموش» طرفدار پاشینیان شکل گرفته است. این اکثریت خاموش آماده بود هر کاری انجام دهد تا از بازگشت «گارد قدیمی» پیش از انقلاب و شبکههای طرفدار روسیه وابسته به آن به قدرت جلوگیری کند. این گروهها که به حامیان ادغام در اتحادیه اروپا و نیز کسانی که از دخالت مستقیم و غیرمستقیم کرملین ناراضی و خشمگین بودند پیوسته بودند، در انتخابات پارلمانی اخیر حضوری تعیینکننده و پرصدا پیدا کردند.
از سوی دیگر، در شهرهای بزرگ، بخش پرسروصدا و اثرگذار طبقه متوسط و روشنفکران ارمنی ــ که در نگاه نخست میتوان تصور کرد بزرگترین حامیان ادغام در اتحادیه اروپا باشند ــ همچنان نتوانستهاند پاشینیان را بهدلیل از دست رفتن قرهباغ و همچنین دست کشیدن از پیگیری فعالانه به رسمیت شناختن بینالمللی نسلکشی ارامنه ببخشند. برای این بخش از جامعه، شکستهای نمادین و هویتی همچنان سنگینتر از دستاوردهای سیاسی و دیپلماتیک دولت پاشینیان ارزیابی میشود.
به احتمال زیاد، تهدیدهای مسکو مبنی بر به راه انداختن جنگ تجاری و ممنوعیت واردات محصولات ارمنی، با هدف ترساندن اکثریت خاموش و بازداشتن آنان از حمایت از پاشینیان مطرح شده بود. با این حال، به نظر میرسد این اقدامات نتیجهای معکوس به همراه داشته است. جامعه ارمنستان نمیتواند بهسادگی روسیه، متحد رسمی خود در سازمان پیمان امنیت جمعی، را بهدلیل رها کردن ارمنستان درست در زمانی که این کشور بیشترین نیاز را به کمک آن در جریان جنگ دوم ناگورنو ـ قرهباغ با جمهوری آذربایجان در سال ۲۰۲۰ داشت، ببخشد؛ جنگی که با شکست ارمنستان و مهاجرت و فرار متعاقب ارامنه قومی از ناگورنو ـ قرهباغ به پایان رسید. در واقع، توجیه مقامات روسی برای ممنوعیت واردات محصولات ارمنی، یعنی استناد به «استانداردهای بهداشت گیاهی»، چنان تمسخرآمیز و غیرقابل باور به نظر میرسید که حتی برخی منتقدان پاشینیان را نیز به رأی دادن به او ترغیب کرد.
با وجود این، احزاب طرفدار روسیه نیز عملکرد ضعیفی نداشتند و توانستند جایگاه قابل توجهی در پارلمان به دست آورند. آنها دستاوردهای پارلمانی خود را مدیون بخشی از جامعه ارمنستان هستند که هنوز مایل است به مسکو اعتماد کند و پاشینیان را مسئول اصلی از دست رفتن قرهباغ و شکستهای اخیر ارمنستان میداند. این بخش از جامعه، هرچند در اقلیت قرار دارد، اما همچنان از نظر سیاسی فعال، سازمانیافته و دارای ظرفیت بسیج اجتماعی است.
حمایت غرب نیز به مقابله با فشار روسیه و خنثیسازی بخشی از اثرگذاری آن کمک کرد. با وجود همه اختلافات میان واشنگتن و بروکسل در موضوعات گوناگون، این دو بازیگر درباره ارمنستان در یک جبهه قرار دارند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در پستی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» از پاشینیان حمایت کرد و خواستار «بازسازی ارمنستان با عظمت» شد. چند روز پیش از انتخابات، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به ایروان پرواز کرد و بدون ترک فرودگاه، چندین توافقنامه با همتای ارمنی خود درباره اجرای مسیر ترانزیتی TRIPP و همکاری در حوزه فلزات خاکی کمیاب به امضا رساند.
اروپاییها حتی حمایت گستردهتری از ارمنستان ارائه کردند. نشست ماه مه «جامعه سیاسی اروپا» در ایروان از نظر تعداد مهمانان عالیرتبه و سطح حضور مقامات اروپایی بیسابقه بود. افزون بر این، همه این اقدامات صرفاً جنبه نمایشی نداشت. اتحادیه اروپا برای برنامههای مختلف مرتبط با ادغام ارمنستان در سازوکارهای اروپایی کمکهای مالی اختصاص داد، یک «مأموریت مشارکتی» برای مقابله با تهدیدات ترکیبی اعزام کرد، حمایت مالی بیشتری ارائه داد و بهطور موقت بازار خود را به روی محصولات ارمنی که از ورود به بازارهای روسیه منع شده بودند، گشود.
بیطرفی همسایگان ارمنستان نیز تا اندازهای از شدت فشارهای منطقهای و خارجی کاست. گرجستان و ایران، با وجود پیوندهای خود با مسکو و روابط نسبتاً پرتنش با غرب، واکنش آرام و کنترلشدهای به پیروزی پاشینیان نشان دادند. این رویکرد محتاطانه به دولت ارمنستان کمک کرد تا فضای پس از انتخابات را بدون بحران فوری منطقهای مدیریت کند.
در این میان، نگرانیهای بیشتری درباره رفتار جمهوری آذربایجان و ترکیه وجود داشت. بیاعتمادی عمیق ارمنیها به این دو کشور، بزرگترین پروژههای پاشینیان، یعنی دستور کار صلح و باز شدن مرزها، را در معرض خطر قرار میدهد. بسیاری در ارمنستان به صلح بلندمدت با جمهوری آذربایجان و ترکیه باور ندارند و این همسایگان را همچنان تهدیدی برای موجودیت و امنیت ملی خود میدانند؛ احساسی که مخالفان طرفدار روسیه بهطور فعال و هدفمند از آن سوءاستفاده کردند. فضای اطلاعاتی پیش از انتخابات ارمنستان مملو از این ادعا بود که اگر پاشینیان پیروز شود، ۳۰۰ هزار آذربایجانی به ارمنستان نقل مکان خواهند کرد؛ ادعایی که با وجود حل شدن مسئله بازگشت آذربایجانیها در توافقنامه ۲۰۲۵ واشنگتن، همچنان در فضای عمومی تکرار میشد.
در چنین شرایطی، هرگونه اقدام یا حتی بیانیهای از سوی باکو یا آنکارا که میتوانست بهعنوان تأیید ترسها و نگرانیهای جامعه ارمنستان تفسیر شود، قادر بود موجب کاهش شدید محبوبیت پاشینیان و تضعیف جایگاه انتخاباتی او شود. دقیقاً به همین دلیل است که «بیطرفی خیرخواهانه» جمهوری آذربایجان و ترکیه در آستانه و جریان انتخابات اهمیت زیادی داشت و به یکی از عوامل مؤثر در کنترل فضای سیاسی تبدیل شد.
درست است که در آغاز سال، بسیاری در ایروان انتظار بیشتری از باکو و بهویژه آنکارا داشتند. برخی امیدوار بودند مرز ارمنستان و ترکیه پیش از انتخابات به روی اتباع کشورهای ثالث باز شود؛ اقدامی که چندین سال است درباره آن بحث و گفتوگو جریان دارد. با این حال، آنکارا تصمیم گرفت از رویکرد جمهوری آذربایجان پیروی کند و باکو نیز ترجیح داد تا روشن شدن نتایج انتخابات و مشخص شدن ترکیب جدید قدرت در ایروان صبر کند.
دستکم، هر دو کشور از بهکارگیری لفاظیهای تهاجمی و تحریکآمیز خودداری کردند. محمولههای مختلف همچنان از مسیر خاک جمهوری آذربایجان به ارمنستان وارد میشدند و آنکارا نیز به ارمنستان اجازه داد از راهآهن گیومری ـ آخالقالاکی ـ قارص استفاده کند؛ مسیری که در عمل این کشور را از طریق راهآهن به اروپا متصل میکند. البته درگیری از برخی جهات همچنان ادامه دارد؛ تخریب کلیسای جامع مادر مقدس در قرهباغ کوهستانی در اواخر آوریل گواهی بر تداوم زخمها و تنشهای باقیمانده است. با این حال، وضعیت کلی در مقایسه با دورههای بحرانی گذشته نسبتاً پایدار ارزیابی میشود.
راه پیش روی پاشینیان همچنان ناهموار، پیچیده و پرچالش است. او حمایت اکثریت خاموش را به دست آورد، اما بخشی از طبقه متوسط شهری را از دست داد؛ در حالی که دشمنان سیاسی او نیز جسورتر و سازمانیافتهتر شدهاند. اپوزیسیون طرفدار روسیه، با کرسیهای جدید خود در پارلمان، قطعاً برای پاشینیان مشکلات سیاسی، رسانهای و نهادی ایجاد خواهد کرد. خصومت شخصی او با رابرت کوچاریان و رقابت به همان اندازه مسموم و پرتنش او با سامول کاراپتیان، آتش اختلافات داخلی را شعلهورتر خواهد کرد.
پیروزی پاشینیان قطعی بود، اما با اختلافی آنقدر بزرگ به دست نیامد که همه موانع پیش رو را از میان بردارد. این پیروزی برای تشکیل یک دولت تکحزبی و تصویب مستقل قوانین عادی کافی است، اما برای کسب اکثریت قانون اساسی کفایت نمیکند؛ موضوعی که میتواند در روند صلح با جمهوری آذربایجان مشکلات جدی ایجاد کند. باکو در حال حاضر اصرار دارد که پیش از امضای پیمان صلح، ارمنستان باید قانون اساسی خود را اصلاح کند تا اشارات غیرمستقیم به ناگورنو ـ قرهباغ از آن حذف شود؛ اقدامی که مستلزم برگزاری همهپرسی است. البته ممکن است طرفین راههای دیگری نیز برای پیشبرد روند صلح پیدا کنند؛ برای نمونه، امضای پیمان بدون تصویب فوری آن یا باز کردن مرزهای ارمنستان بدون نهایی شدن کامل توافق صلح.
اپوزیسیون طرفدار روسیه احتمالاً قادر نخواهد بود روند صلح را بهطور کامل متوقف کند، اما میتواند روند نزدیکی ارمنستان به اتحادیه اروپا را کند و پرهزینه سازد. حضور قدرتمند این جریان در انتخابات پارلمانی همچنین ممکن است این تصور را در مسکو ایجاد کند که پاشینیان از آنچه در ظاهر به نظر میرسد، آسیبپذیرتر و ناامنتر است؛ برداشتی که میتواند انگیزه کرملین را برای افزایش فشارهای ترکیبی، سیاسی، اقتصادی و اطلاعاتی بر ایروان تقویت کند.
با این حال، روند نزدیکی ارمنستان به غرب همچنان ادامه خواهد یافت؛ همانگونه که چرخه تنش و عادیسازی در روابط این کشور با روسیه نیز احتمالاً ادامه خواهد داشت. پاشینیان پیشتر از سفر قریبالوقوع خود به مسکو خبر داده است، در حالی که روسیه نیز واردات بیشتری از ارمنستان را ممنوع کرده است. با این همه، افزایش بیش از حد فشار بر ایروان، اکنون که انتخابات پایان یافته و پاشینیان بار دیگر مشروعیت انتخاباتی کسب کرده است، میتواند برای روسیه نتیجه معکوس داشته باشد و داراییها و اهرمهای باقیمانده آن در ارمنستان، از شرکتهایی مانند گازپروم ارمنستان و راهآهن قفقاز جنوبی گرفته تا پایگاه نظامی روسیه در گیومری، را با خطر و چالشهای جدی روبهرو کند.





