قفقاز جنوبی، مسیر راهبردی جدید در معادله امنیت انرژی اروپا
بر اساس آمار سال ۲۰۲۵، نروژ حدود ۳۱ درصد از واردات گاز اتحادیه اروپا را تأمین میکند، در حالی که سهم ایالات متحده ۲۶ درصد و شمال آفریقا ۱۳ درصد است. آذربایجان و قطر نیز هر کدام حدود ۴ درصد از این بازار را در اختیار دارند. در همین دوره، سهم LNG در واردات گاز اروپا از حدود ۲۰ درصد در سال ۲۰۲۱ به نزدیک ۴۵ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. این ارقام نشان میدهد که ساختار انرژی اروپا در حال تغییر است. در این میان، کریدور گاز جنوبی و نقش آذربایجان، گرجستان و ترکیه در انتقال انرژی دریای خزر به اروپا، بهعنوان گزینهای مهم برای تنوعبخشی مسیرها و کاهش آسیبپذیری بازار انرژی اروپا برجسته شده است.
اندیشکده زاویه – ترجمه اختصاصی: مرکز تحلیلی قبرسی «استراتژی اینترنشنال» در گزارشی به بررسی نقش این منطقه در تنوعبخشی به منابع تأمین انرژی اروپا پرداخته است. این گزارش بر پایه مقالهای از رابرت کاتلر، دانشمند علوم سیاسی کانادایی، تهیه شده است که در آن جایگاه قفقاز جنوبی در معادلات جدید امنیت انرژی اروپا تحلیل میشود. در ادامه، گزیدهای ویرایششده از این مقاله ارائه میشود.
اروپا برای تقویت امنیت انرژی خود باید علاقه به کریدورهای انرژی قفقاز جنوبی را از سطح سیاسی فراتر برده و به حمایت عملی و مالی تبدیل کند. در شرایطی که فشارها بر تنگه هرمز افزایش یافته است، مسئله «تنوع مسیرهای انتقال انرژی» بیش از پیش اهمیت یافته و اروپا ناچار است به دنبال تقویت مسیرهای جایگزین باشد.
افزایش تنشها در اطراف تنگه هرمز بار دیگر یک واقعیت مهم را برجسته کرده است: امنیت انرژی تنها به حجم عرضه وابسته نیست، بلکه به قابلیت اعتماد مسیرهای انتقال نیز بستگی دارد. حتی گزارشهایی درباره تنشهای دیپلماتیک یا نظامی در اطراف هرمز میتواند بلافاصله بر بازارهای جهانی انرژی و قیمت نفت اثر بگذارد.
اهمیت این مسئله زمانی روشنتر میشود که به حجم انتقال انرژی از این تنگه نگاه کنیم. در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از تنگه هرمز عبور کرده است. در مقابل، ظرفیت مسیرهای جایگزین از طریق خطوط لوله عربستان سعودی و امارات تنها بین ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز برآورد میشود. این فاصله نشان میدهد که در صورت اختلال جدی در هرمز، گزینههای جایگزین بسیار محدود خواهند بود.
بازطراحی سیاست انرژی اروپا
برای اروپا، درسهای این وضعیت تنها به بحرانهای خاورمیانه محدود نمیشود. پس از جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، اتحادیه اروپا سیاست انرژی خود را بر پایه تنوعبخشی گسترده بازتنظیم کرده است. افزایش واردات LNG، اتکا بیشتر به گاز نروژ، گسترش واردات از شمال آفریقا، تقویت ذخایر استراتژیک، مدیریت تقاضا و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر از جمله عناصر این راهبرد بودهاند.
بر اساس آمار سال ۲۰۲۵، نروژ حدود ۳۱ درصد از واردات گاز اتحادیه اروپا را تأمین میکند، در حالی که سهم ایالات متحده ۲۶ درصد و شمال آفریقا ۱۳ درصد است. آذربایجان و قطر نیز هر کدام حدود ۴ درصد از این بازار را در اختیار دارند. در همین دوره، سهم LNG در واردات گاز اروپا از حدود ۲۰ درصد در سال ۲۰۲۱ به نزدیک ۴۵ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است.
این ارقام نشان میدهد که ساختار انرژی اروپا در حال تغییر است. امنیت انرژی دیگر صرفاً به این بستگی ندارد که چه کشوری انرژی را تأمین میکند؛ بلکه به مسیر انتقال، شرایط سیاسی حاکم بر آن مسیر و ظرفیت ذخیرهسازی برای مواجهه با اختلالات احتمالی نیز وابسته است.
کریدور قفقاز جنوبی
در این چارچوب، کریدور انرژی قفقاز جنوبی اهمیت ویژهای پیدا میکند. این کریدور از طریق شبکهای از خطوط لوله، منابع انرژی دریای خزر را به اروپا متصل میکند. مسیر آن از خط لوله قفقاز جنوبی (SCP) در آذربایجان و گرجستان آغاز میشود، سپس از طریق خط لوله ترانس آناتولی (TANAP) در ترکیه ادامه مییابد و در نهایت از طریق خط لوله ترانس آدریاتیک (TAP) از یونان و آلبانی عبور کرده و به ایتالیا میرسد.
این شبکه تنها یک خط روی نقشه نیست، بلکه مجموعهای پیچیده از زیرساختهای انرژی است که از مناطق تولیدی تا بازارهای مصرف اروپا امتداد دارد. این مسیر از مناطق کوهستانی قفقاز، شبکههای ترانزیتی ترکیه و بخشهایی از بالکان عبور میکند و در نهایت به سیستم گازی اروپا متصل میشود.
در این میان، آذربایجان نقش محوری در این کریدور دارد. این کشور بهعنوان تولیدکننده اصلی گاز در دریای خزر، نقطه آغاز این مسیر محسوب میشود. گرجستان و ترکیه نیز بهعنوان کشورهای ترانزیتی، حلقههای حیاتی این زنجیره به شمار میآیند. اهمیت این کریدور در آن است که یک مسیر انتقال انرژی مبتنی بر خطوط لوله را فراهم میکند که نه از خاک روسیه عبور میکند و نه به گلوگاههایی مانند تنگه هرمز وابسته است.
به همین دلیل، با افزایش اهمیت «قابلیت اطمینان مسیر» در سیاست انرژی اروپا، کشورهای واقع در امتداد این کریدور به بخشی از معماری امنیت انرژی اروپا تبدیل شدهاند.
نقش آذربایجان در بازار انرژی اروپا
با وجود این، آذربایجان قرار نیست جایگزین کامل منابع انرژی خلیج فارس یا گاز از دسترفته روسیه شود. اهمیت این کشور در مقیاس محدودتر اما قابل اتکاتر آن نهفته است. گاز آذربایجان از طریق یک شبکه خط لوله تثبیتشده به اروپا منتقل میشود و همین امر آن را به منبعی قابل پیشبینی برای برخی بازارهای اروپایی تبدیل کرده است.
از سال ۲۰۲۱ صادرات گاز آذربایجان به اروپا افزایش یافته و حضور شرکت دولتی سوکار در بازارهای اروپایی گسترش پیدا کرده است. در سال ۲۰۲۵، این کشور حدود ۱۲.۵ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی به کشورهای عضو اتحادیه اروپا صادر کرده است.
در سال ۲۰۲۲ نیز اتحادیه اروپا و آذربایجان تفاهمنامهای در حوزه انرژی امضا کردند که هدف آن افزایش ظرفیت انتقال گاز از کریدور جنوبی به دستکم ۲۰ میلیارد متر مکعب در سال تا سال ۲۰۲۷ است. این توافق همچنین همکاری در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، کاهش انتشار متان و گذار انرژی را نیز شامل میشود.
اگرچه سهم گاز آذربایجان در کل واردات اروپا هنوز محدود است، اما برای برخی بازارهای منطقهای اهمیت قابل توجهی دارد. کشورهایی مانند ایتالیا، یونان، بلغارستان و بخشهایی از بالکان از جمله مصرفکنندگان اصلی این گاز هستند.
یکی از مزیتهای مهم گاز خط لوله نسبت به LNG آن است که کمتر تحت تأثیر رقابت بازارهای جهانی، کمبود کشتیهای حمل LNG یا محدودیت ظرفیت پایانههای بازگازسازی قرار میگیرد. به همین دلیل، این منابع میتوانند در دورههای بحران یا افزایش تقاضا به تثبیت بازار کمک کنند.
گزینههای آینده در حوزه خزر
در کنار صادرات گاز آذربایجان، بحثهایی نیز درباره انتقال گاز ترکمنستان از طریق دریای خزر، توسعه کریدورهای انرژی سبز و ایجاد پیوندهای برقی میان منطقه خزر و اروپا مطرح شده است. همه این ابتکارها در چارچوب یک منطق مشترک قرار میگیرند: ایجاد مسیرهای متنوعتر برای انتقال انرژی به اروپا.
شاید بحرانهای کوتاهمدت در منطقه هرمز در آینده فروکش کند، اما پیام استراتژیک آن پابرجا خواهد ماند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که امنیت انرژی دوباره به مسئلهای مرتبط با مسیرهای فیزیکی انتقال، ثبات سیاسی مسیرها و وجود ظرفیتهای جایگزین تبدیل شده است.
قفقاز جنوبی نمیتواند وابستگی اروپا به گلوگاههای انرژی جهانی را به طور کامل از بین ببرد، اما میتواند آسیبپذیری این سیستم را کاهش دهد. از این رو، این منطقه باید بهعنوان بخشی از راهبرد گستردهتر اروپا برای تقویت امنیت مسیرهای انرژی در نظر گرفته شود.
برای اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن، زمان آن رسیده است که علاقه سیاسی به این کریدور به حمایت عملی، سرمایهگذاری زیرساختی و همکاریهای بلندمدت تبدیل شود. تنها در این صورت است که قفقاز جنوبی میتواند نقش واقعی خود را در معماری امنیت انرژی اروپا ایفا کند.





