بحران یمن و نوسانات راهبردی سیاست ترکیه در معادلات منطقهای
تحولات یمن نشان میدهد سیاست آنکارا در قبال این کشور از نفوذ اخوانی و ملاحظات ژئوپلیتیکی تا همگراییهای مقطعی ضدصهیونیستی، مسیری پیچیده، متغیر و چندلایه را طی کرده است. با توجه به مواضع آشکار ضدصهیونیستی آنکارا در قبال تعرض رژیم صهیونیستی به ناوگان بینالمللی الصمود و نیز حمایت نزدیک به ۴۰ درصد از مردم ترکیه از موضع ایران در برابر آمریکا و اسرائیل، یمن و ترکیه در روزهای آینده نقش دو بال سیاسی و نظامی را برای به چالش کشیدن نظم مطلوب تلآویو در خاورمیانه ایفا کنند.
علی رحمانی – پژوهشگر مسائل منطقه و بینالملل
اندیشکده زاویه: با نگاهی کوتاه به تاریخ منطقه، شاهد خواهیم بود که همزمان با ظهور موج موسوم به «بهار عربی» یا «بیداری اسلامی» در کشورهای عربی، ساختار سنتی قدرت در بسیاری از این کشورها که با بحران، فقر و مسئله مشروعیت دستوپنجه نرم میکردند، دچار زلزله سیاسی شد؛ بهگونهای که بسیاری از حاکمان این کشورها که ساختار حاکمیت خود را با متحدان برجسته محور غربی ـ صهیونیستی در منطقه، نظیر عربستان سعودی، پیوند زده بودند، با تکانههای سیاسی سخت و انقلابهای مسلحانه روبهرو شدند. در این میان، کشور یمن به دلیل جایگاه تاریخی و ژئوپلتیک خود در همسایگی عربستان و دریای سرخ، از موقعیتی ویژه برخوردار است. رهبران حزب عدالت و توسعه که از زمان روی کار آمدن در سال ۲۰۰۰ میلادی سیاست ویژهای را در قبال کشورهای عربی در پیش گرفتهاند، نگاه خاصی به تحولات یمن داشته و دارند که در ادامه با نگاهی واقعگرایانه به تحلیل بخشی از آن میپردازیم.
آنکارا، عربستان سعودی و میانپرده حزب اصلاح
پس از وقوع انقلابی مسلحانه اما نهچندان خونین در صنعا، بهعنوان مرکز ثقل تحولات سیاسی یمن، بخشی از سیاستمداران وابسته به رژیم علی عبدالله صالح، از جمله شخصیتهای برجستهای نظیر عبدالربه منصور هادی، تلاش کردند تا با استفاده از شکاف سنتی موجود میان شمال و جنوب این کشور و حمایتهای ناشی از سیاست دیرپای عربستان سعودی در یمن، دولتی با مرکزیت بندر عدن در جنوب این کشور تشکیل داده و پروژه تجزیه را در کشور خود رقم بزنند.
در این میان، حزب اصلاح یمن با محوریت قبیله پرشمار و بانفوذ حاشد و رهبر زیدیمذهب آن، عبدالله الأحمر ـ که از خویشاوندان رئیسجمهور پیشین یمن، علی عبدالله صالح، است ـ نقش بارزی در مخالفت با سیاستهای دولت حاکم بر صنعا با محوریت جریان الحوثی ایفا کرد.
عربستان سعودی نیز که از دیرباز، بهویژه در تحولات منجر به شهادت حسین الحوثی، رهبر سابق این جریان در سال ۲۰۰۴ میلادی، از رژیم صالح حمایت کرده بود، با اتکا به اصل حقوقی «دکترین مسئولیت حمایت» در پی ایجاد نوعی ائتلاف سیاسی متشکل از کشورهای اسلامی علیه دولت صنعا برآمد. هرچند به دلایلی نظیر عدم ورود پاکستان به این محور سیاسی ـ نظامی، دولت ترکیه از پیوستن رسمی به این پیمان نظامی خودداری کرد، اما از سویی به دلیل علایق دیرین اخوانی خود و از سوی دیگر برای اشتراک مساعی با قطر در روند مدیریت جریانهای اخوانی در منطقه، برای مدتی کوتاه روابط خوبی با دولت حاکم بر جنوب برقرار نمود؛ بهطوری که پیش از سال ۲۰۱۶ میلادی شاهد برخی موضعگیریهای رسمی دولت جنوب به نفع گسترش روابط با آنکارا بودیم.
در این خصوص نباید سیاست نوعثمانیگرایی حاکم بر آنکارا را که بهویژه پس از روی کار آمدن رجب طیب اردوغان، نقش برجستهای در مهندسی روابط ترکیه با کشورهای عربی و احزاب اخوانی ایفا کرد، از یاد ببریم. زیرا وجود ادعاهای بحثبرانگیز برخی مراکز تصمیمگیری مبنی بر حاکمیت امپراتوری عثمانی بر خاک یمن در ادوار گذشته، تلاش ترکیه برای بسط نفوذ در این کشور عربی را با اتکا بر ایده نوعثمانیگرایی بیش از پیش توجیه میکرد.
مناقشه ۲۰۱۶ و پایان سیاست نفوذ سایهوار در جنوب یمن
با آغاز تنش میان قطر و عربستان سعودی، بهعنوان دو قطب حامی جریانهای اخوانی و وهابی ـ سلفی در منطقه، شاهد آن بودیم که عربستان تمام تلاش خود را برای خارج کردن پای محور قطر ـ ترکیه، حتی به قیمت استفاده از عناصر وابسته به تشکیلات القاعده در یمن، به کار گرفت. از سوی دیگر، ترکیه که به دلیل ناآشنایی با ساختار سیاست قبیلهای در جنوب یمن تمایل چندانی به تعمیق روابط خود با دولت جنوب نداشت، ضمن پایان دادن به سیاست نفوذ سایهوار خود در جنوب فقیرترین کشور عربی، فصل جدیدی از روابط با دولت صنعا و محور مقاومت را پیش روی جهان اسلام گشود.
مبارزه با اسرائیل؛ نقطه اتصال ایدئولوژی زیدی و نوعثمانیگرایی
با عنایت به وجود پایههای قوی ضدصهیونیستی در ایدئولوژی حزب عدالت و توسعه، با وجود چرخشهای تاکتیکی و تفسیرهای مختلف از سیاست خارجی این جریان سیاسی در قبال اسرائیل، به احتمال زیاد میتوان ضدیت با رژیم صهیونیستی را یکی از اصلیترین نقاط اتصال ایدئولوژی انقلابی جنبش انصارالله با جریان حزب عدالت و توسعه دانست.
این جنبش از ابتدای قدرتگیری در سال ۲۰۱۱ میلادی تاکنون، با اتکا بر ایدئولوژی «قیام بالسیف» امام فاطمی در برابر ظلم، شعار «اللعنة علی الیهود» را بهعنوان یکی از مبانی اصلی ایدئولوژیک خود تعریف کرده است.
هرچند شاید بتوان نسخه صهیونیسمستیزی انصارالله را بسیار تندتر از رویکرد حاکم بر حزب عدالت و توسعه در قبال اسرائیل دانست، اما به سختی میتوان وجود گوهر مشترک حمایت از ملت فلسطین را در این دو ایدئولوژی انکار کرد.
ترکیه و یمن؛ دو بال سیاست ضدصهیونیستی در نظم آتی منطقه
با توجه به تحولات اخیر خاورمیانه، نظیر وقوع جنگ رمضان و روابط مناسب تهران و آنکارا در شرایط بحرانی ناشی از پیامدهای این جنگ، میتوان انتظار داشت که با توجه به مواضع آشکار ضدصهیونیستی آنکارا در قبال تعرض رژیم صهیونیستی به ناوگان بینالمللی الصمود و نیز حمایت نزدیک به ۴۰ درصد از مردم ترکیه از موضع ایران در برابر آمریکا و اسرائیل، یمن و ترکیه در روزهای آینده نقش دو بال سیاسی و نظامی را برای به چالش کشیدن نظم مطلوب تلآویو در خاورمیانه ایفا کنند.
در چنین شرایطی، با عنایت به نفوذ ترکیه در مجامع اروپایی، آنکارا میتواند از طریق راهاندازی یک پویش بینالمللی ضداسرائیلی، دستکم در اروپا، ضمن تقویت روابط خود با ایران بهعنوان حامی اصلی محور مقاومت در منطقه، در ماههای پرتنش آینده و در صورت بسته شدن احتمالی تنگه بابالمندب، از روابطی راهبردی با دولت صنعا بهرهمند شود.






