ابعاد و پیامدهای سفر نخستوزیر ایتالیا به قفقاز جنوبی
سفر دو مرحلهای جورجا ملونی به ایروان و باکو بازتابدهنده تغییر توازن اولویتهای رم در قفقاز جنوبی است؛ جایی که ارمنستان نقشی سیاسی و نمادین مییابد و جمهوری آذربایجان به عنوان هسته سخت منافع انرژی و اقتصادی ایتالیا، محور اصلی این رویکرد جدید قرار میگیرد.
تحریریه اندیشکده زاویه: سفر جورجا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، به منطقه قفقاز جنوبی در روزهای ۴ و ۵ می ۲۰۲۶ (۱۴ و ۱۵ اردیبهشت) را باید نقطه عطفی در استراتژی اروپایی رم تلقی کرد؛ سفری که در نگاه اول، قالبی متوازن میان ایروان و باکو دارد، اما در ژرفای خود، اولویتهای راهبردی و پیامدهای ژئوپلیتیکی شفافی را به نمایش میگذارد.
نخستوزیر ایتالیا ابتدا در نشست سران «جامعه سیاسی اروپا» در ایروان حاضر میشود و بلافاصله راهی باکو میگردد، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که محور اصلی این سفر، جمهوری آذربایجان به عنوان شریک استراتژیک ایتالیا در حوزه انرژی است و ارمنستان بیشتر نقش «ویترینی برای دموکراسی نوپا» در چارچوب سیاست خارجی اتحادیه اروپا را ایفا میکند.
ارمنستان: مشروعیت بینالمللی در آستانه انتخابات
حضور ملونی در ایروان پیش از هر چیز تابع منطق اروپایی است. نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، با برگزاری این نشست در ایروان به دنبال تحکیم پیوندهای خود با اتحادیه اروپا و نمایش پیشرفتهای دموکراتیک کشورش است.
این میزبانی برای پاشینیان که در آستانه انتخابات سرنوشتساز پارلمانی ژوئن قرار دارد، فرصتی طلایی برای افزایش مشروعیت بینالمللی و معرفی ارمنستان به عنوان دولتی تأثیرگذار در معماری منطقهای محسوب میشود. از منظر ایتالیا، این سفر پیامی روشن دارد: رم ضمن حمایت از فرمتهای اروپایی، از ارمنستان به عنوان یک دموکراسی در حال گذار پشتیبانی میکند. با این حال، حجم مبادلات اقتصادی ایتالیا و ارمنستان در قیاس با باکو بسیار ناچیز است و این رابطه بیشتر جنبه سیاسی و نمادین دارد تا ساختاری و غیرقابل جایگزین.
آذربایجان: هسته سخت منافع استراتژیک ایتالیا
در نقطه مقابل، مناسبات رم و باکو فراتر از چارچوبهای اتحادیه اروپا تعریف میشود. جمهوری آذربایجان برای ایتالیا مترادف با «امنیت انرژی» و «درهمتنیدگی عمیق تجاری» است. ایتالیا مدتهاست که به شریک تجاری شماره یک باکو و مقصد اصلی صادرات هیدروکربنهای آن تبدیل شده است. خط لوله گاز ترانس آدریاتیک (TAP) در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۶ درصد از کل گاز مصرفی ایتالیا را تأمین کرده و از ابتدای سال ۲۰۲۶، ظرفیت آن به میزان ۱.۲ میلیارد متر مکعب افزایش یافته است. علاوه بر این، از ژانویه ۲۰۲۶، صادرات گاز آذربایجان از طریق خاک ایتالیا به اتریش و آلمان آغاز شده که جایگاه رم را به عنوان هاب اصلی انرژی اروپا تقویت میکند.
تعمیق همکاریهای فراتر از انرژی
روابط دو کشور تنها به گاز محدود نمیشود. در ژانویه ۲۰۲۶، برنامه اقدام مشترک راهبردی ۲۰۲۷-۲۰۲۶ میان دو کشور امضا شد که حوزههای زیرساخت، فضا، تجارت کشاورزی، گردشگری و مینروبی اراضی آزادشده را شامل میشود. حضور شرکتهای بزرگ ایتالیایی نظیر اسنام (با ۲۰ درصد سهام TAP)، انی (همکاری با سوکار در زمینه انرژی پاک) و لئوناردو (در حوزه دفاع و هوافضا) نشان میدهد که آذربایجان برای ایتالیا صرفاً یک تأمینکننده مواد خام نیست، بلکه پلتفرمی بیبدیل برای حضور صنعتی و تکنولوژیک در منطقه است.
رم و رقابت ژئوپولیتیکی جدید در اروپای شرقی
سفر ملونی به باکو و ایروان در بستر تحولات کلان اروپایی و همچنین تقابل و رقابتهای تازه میان قدرتهای سنتی (فرانسه و آلمان) با ایتالیا نیز قابل رمزگشایی است. دور شدن رم از حواشی اختلافات درون اتحادیه و استفاده از فرصتهای ژئوپولیتیکی (بهویژه پس از افزایش تنشهای انرژی ناشی از بحران اوکراین و تضعیف موقعیت گازپروم) سبب شده ایتالیا مصممتر از گذشته چشم به ایفای نقش رهبری منطقهای و اتحادیهای داشته باشد. حضور ملونی در ارمنستان، نمایندگی حمایت اروپا از دموکراسیهای نوپا را بازتاب میدهد و سفر او به باکو حکایتگر پیوند راهبردی مستحکمتر در حوزه انرژی، امنیت و تجارت است.
پیامدهای ژئوپلیتیکی سفر
سفر ملونی پیامدهای مهمی به دنبال دارد: اولاً، ایتالیا در دوره نخستوزیری ملونی در تلاش است تا با بهرهگیری از خلأهای ایجادشده ناشی از تنشهای ترامپ با اروپا و رقابتهای سنتی پاریس-برلین، جایگاه خود را به عنوان یکی از رهبران اتحادیه اروپا تثبیت کند.
ثانیاً، این سفر نشان میدهد که اتحادیه اروپا برای تأمین امنیت انرژی خود به کریدور جنوبی (آذربایجان) نیاز حیاتی دارد و ایتالیا به عنوان دروازه ورود این کریدور به اروپا ایفای نقش میکند.
ثالثاً، اگرچه ارمنستان در کوتاه مدت از حمایت سیاسی اروپا برخوردار میشود، اما وزن ژئواکونومیک واقعی در منطقه در اختیار باکو است و سفر ملونی مؤید این واقعیت است.
در نهایت، این سفر را باید گامی عملی در جهت تثبیت نظم نوین انرژی در اروپا دانست که در آن، قفقاز جنوبی از یک حوزه پیرامونی به یک فضای حیاتی برای منافع کلان اروپا تبدیل شده است.
جمعبندی
برآیند این سفر دو مرحلهای، نماد تمرکز سیاست خارجی ایتالیا بر جذب ظرفیتهای کلان جنوب قفقاز است. در حالی که رم با ایروان روابطی سیاسی-نمادین و محدود به حمایت اتحادیه اروپا دارد، مناسبات با باکو ماهیتی راهبردی، چندلایه و کاملاً ساختاری پیدا کرده است. این روند، نقاط ثقل جدیدی در قلمرو منافع اروپایی و نظم ژئوپولیتیک منطقهای رقم خواهد زد؛ نظمی که در آن، ایتالیا نه صرفاً یک بازیگر، بلکه معمار و هدایتگر مسیرهای نوین انرژی و همکاریهای متقابل تبدیل میشود.






