باکو در میانه جنگها: ابتکار صلح اوکراین و بازآرایی ژئوپلیتیک قفقاز
همزمان با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اوکراین با پیشنهاد مذاکرات صلح با روسیه در آذربایجان میکوشد توجه جهانی را دوباره به جنگ خود جلب کند؛ ابتکاری که در عین حال جایگاه ژئوپلیتیکی باکو و معادلات قدرت در قفقاز و بازار انرژی را نیز دگرگون میکند.
حامد حقپناه – کارشناس مسائل قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: در شرایطی که آتش جنگ در غرب آسیا پس از عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اسفند ۱۴۰۴ شعلهور شده است، اوکراین ـ بهعنوان بازیگری درگیر در جنگی فرسایشی با روسیه ـ در حال بازتعریف نقش دیپلماتیک و امنیتی خود است. پیشنهاد اخیر ولادیمیر زلنسکی برای برگزاری مذاکرات صلح سهجانبه با روسیه در آذربایجان، صرفاً یک مانور تاکتیکی نیست؛ بلکه بازتابی از شکافهای ژئوپلیتیکی عمیق ناشی از جنگ ایران و آمریکا و نیز ارزیابی دقیق باکو از نظم در حال تکوین منطقهای و بینالمللی است.
جنگ ایران: فرصت اقتصادی برای روسیه و انحراف راهبردی
از منظر نظریه موازنه قوا و نیز رهیافتهای اقتصاد سیاسی جنگ، تداوم بحران ایران برای کرملین در کوتاهمدت یک فرصت ناخواسته محسوب میشود. دادههای اقتصادی نشان میدهد که با آغاز جنگ، قیمت نفت برنت به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه افزایش یافته و فاصله قیمتی نفت اورال روسیه با بازار جهانی بهطور قابلتوجهی کاهش یافته است. این تحول به معنای ورود میلیاردها دلار درآمد اضافی به بودجه جنگی روسیه است؛ منابعی که میتواند بخشی از کسری بودجه ناشی از جنگ اوکراین را جبران و فشار تحریمها را تعدیل کند.
با این حال، این وضعیت یک «معمای امنیتی» برای کرملین ایجاد کرده است. از یکسو، درگیری آمریکا در غرب آسیا موجب انحراف تمرکز راهبردی واشنگتن از اوکراین میشود؛ اما از سوی دیگر، تضعیف یا فروپاشی ایران ـ بهعنوان شریک راهبردی تأمینکننده پهپاد و برخی تجهیزات نظامی برای روسیه ـ میتواند توازن قوا در جبهه اوکراین را به زیان مسکو تغییر دهد. برخی تحلیلگران روس این وضعیت را در چارچوب «راهبرد مداخله محدود» توصیف میکنند: محکومیت دیپلماتیک حملات به ایران، همراه با پرهیز از ورود مستقیم به درگیری.
مذاکرات در باکو: واکنشی به انحراف توجه جهانی از اوکراین
زلنسکی آشکارا اذعان کرده است که بحران ایران توجه رسانهای و سیاسی جهانی را از جنگ اوکراین منحرف کرده است. پیشنهاد برگزاری مذاکرات در آذربایجان را میتوان در چارچوب نظریههای انتقادی روابط بینالملل، تلاشی برای شکستن این انفعال تحمیلی دانست.
انتخاب باکو صرفاً یک تصمیم جغرافیایی نیست؛ بلکه حامل پیام ژئوپلیتیکی است. کییف با این انتخاب میکوشد از یکسو از انزوای نسبی دیپلماتیک خارج شود و از سوی دیگر، از فرصت همکاریهای دفاعی و صنعتی بهره گیرد. توافقنامههای امنیتی و انرژی میان کییف و باکو ـ با تمرکز بر تولید مشترک تسلیحات و انتقال تجربیات اوکراین در مقابله با پهپادها ـ نشاندهنده تلاش برای تبدیل اوکراین به بازیگری فعال در معماری امنیتی نوین قفقاز و حتی غرب آسیاست.
دستاورد دیپلماتیک آذربایجان: گذار از قدرت سخت به قدرت هوشمند
آذربایجان با بهرهگیری از منطق «مجموعه امنیتی منطقهای» در حال ارتقای جایگاه خود بهعنوان میانجی راهبردی است. منافع باکو در بحران جاری را میتوان در سه سطح تحلیل کرد:
۱. تقویت اهرم ژئوپلیتیکی
تحولات امنیتی مرتبط با جنگ، تهدیدات بالقوه علیه نخجوان را برجسته ساخت و ضرورت تنوعبخشی به شرکای امنیتی را برای باکو افزایش داد. میزبانی مذاکرات احتمالی روسیه و اوکراین، وزن سیاسی آذربایجان را در برابر روسیه ـ که همواره تلاش کرده مدیریت فرآیندهای صلح در «حیاط خلوت» خود را در اختیار داشته باشد ـ افزایش میدهد.
۲. بازی برد – برد انرژی
در شرایط افزایش قیمت جهانی انرژی، آذربایجان با تثبیت جایگاه خود بهعنوان تأمینکننده مطمئن انرژی برای اروپا، از آشفتگی ژئوپلیتیکی سود میبرد و وابستگی اروپا به منابع غیرروسی را تقویت میکند.
۳. تثبیت تصویر یک بازیگر مسئول
ایفای نقش میانجی میان روسیه و اوکراین، در کنار حفظ روابط فعال با ترکیه، اسرائیل و غرب، جایگاه بینالمللی باکو را بهعنوان بازیگری متوازن و عملگرا تقویت میکند. این امر به گذار تدریجی از اتکای صرف بر قدرت سخت به استفاده از ابزارهای قدرت هوشمند میانجامد.
پیامدهای صلح اوکراین برای قفقاز: تحلیلی مبتنی بر انتخاب عقلانی
بر اساس نظریه همکاری و وابستگی متقابل، صلح میان روسیه و اوکراین میتواند پیامدهای چندلایهای برای قفقاز جنوبی داشته باشد:
۱. کاهش فشار نظامی روسیه
پایان جنگ، سطح بسیج نظامی و مصرف منابع روسیه را کاهش میدهد و احتمال ماجراجوییهای پرهزینه در قفقاز جنوبی را محدود میکند.
۲. احیای دالانهای ترانزیتی
جنگ اوکراین اختلالات جدی در مسیرهای لجستیکی ایجاد کرده بود. صلح میتواند ابتکاراتی نظیر «مسیر میانی» و دالان زنگزور را از وضعیت تعلیق خارج کرده و آذربایجان را به یکی از کانونهای اتصال شرق به غرب تبدیل کند.
۳. ارتقای امنیت سرمایهگذاری
کاهش عدمقطعیتهای امنیتی، ریسک سرمایهگذاری در پروژههای انرژی و زیرساختی قفقاز را کاهش داده و زمینه جذب سرمایههای بینالمللی را فراهم میکند.
۴. تعدیل فشار ژئوپلیتیکی بر ارمنستان
تضعیف نسبی اهرم روسیه پس از صلح، میتواند رویکرد «ارمنستان واقعی» نیکول پاشینیان ـ مبتنی بر فاصلهگیری تدریجی از مسکو ـ را تقویت کرده و امکان همگرایی اقتصادی بیشتر ایروان با باکو و آنکارا را فراهم آورد.
نتیجهگیری
آذربایجان در میانه آشوب ناشی از جنگ ایران و آمریکا، با اتخاذ سیاست خارجی متوازن، به یکی از گرههای کلیدی در معادلات قدرت منطقهای تبدیل شده است. تداوم بحران در غرب آسیا اگرچه در کوتاهمدت منافع نفتی برای روسیه به همراه دارد، اما در بلندمدت میتواند با تضعیف ایران و شکلگیری همکاریهای دفاعی–صنعتی میان کییف و باکو، نظم سنتی تحت نفوذ کرملین در قفقاز را دچار چالش کند.
در این چارچوب، صلح میان روسیه و اوکراین نه تهدیدی برای نفوذ فزاینده باکو، بلکه پیششرطی برای تثبیت قفقاز بهعنوان کانون ترانزیت، انرژی و اتصال ژئواکونومیک در نظم نوین منطقهای و جهانی خواهد بود.






