تأملی بر ابعاد و عوامل بازگشت مجدد گرجستان به پرونده پیوستن به اتحادیه اروپا
اعلام آمادگی دوباره گرجستان برای از سرگیری مذاکرات مربوط به پیوستن به اتحادیه اروپا را باید اساساً بازتابی از رقابتهای ژئوپلیتیکی گستردهتر در قفقاز جنوبی و همچنین تنشهای داخلی در ساختار سیاسی این کشور دانست. اکنون بازگشت این پرونده به دستور کار سیاسی، نشان میدهد که تحولات داخلی و فشارهای خارجی در حال بازتعریف جهتگیری سیاست خارجی تفلیس هستند.
برسام محمدی – کارشناس مسائل بینالملل
اندیشکده زاویه: موضوع همگرایی اروپایی گرجستان که پیشتر در نوامبر 2024 تا سال 2028 به تعویق افتاده بود، بار دیگر به شکل غیرمنتظرهای در مرکز توجه قرار گرفته است. «ماکا بوچوریشویلی» وزیر امور خارجه گرجستان به تازگی اعلام کرده است که تفلیس آماده است بلافاصله پس از تصمیم شورای اتحادیه اروپا، مذاکرات مربوط به این روند را از سر بگیرد، هرچند تأکید دارد این مسیر باید بر پایه گفتوگوی متقابل و پایبندی بروکسل به تعهدات خود در چارچوب «توافقنامه انجمن» پیش برود.
طرح دوباره این مسئله نیز تا حد زیادی در پی فشارهای سیاسی حزب «برای گرجستان» به رهبری گئورگی گاخاریا شکل گرفته است؛ جریانی که با فراخواندن وزیر خارجه به پارلمان، خواستار توضیح درباره دلایل تعلیق روند عضویت و جهتگیری سیاست خارجی دولت شده است.
اعلام آمادگی دوباره گرجستان برای از سرگیری مذاکرات مربوط به پیوستن به اتحادیه اروپا را باید اساساً بازتابی از رقابتهای ژئوپلیتیکی گستردهتر در قفقاز جنوبی و همچنین تنشهای داخلی در ساختار سیاسی این کشور دانست. اکنون بازگشت این پرونده به دستور کار سیاسی، نشان میدهد که تحولات داخلی و فشارهای خارجی در حال بازتعریف جهتگیری سیاست خارجی تفلیس هستند.
نخستین بُعد این مسئله به معادلات داخلی سیاست در گرجستان بازمیگردد. طرح دوباره موضوع همگرایی با اروپا تا حد زیادی تحت فشار جریانهای سیاسی مخالف دولت صورت گرفته است. حزب «برای گرجستان» به رهبری گئورگی گاخاریا، نخستوزیر پیشین، از جمله بازیگرانی است که تلاش دارد با برجستهسازی توقف روند عضویت، دولت را در موقعیت پاسخگویی قرار دهد. فراخواندن وزیر امور خارجه به پارلمان و طرح پرسشهایی درباره دلایل تعلیق مذاکرات با اتحادیه اروپا، نشاندهنده تبدیل شدن مسئله «جهتگیری ژئوپلیتیکی» به یکی از محورهای رقابت سیاسی داخلی است. در چنین فضایی، اعلام آمادگی مجدد برای از سرگیری مذاکرات را میتوان تلاشی از سوی دولت برای مدیریت فشارهای سیاسی و جلوگیری از تبدیل شدن موضوع اروپا به ابزار بسیج اپوزیسیون دانست.
بُعد دوم این تحولات به روابط گرجستان با اتحادیه اروپا مربوط میشود. از یک سو، تفلیس همچنان بر پایبندی خود به «توافقنامه انجمن» و چارچوب همکاری اقتصادی با اروپا، از جمله منطقه تجارت آزاد عمیق و جامع، تأکید دارد. این توافقها طی سالهای گذشته بخش مهمی از سیاست اقتصادی و اصلاحات ساختاری گرجستان را شکل دادهاند. از سوی دیگر، مقامات گرجستان با تأکید بر ضرورت «گفتوگو به جای باجخواهی»، به نوعی از فشارهای سیاسی بروکسل نیز گلایه دارند. تعلیق فرآیند عضویت در سال 2024 نشانهای از شکافهایی بود که در روابط طرفین به وجود آمده است؛ شکافهایی که عمدتاً به نگرانیهای اتحادیه اروپا درباره وضعیت دموکراسی، حاکمیت قانون و جهتگیریهای سیاست داخلی گرجستان مربوط میشود. در نتیجه، اعلام آمادگی کنونی را میتوان تلاشی برای بازتعریف رابطه با اتحادیه اروپا و کاهش تنشهای سیاسی میان دو طرف ارزیابی کرد.
بُعد سوم این تحولات به رقابت ژئوپلیتیکی میان روسیه و غرب در فضای پساشوروی مربوط میشود. قفقاز جنوبی همواره یکی از حوزههای حساس در معادلات امنیتی روسیه بوده است و گرجستان، به دلیل تجربه جنگ سال 2008 و مسئله مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی، جایگاه ویژهای در این معادلات دارد. در چنین شرایطی، هرگونه حرکت گرجستان به سوی ساختارهای غربی، از جمله اتحادیه اروپا یا ناتو، از سوی مسکو با حساسیت شدید دنبال میشود. واکنش تند وزارت خارجه روسیه به تحرکات اخیر اروپاییها در تفلیس نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. مسکو تلاش دارد با برجسته کردن هزینههای اقتصادی و سیاسی عضویت در اتحادیه اروپا، از جمله احتمال اعمال تحریمهای ضد روسی و قطع روابط اقتصادی، افکار عمومی و نخبگان گرجستان را نسبت به پیامدهای چنین مسیری هشدار دهد.
در این میان، سفر هیئت دیپلماتیک کشورهای موسوم به «مثلث وایمار» به تفلیس نیز حامل پیامهای ژئوپلیتیکی مهمی بود. حضور همزمان نمایندگان آلمان، فرانسه و لهستان در گرجستان نشاندهنده تلاش اتحادیه اروپا برای حفظ نفوذ خود در این کشور و جلوگیری از لغزش آن به سوی حوزه نفوذ روسیه است. به ویژه لهستان که طی سالهای اخیر به یکی از بازیگران فعال در سیاست همسایگی شرقی اتحادیه اروپا تبدیل شده، به شدت از گسترش پیوندهای اروپا با کشورهای قفقاز و اروپای شرقی حمایت میکند. از این منظر، سفر این هیئت را میتوان بخشی از تلاشهای اروپا برای احیای روند تعامل با گرجستان و حفظ آن در مدار همکاریهای غربی دانست.
با این حال، مسیر پیوستن گرجستان به اتحادیه اروپا همچنان با چالشهای قابل توجهی روبهرو است. از یک سو، اختلافات سیاسی داخلی و نگرانیهای اتحادیه اروپا درباره وضعیت حکمرانی در این کشور مانعی جدی برای پیشرفت سریع مذاکرات محسوب میشود. از سوی دیگر، فشارهای ژئوپلیتیکی روسیه و وابستگیهای اقتصادی گرجستان به بازار روسیه نیز میتواند هزینههای این مسیر را افزایش دهد. بخش قابل توجهی از صادرات کشاورزی و محصولات غذایی گرجستان به بازار روسیه وابسته است و هرگونه تشدید تنش سیاسی میتواند تبعات اقتصادی ملموسی برای این کشور داشته باشد.
در مجموع، اعلام آمادگی گرجستان برای از سرگیری مذاکرات عضویت در اتحادیه اروپا را باید در چارچوب یک معادله چندلایه تحلیل کرد؛ معادلهای که در آن سیاست داخلی، رقابت ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ و محاسبات اقتصادی به طور همزمان نقشآفرینی میکنند. آینده این روند تا حد زیادی به توانایی تفلیس در ایجاد توازن میان این عوامل بستگی دارد. اگر دولت گرجستان بتواند اصلاحات مورد نظر اتحادیه اروپا را پیش ببرد و در عین حال از تشدید تنش با روسیه جلوگیری کند، احتمال احیای تدریجی مسیر همگرایی اروپایی افزایش خواهد یافت. در غیر این صورت، این کشور ممکن است همچنان در وضعیت «میانگرایی ژئوپلیتیکی» باقی بماند؛ وضعیتی که در آن نه به طور کامل در ساختارهای اروپایی ادغام میشود و نه از فشارهای ژئوپلیتیکی همسایگان قدرتمند خود رهایی مییابد.






