کارشناس ترک؛ اشغال ایران با 2500 نظامی آمریکایی یک توهم است
«عصمت برکان» روزنامهنگار ترک، در یادداشتی تحلیلی شایعات مربوط به حمله زمینی آمریکا به ایران را قاطعانه رد کرده و با اشاره به محدودیتهای نظامی پنتاگون، جغرافیای دشوار ایران و واقعیتهای خلیج فارس تأکید میکند که چنین سناریویی عملاً غیرممکن است. او معتقد است واشنگتن و تلآویو با فشارهای رسانهای و روانی به دنبال تغییر رفتار تهراناند؛ اما نتیجه این فشارها، تقویت اراده مقاومت در داخل ایران بوده است.
اندیشکده زاویه: «عصمت برکان» روزنامهنگار و تحلیلگر ترک، در یادداشتی منتشرشده در وبسایت «10 هابر»، به شایعات اخیر درباره احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران پرداخته و این گمانهزنیها را قاطعانه رد میکند. او توضیح میدهد که فضای رسانهای طی روزهای گذشته تحتتأثیر روایتهای هیجانی و غیرواقعبینانه قرار گرفته، در حالی که واقعیتهای نظامی، ژئوپلیتیک و جغرافیایی چنین سناریویی را تقریباً ناممکن میسازد.
1. بزرگنمایی رسانهها و واقعیت استقرار 2500 تفنگدار دریایی
به گفته برکان، برخی رسانههای ترکیهای، ورود یک نیروی 2500 نفره تفنگداران دریایی آمریکا به خلیج فارس را نشانه آغاز جنگ زمینی میدانند؛ در حالی که این جابهجایی صرفاً پس از یک سفر طولانی دریایی از اوکیناوا انجام شده و هیچ نشانهای از عملیات ضربتی در آن دیده نمیشود. هدف اصلی این استقرار، افزایش گزینههای سنتکام برای مدیریت بحران است؛ مشابه اعزام تیپ چترباز از لشکر 82 هوابرد.
2. ماجرای جزیره خارک و لفاظیهای ترامپ
برکان یادآوری میکند که دونالد ترامپ چندین بار از امکان اشغال جزیره خارک سخن گفته است؛ جزیرهای که در جنوب خلیج فارس قرار دارد و بیش از 80 درصد صادرات نفت ایران از آن انجام میشود. اما نیرویی که اکنون آمریکا اعزام کرده، برای چنین عملیاتی بسیار ناکافی است. برکان این سخنان را «بلوف روانی» با هدف فشار بر ایران برای تغییر رفتار در تنگه هرمز توصیف میکند.
3. جغرافیای ایران؛ مانع اصلی هرگونه جنگ زمینی
به باور نویسنده، کنترل کامل تهدیدات ایران در خلیج فارس تنها در صورتی ممکن است که آمریکا صدها هزار نیروی زمینی برای اشغال سواحل ایران اعزام کند؛ تصمیمی که هیچ رئیسجمهور آمریکایی توان پذیرش تلفات سنگین آن را ندارد.
او تأکید میکند که خلیج فارس دریایی کمعمق است و مسیرهای قابل کشتیرانی در نزدیکی سواحل ایران قرار دارند. در حالی که سواحل عربی مسطح و شنیاند، سواحل ایران صخرهای و کوهستانی است و همین جغرافیا برای نیروهای مهاجم یک کابوس و برای نیروهای ایرانی یک برتری دفاعی بزرگ ایجاد میکند. در چنین محیطی حتی یک رزمنده با یک قبضه آرپیجی میتواند خسارت و آشوبی راهبردی ایجاد کند.
4. محدودیتهای نظامی پنتاگون و خطر تلفات بالا
برکان مینویسد که مجموع نیروهای جدید آمریکا در منطقه پس از تکمیل اعزامها به حدود 17 هزار نفر خواهد رسید؛ حتی با افزودن این تعداد به 50 هزار نیروی مستقر قبلی نیز امکان ورود به یک جنگ زمینی وجود ندارد، زیرا بخش عمده این نیروها پشتیبانی هستند.
او به گزارشهای رسانههای آمریکایی اشاره میکند که نشان میدهد کاخ سفید طرحهایی برای حمله به تاسیسات زیرزمینی ایران بررسی کرده، اما خطر بالای تلفات باعث کنار گذاشتن این گزینه شده است.
5. نتیجهگیری: بنبست نظامی و ضرورت دیپلماسی
نویسنده معتقد است که فشارهای افزایشیافته آمریکا و اسرائیل نه تنها ایران را وادار به عقبنشینی نکرده، بلکه انسجام داخلی و اراده دفاعی ایران را تقویت کرده است. تجربه درگیریهای تابستان گذشته نیز نشان داد که تهران بحران را با رویکردی کنترلشده مدیریت کرده است.
برکان در پایان مینویسد که هیچ پایان آسانی برای این وضعیت متصور نیست و تنها مسیر واقعبینانه، بازگشت به دیپلماسی و استفاده از میانجیگری کشورهایی مانند ترکیه و پاکستان است؛ مسیری که میتواند از تداوم جنگ و بنبست کنونی جلوگیری کند.






