بررسی دیدگاه ترکیه نسبت به جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران
در جنگ اخیر بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، موضع مقامات رسمی ترکیه محکومیت حمله علیه ایران و پیگیری مسیر دیپلماتیک برای حل تنش از طریق مذاکره و گفتگو بوده است. این موضعگیری را میتوان پیش از آغاز جنگ تحمیلی اخیر در قالب ابتکار مذاکرات اردوغان که به آغاز چند دور مذاکرات نافرجام بین وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران و فرستادگان ویژه ترامپ از جمله ویتکاف و کوشنر منجر شد، دید.
دکتر غلامعلی سلیمانی – استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران
اندیشکده زاویه: محققانی که روابط ایران و ترکیه را مورد بررسی قرار دادهاند، بر این باور هستند که میتوان روابط دو کشور را بین دو الگوی همکاری و رقابت مورد تحلیل قرار داد. به عبارت دیگر کمتر شاهد شکلگیری خصومت پایدار در روابط دو کشور بودهایم. از میانه قرن 17 به این سو مرزهای دو کشور از جمله باثباتترین مرزهای خاورمیانه بوده و سنت دیرینه همسایگی پایدار را در روابط دو کشور شاهد هستیم.
در جنگ اخیر بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، موضع مقامات رسمی ترکیه محکومیت حمله علیه ایران و پیگیری مسیر دیپلماتیک برای حل تنش از طریق مذاکره و گفتگو بوده است. این موضعگیری را میتوان پیش از آغاز جنگ تحمیلی اخیر در قالب ابتکار مذاکرات اردوغان که به آغاز چند دور مذاکرات نافرجام بین وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران و فرستادگان ویژه ترامپ از جمله ویتکاف و کوشنر منجر شد، دید.
این سیاست بعد از شروع جنگ نیز در بیانات مقامات مختلف این کشور دیده می شود. موضعگیری اخیر رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در گفتگو با دکتر پزشکیان ناظر بر تداوم چنین سیاستی در نگاه مقامات ترکیه است. در این گفتگو اردوغان ضمن اشاره به تلاشهای دولت ترکیه برای کاهش تنشها در منطقه، اعلام کرد که مداخله در امور ایران غیرقابل پذیرش است و افزایش تنش میان کشورهای منطقه نیز به نفع منافع کشورهای همسایه و همچنین منافع بلند مدت ایران نیست.
در این گفتگو اردوغان به یک موضوع کلیدی نیز اشاره کرده است که حاکی از اهمیت ثبات در ایران برای ترکیه است؛ «ما هرگز به مقابله با ایران به هیچ وجه فکر نمیکنیم و شرایط سخت حاکم بر ایران را درک میکنیم و آمادهایم تا حد امکان و توان دولت ترکیه برای کاهش تنشها در منطقه مشارکت داشته باشیم».
موضع رئیس جمهور ترکیه مشابه دیدگاه این کشور در جنگ تحمیلی 12 روزه است. در جنگ تحمیلی 12 روزه جودت ییلماز معاون رئیس جمهور ترکیه در بیانیهای رسمی، موضع ترکیه را به این شرح اعلام کرد: «حمله اخیر اسرائیل به ایران، اقدامی تحریکآمیز، فاقد مبنای حقوقی و تهدیدی جدید علیه صلح و ثبات منطقهای محسوب میشود. ما این رویکرد تهاجمی دولت نتانیاهو را بهشدت محکوم میکنیم. جامعه جهانی، نهادهای بینالمللی و کشورهای مسئول باید در برابر اقدامات اسرائیل که ثبات منطقهای را تهدید و اصول انسانی و حقوقی را نقض میکند، موضعی قاطعانهتر و مؤثرتر اتخاذ کنند».
به این منظور رئیس جمهور و وزیر خارجه ترکیه تلاش کردند مسیر دیپلماسی را از طریق تماس با همتایان خویش در برخی از کشورهای منطقه و همچنین مقامات غربی پیگیری کنند، تا بتواند طرفین درگیر را به سمت مصالحه و پایان جنگ سوق دهد. در تحلیل موضع مقامات ترکیه در محکوم کردن اقدامات آمریکا و اسرائیل در حمله به ایران و تلاش برای کاهش تنش از مسیر دیپلماتیک، میتوان به دو عامل کلیدی در سیاست خارجی این کشور اشاره کرد؛ نخست نگرانیهای ترکیه در ایجاد بیثباتی و تنش در منطقه و دوم منافع مشترکی که دو کشور ایران و ترکیه را در طول سالیان علیرغم فرازو نشیبهای مختلف به سمت همکاری سوق داده است.
درباره عامل نخست باید گفت که اقدامات مداخله جویانه ایالات متحده آمریکا در قالب حمله پیشدستانه در برخی از کشورهای منطقه، به بی ثباتی، ناامنی و هرج مرج منجر شده و همه کشورهای منطقه از جمله ترکیه را تحت تاثیر قرار داده است. حمله آمریکا به افغانستان و عراق و حمایت از مخالفین دولت اسد در سوریه، همچنین اقدامات این کشور در شمال آفریقا، موجبات گسترش ناامنی و بی ثباتی در منطقه شده است.
فارغ از نتایج عمدتا ناخوشایند مداخلات ایالات متحده آمریکا در منطقه برای کشورهای مورد هدف، اثرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن برای ترکیه با توجه به همسایگی با این کشورها و قرارگرفتن در مسیر مهاجران و آوارگان جنگی گسیل شده به سمت اروپا نگرانیهای و چالشهای مختلف امنیتی، اقتصادی و سیاسی ایجاد کرده و به نظر میرسد در ذهنیت مقامات ترک نسبت به اوضاع احتمالی ایران در صورت تداوم و گسترش جنگ و درگیری چنین دغدغهها و نگرانیهایی وجود دارد و آنها را به سمت اتخاذ موضع محکومیت اقدامات اسرائیل و آمریکا سوق داده است.
دلیل دوم که به نظر میرسد، مبنای همکاری متقابل دو کشور را در طول سالیان متمادی شکل داده، منافع مشترک ترکیه و ایران است که وزن همکاری را نسبت به رقابت و خصومت سنگینتر کرده است. دغدغهها و نگرانیهای که در درجه اول ماهیت ژئوپلیتیکی و سپس ژئواکونومیکی دارند. از حیث ژئوپلیتیکی مسائلی که باعث همکاری دو کشور شده است، بیش از هر چیزی بر دو مساله خطر توسعهطلبی اسرائیل و نگرانی از مساله «کردها» استوار است. ترکیه با وجود اینکه به عنوان اولین کشور مسلمان، اسرائیل را به رسمیت شناخته و در سال ۱۹۴۹ روابط دیپلماتیک با آن برقرار کرده است، اما در دوره حزب عدالت و توسعه مناسبات دو کشور دچار تغییر و تحول شده است.
ترکیه امروزه، گسترش نفوذ منطقهای اسرائیل را تهدید اساسی برای منافع استراتژیک خود به ویژه در سوریه و شرق مدیترانه میداند. از زمانی که روابط یونان و قبرس با اسرائیل به سمت ائتلاف حرکت کرده و قبرس به محلی برای انجام ماموریتهای فرامرزی اسرائیل تبدیل شده، آشکارا خطر اسرائیل برای ترکیه در حوزه مدیترانه پررنگتر و نزدیکتر از همیشه شده است. به همین دلیل امروزه گفته می شود، آنکارا اسرائیل را نه بهعنوان یک رقیب سیاسی، بلکه به عنوان تهدید مستقیم برای امنیت منطقهای خود مینگرد. یکی از مهمترین جلوههای تصادم منافع دو کشور را در سوریه پسااسد شاهد بودیم. در حالی که ترکیه سعی در حفظ تمامیت ارضی سوریه دارد، اسرائیل در تلاش است با تحریک و کمک به اقلیتهای مذهبی و قومی در سوریه مانند دروزیها در سویدا و مناطق کردی، مانع از شکلگیری کشور یکچارچه و منسجم در سوریه شود.
موضوع دیگری که نگرانی مشترک تهران و آنکارا را شکل میدهد، نگرانی از مساله«کردها» است. ترکیه از مهمترین مخالفان حمله آمریکا به عراق بود. سرنگونی دولت صدام و شکلگیری اقلیم کردی در عراق و حضور بازیگران مختلف در این منطقه و بازی با اهرم کردها، نگرانی مشترک ترکیه و ایران است که در مخالفت دو کشور با همه پرسی اقلیم به صورت یک اقدام مشترک دیده شد. ترکیه و ایران با توجه به وجود احزاب مخالف کردی که تمامیت ارضی دو کشور را تهدید میکنند، دغدغه مشترکی دارند و همین مساله موجبات همکاری میان دو کشور را فراهم کرده است. خطر گسترشطلبی اسرائیل و نگرانی از مساله کردها، با توجه به مخاطرات ژئوپولتیکی که میتوانند در منطقه ایجاد کنند، یکی از مهمترین بسترهای همکاری ایران و ترکیه است.
در کنار این باید به ژئواکونومی و اهمیت مباحث اقتصادی در شکلگیری منافع دو کشور اشاره کرد. موقعیت جغرافیایی ایران و ترکیه همکاریهای اقتصادی متعددی را در طی سالها شکل داده است که حوزه انرژی یکی از مهمترین جلوههای آن است و هر دو کشور تعاملات اقتصادی را یکی از مهمترین عوامل همکاری و همگرایی می دانند.
به نظر میرسد این عوامل در کنار هم، ترکیه را به این نتیجه رسانده است که با محکوم کردن حمله آمریکا و اسرائیل به ایران به دنبال کاهش تنشها در منطقه از طریق مجاری دیپلماتیک باشد. البته پیگیری چنین سیاستی در ترکیه معمولا با اتکای به دو اصل در حال پیگیری است؛ نخست اینکه پیگیری چنین سیاستی به معنای نادیده گرفتن نقش اسرائیل در سیاست خارجی ترکیه به ویژه مراودات اقتصادی و همکاریهای امنیتی میان دو کشور نخواهد بود. همچنین ترکیه به دلیل عضویت در ناتو همچنان روابط مستحکم خود را با ایالات متحده آمریکا حفظ خواهد کرد. دوم اینکه ترکیه تغییر در توازن قدرت در منطقه از جمله تبدیل شدن ایران به یک قدرت هستهای را با حساسیت زیادی دنبال میکند و آنکارا از اقدامات بازدارنده در جلوگیری از تغییر موازنه قدرت به نفع ایران از طریق راه حل های غیرنظامی حمایت خواهد کرد.
از حیث راهبردی موضع ترکیه در محکومیت حمله اسرائیل و آمریکا باید به منزله فرصتی برای جمهوری اسلامی ایران نگریسته شود، تا با توجه به اهمیت ترکیه در منطقه و به عنوان یکی از مهمترین همسایگان ایران مانع از ایجاد اجماع جهانی با هدف معرفی ایران به عنوان خطر و تهدید منطقهای شود. از طرف دیگر موضعگیری ترکیه، تلاش های ایالات متحده آمریکا و اسرائیل را برای گسترش جنگ با هدف درگیر کردن ناتو در این جنگ تحمیلی را دشوار خواهد کرد. همچنین تلاشها برای ایجاد تنش در روابط دو کشور در این برهه حساس به ویژه ادعای شلیک موشک به خاک ترکیه از طرف مقامات ترک، باید با حساسیت ویژه پیگیری شود، صحبت های اخیر بین وزرای امورخارجه دو کشور نیز با این هدف صورت گرفت.
به نظر میرسد بهتر است نگرانی موجود در این زمینه از طریق دستورکارهای سیاسی و فنی پیگیری شود. همچنین نگرانیهای ترکیه در مورد حضور گروههای مخالف کردی در اقلیم کردستان عراق میتواند به عنوان یک برنامه مشترک در روابط دو کشور و در حوزه اقلیم با اقدامات هماهنگ پیگیری شود. نهایتا با توجه به اهمیت موضوع امنیت غذایی در شرایط جنگی، مسیر ترکیه یکی از کانال هایی است که میتواند از جهت تدارکاتی و پشتیبانی در صورت نیاز مورد توجه قرار گیرد.






