پشت پرده تلاش آمریکا برای درگیر کردن ترکیه و ایران
جریانهای غربگرا در فضای رسانهای منطقه فعال شده و تلاش میکنند تا از اخبار مبهم و شایعات برای بهرهبرداری سیاسی و ایجاد ترس استفاده کنند. این جریانها، با بزرگنمایی نقش پیمانهای نظامی غربی مانند ناتو، سعی در القای این مفهوم دارند که تنها حمایت خارجی ضامن امنیت است و نقشههای خرابکارانه آمریکا در حوادث گذشته ترکیه (مانند کودتاهای نافرجام)، به سرعت فراموش شده است.
مهرداد محبینیا – کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: در جغرافیای پرتلاطم امروز، که کانون تقابل قدرتهای جهانی و بازیگران منطقهای است، تحلیل دقیق و فهم عمیق وقایع از اهمیت حیاتی برخوردار است. تحلیلهای اخیر حاکی از آن است که محور واشنگتن – تلآویو پس از تشدید تنشها با جمهوری اسلامی ایران، در حال افشای توطئههای خطرناکی است که دامنه آن فراتر از مرزهای ایران، کل منطقه و به ویژه کشورهای همپیمان پیشین آمریکا را تهدید میکند؛ حقیقتی که با گافهای اطلاعاتی و افشاگریهای متناوب از سوی منابع غربی، بیش از پیش نمایان میشود.
فروپاشی مدل قدیمی سلطه و درک متقابل متحدان سابق
نکته محوری در تحولات جاری، تغییر موازنه قدرت منطقهای و زوال هژمونی تاریخی آمریکاست. در گذشتهای نه چندان دور، ایالات متحده با رویکردی سلطهجویانه، کشورهای منطقه را وادار به پذیرش کامل سیاستهای خود میکرد و شعار معروف «یا با ما هستید یا علیه ما» را اعمال مینمود. اما امروزه، این دیکته کردن سیاستها به دلیل تغییر معادلات قدرت و افزایش آگاهی بازیگران محلی، عملاً کارایی خود را از دست داده است.
کشورهایی که منابع خود را صرف میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا کردهاند، اکنون به شدت در معرض خطر قرار گرفتهاند. حضور این زیرساختهای نظامی، برخلاف وعدههای گذشته، نه تنها امنیت ملی آنها را تضمین نکرده، بلکه خود تبدیل به کانون بحران و هدفی استراتژیک شده است. حاکمان منطقه به این ادراک رسیدهاند که دغدغه اصلی کاخ سفید، نه ثبات منطقه، بلکه حفظ منافع رژیم صهیونیستی است؛ منافعی که به راحتی حاضرند به بهای قربانی کردن متحدان سنتی خود، به پیش برده شوند. برداشت غالب امروز این است که آمریکا از منطقه ثروت میمکد و باجگیری میکند، در حالی که امنیت ملی شرکای خود کوچکترین اولویتی برای سیاستگذاران آمریکایی ندارد. این درک متقابل از ماهیت رفتار آمریکا، یک نقطه عطف راهبردی در روابط منطقه محسوب میشود.
استراتژی بازدارندگی و شکست دامهای دیپلماتیک
در عرصه دیپلماسی، جبهه استکبار بار دیگر با فریبکاری سعی در به دام انداختن طرف مقابل داشت. واشنگتن تلاش کرد با نمایش ژستهای دیپلماتیک و پهن کردن دام «مذاکرات»، ایران را متقاعد سازد تا در سایه این فرآیند، آمادگیهای نظامی خود را تکمیل کند و سپس ضربه نهایی را وارد آورد. با این حال، استراتژیستهای غربی با یک غافلگیری استراتژیک مواجه شدند. جمهوری اسلامی ایران با درک کامل نیات پنهان، مذاکرات را تنها در حالی پیگیری کرد که «دستهایش روی ماشه» بود؛ و به محض مشاهده کوچکترین تحرک تجاوزکارانه، پاسخی قاطع و کوبنده به عملیات دشمن ارائه داد.
این هوشمندی نظامی، نه تنها نمایشگر توان بازدارندگی ایران بود، بلکه اثبات کرد که در عرصه بینالمللی، اتکا به زبان صرف دیپلماسی، بدون پشتوانه قدرت واقعی، محکوم به شکست است. اعترافات مقامات نظامی بازنشسته غربی، مانند سرهنگ مکگرگور، این واقعیت را مهر تأیید میزند؛ جایی که از نابودی بخش عمدهای از پایگاهها و عقبنشینی ناوگان دریایی آمریکا در منطقه سخن به میان میآید، در حالی که توان تولید تسلیحاتی و موشکی ایران دستنخورده باقی مانده است. این اعتراف، عملاً شکست استراتژی نظامی آمریکا در هدفگیری زیرساختهای دفاعی ایران را تایید میکند.
سناریوهای خطرناک و تلاش برای ایجاد تقابلهای نیابتی
با تشدید شکستهای میدانی، تلاشهای سرویسهای جاسوسی غرب برای برهم زدن ثبات منطقه شدت یافته است. ایالات متحده، در باتلاقی که خود در آن گرفتار آمده، به قمارها و ریسکهای خطرناکتری روی آورده است. یکی از این سناریوهای فعال، تلاش برای فعالسازی عملیات زمینی از طریق مرزهای عراق با هدایت مستقیم سازمانهای جاسوسی غرب و بهکارگیری گروههای تروریستی محلی است؛ هرچند شانس موفقیت این تحرکات بسیار ناچیز ارزیابی میشود.
با این حال، خطرناکترین سناریو، تلاش برای کشاندن پای بازیگران منطقهای کلیدی، به ویژه ترکیه، به یک درگیری ویرانگر و ایجاد تقابل مستقیم بین آنکارا و تهران است. مقامات ایرانی در مواجهه با حادثه اخیر شلیک موشکی، موضعی شفاف اتخاذ کرده و اعلام کردند که هرگز حملهای به حاکمیت ارضی ترکیه نداشتهاند و به تمامیت ارضی آن احترام میگذارند. واقعیت این است که حمله به ترکیه هرگز در چارچوب منافع راهبردی تهران نمیگنجد.
ضرورت استقلال در تصمیمگیری و خنثیسازی فتنههای رسانهای
همزمان با این تحولات، جریانهای غربگرا در فضای رسانهای منطقه فعال شده و تلاش میکنند تا از اخبار مبهم و شایعات برای بهرهبرداری سیاسی و ایجاد ترس استفاده کنند. این جریانها، با بزرگنمایی نقش پیمانهای نظامی غربی مانند ناتو، سعی در القای این مفهوم دارند که تنها حمایت خارجی ضامن امنیت است و نقشههای خرابکارانه آمریکا در حوادث گذشته ترکیه (مانند کودتاهای نافرجام)، به سرعت فراموش شده است.
بر این اساس، لزوم خنثیسازی این فتنه سیستماتیک آمریکایی – صهیونیستی بیش از پیش احساس میشود. خوشبختانه، در ساختارهای حاکمیتی برخی کشورها، چهرههای خردمندی حضور دارند که به خوبی دامهای ژئوپلیتیک غرب را درک کردهاند. نمونه بارز این درک، اقدام دیپلماتیک اخیر برخی رهبران در ابراز همبستگی با ایران بود که نشان داد پیامهای استراتژیک صحیح دریافت شده است.
کلید عبور موفقیتآمیز از این مرحله حساس، اتخاذ موضعی مستقل است؛ یعنی تنظیم محاسبات و گامها نه بر اساس منافع پایتختهای خارجی، بلکه منحصراً بر اساس «نگاه و منافع پایتخت ملی». هرگونه رویکردی که تحت تاثیر میدان جاذبه قدرتهای جهانی اتخاذ شود، تنها زمینه را برای سقوط در تلههای استراتژیک فراهم خواهد کرد. این استقلال در تصمیمگیری، تنها ضمانت حفظ ثبات و عبور از بحرانهای منطقهای است.






