رمزگشایی تحلیلگر ترک از استراتژی ایران در جنگ رمضان
«سرهات لطیفاوغلو»، تحلیلگر اقتصادی و راهبردی ترکیه، در یادداشتی برای روزنامه «آیدینلیک»، ابعاد اقتصادی درگیری اخیر میان ایران و محور غربی – صهیونیستی را کالبدشکافی کرده است. وی بر این باور است که ایران با توسل به هوشمندی راهبردی، نه تنها در عرصه نظامی، بلکه در یک باتلاق عمیق اقتصادی و جنگ فرسایشی، واشنگتن و تلآویو را گرفتار ساخته است. این تحلیل، شکست استراتژی جنگ برقآسا و آغاز نبردی اقتصادی با هزینههای کمرشکن برای مهاجمان را برجسته میسازد.
اندیشکده زاویه: «سرهات لطیفاوغلو»، تحلیلگر مسائل اقتصادی و راهبردی ترکیه، در یادداشتی که در روزنامه «آیدینلیک» منتشر شد، به بررسی ابعاد اقتصادی درگیری اخیر میان ایران و محور غربی – صهیونیستی پرداخته است. وی معتقد است که ایران با بهرهگیری از هوشمندی راهبردی، توانسته است واشنگتن و تلآویو را نه تنها در عرصه نظامی، بلکه در یک باتلاق عمیق اقتصادی و جنگ فرسایشی گرفتار کند.
شکست استراتژی جنگ برقآسا و آغاز نبرد فرسایشی
نویسنده یادداشت، حمله اخیر به مدرسهای در ایران را آغازگر جنگی جدید توسط ائتلاف امپریالیسم آمریکا و رژیم صهیونیستی توصیف میکند. استراتژی اولیه این ائتلاف بر این توهم استوار بود که با ایجاد «اثر شوک» حمله، جنگ را به سرعت به نفع خود پایان داده و ایران را وادار به تسلیم کنند. با این حال، این سناریو در عرض چند روز با ضدحملات مقتدرانه ایران، که طی آن سیستم پدافندی اسرائیل ناکارآمد و پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس هدف قرار گرفتند، فرو ریخت. تحولات اخیر نشان میدهد که هدف تهران، صرفاً یک پاسخ نظامی کلاسیک نبوده، بلکه کشاندن دشمن به یک جنگ فرسایشی با هزینههای اقتصادی کمرشکن است.
دره عمیق هزینههای نظامی: جنگ نامتقارن به نفع تهران
بر اساس ارزیابیهای ژئوپلیتیک، هدف اصلی مقاومت، ورود به یک نبرد متقارن با ماشین جنگی پرهزینه آمریکا و اسرائیل نیست؛ بلکه گسترش جنگ در طول زمان و تحمیل تاوان اقتصادی سنگین به دشمن است. این رویکرد، تجلی بارز استراتژی «نبرد نامتقارن» است که حاکمان کاخ سفید را در تنگنای هزینههای تصاعدی جنگ، وادار به عقبنشینی میکند.
مهمترین عنصر در این نبرد، شکاف عظیم هزینههاست. هزینه تولید موشکهای بالستیک و پهپادهای ایرانی بین ۵۰ تا ۱۰۰ هزار دلار برآورد میشود، در حالی که هزینه هر شلیک موشکهای رهگیر سامانههای پدافندی آمریکا و اسرائیل غالباً بیش از یک میلیون دلار است. ایران با استفاده از تسلیحات بومی و ارزانقیمت، دشمن را مجبور به استفاده از سیستمهای دفاعی بسیار گرانقیمت میکند. شلیک انبوه پهپادها و موشکها باعث فرسودگی شدید و فلج شدن سامانههای دفاعی دشمن شد.
هدفگیری شاهرگهای لجستیکی و مالی دشمن
نیروهای مسلح ایران، با طراحی هوشمندانه، مراکز حساس لجستیکی و مالی در منطقه را که برای نظام سرمایهداری و تجارت جهانی حیاتی هستند، هدف قرار دادند. ضربه به نقاط کلیدی در مراکزی مانند دبی، بحرین، قطر و ابوظبی، موجی از پیامدهای روانی و اقتصادی ویرانگر را در بازارهای انرژی ایجاد کرد.
دود شدن روزانه میلیاردها دلار از ثروت متجاوزان
هزینه روزانه جنگ برای رژیم صهیونیستی، با احتساب شلیک پیاپی موشکهای رهگیر و خسارات وارده به زیرساختها، به حدود ۲ میلیارد دلار در روز رسیده است. برای آمریکا نیز هزینه عملیاتهای اطلاعاتی، دفاع از پایگاهها و شلیک موشکهای کروز تاماهاوک بسیار سنگین است. مجموع هزینه روزانه جنگ برای محور واشنگتن-تلآویو بین ۴ تا ۵ میلیارد دلار برآورد میشود.
اختلال گسترده در لجستیک و بسته شدن حریمهای هوایی، خساراتی معادل ۳ تا ۴ میلیارد دلار در روز به اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس تحمیل کرده است.
کابوس جهانی انرژی و اهرم فشار در تنگه هرمز
تنگه استراتژیک هرمز، که حدود ۲۰ درصد تجارت نفت جهان را در خود جای داده است، حساسترین اهرم فشار در این نبرد محسوب میشود. با تحرکات اخیر، قیمت نفت به سرعت افزایش یافته و در صورت طولانی شدن جنگ، عبور از مرز ۱۲۰ دلار محتمل است. این سناریو، اقتصاد غرب را در کابوس تورم و رکود فرو خواهد برد. با توجه به اینکه ایران تنها به نفتکشهای چینی اجازه عبور میدهد، تاثیر این شوک بر اقتصاد پکن ملایمتر خواهد بود، اما طولانی شدن جنگ میتواند بحران نفتی سال ۱۹۷۳ را برای غرب تکرار کند.
تبعات برای ترکیه و لزوم عبور از نئولیبرالیسم
اقتصاد ترکیه که به شدت به واردات انرژی وابسته است، با هرگونه جهش در قیمت نفت، شاهد افزایش نرخ تورم و فشار مضاعف بر بخش تولید خواهد بود. تحولات غرب آسیا نشان داد که «تابآوری اقتصادی» عنصر تعیینکننده در جنگهای مدرن است. تقابل تسلیحات مقرونبهصرفه با ماشین جنگی پرخرج غربی، آینده اقتصاد جهان را رقم میزند.
نویسنده معتقد است که آمریکا دیگر توان تحمل هزینههای حفظ هژمونی جهانی را ندارد و شاهد عقبنشینی تدریجی واشنگتن خواهیم بود. ترکیه برای بهرهبرداری از فرصتهای این دوران گذار و مقابله با شوکهای ژئوپلیتیک، چارهای جز کنار گذاشتن برنامههای شکستخورده نئولیبرال و اتخاذ یک اقتصاد ملی، برنامهریزیشده و توسعهمحور ندارد.






