گذار ترکیه از قدرت نرم به معمار امنیتی در شاخ آفریقا
در پی تغییر موازنه قدرت در دریای سرخ و تشدید رقابت بازیگران جهانی برای نفوذ بر مسیرهای حیاتی تجارت و انرژی، ترکیه در حال طراحی مجدد معماری حضور خود در شاخ آفریقا است. در این خصوص باشد سفر اخیر رجب طیب اردوغان به اتیوپی را یکی از نشانههای مهم تغییر پارادایم در استراتژی آفریقایی آنکارا محسوب کرد؛ تغییری که در آن دیپلماسی نمادین جای خود را به یک مشارکت چندلایه و سیستماتیک داده است.
زهرا اخوانزاده – پژوهشگر مسائل ترکیه و قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: منطقه شاخ آفریقا که دهههاست از مشکلات مزمنی چون درگیریهای داخلی، تروریسم، منازعات ارضی و مداخلات قدرتهای خارجی رنج میبرد، برای ترکیه نه یک تهدید، بلکه به مثابه «دریچهای از فرصت» تفسیر میشود. آنکارا به خوبی دریافته است که خلأ قدرت ناشی از بیثباتی در کشورهایی مانند سومالی، سودان، اریتره و اتیوپی، فضایی را برای مانور یک بازیگر چابک و فاقد میراث استعماری فراهم میکند. در این میان، اتیوپی به عنوان دومین کشور پرجمعیت قاره، مقر اتحادیه آفریقا و یک قدرت نظامی-سیاسی کلیدی، حلقه مرکزی این پازل ژئوپلیتیکی است. آدیس آبابا نه تنها بازاری رو به رشد برای کالاها و سرمایههای ترکیای محسوب میشود، بلکه به دلیل نفوذ منطقهای خود، میتواند نقشی محوری در پیشبرد اهداف آنکارا در کل شرق آفریقا ایفا کند.
ریشههای نفوذ ترکیه در منطقه را باید در تحولی جستجو کرد که از سال ۲۰۱۱ و با سفر تاریخی اردوغان به سومالی در اوج قحطی و بحران امنیتی این کشور آغاز شد. در آن مقطع، آنکارا با استفاده از ابزارهای «قدرت نرم» – کمکهای بشردوستانه گسترده، پروژههای زیرساختی، بورسیههای تحصیلی برای دانشجویان آفریقایی و گسترش شبکه دیپلماتیک خود – تصویری از یک شریک همدرد، غیراستعماری و فرصتآفرین را در اذهان عمومی منطقه ترسیم کرد. بزرگترین سفارتخانه ترکیه در آفریقا در موگادیشو تأسیس شد و کمکهای توسعهای آنکارا، زمینهساز اعتماد سیاسی و نفوذ فرهنگی گردید.
با این حال، استراتژی کنونی ترکیه نشاندهنده عبور از این الگوی صرفاً بشردوستانه به سوی یک مشارکت راهبردی مبتنی بر وابستگی متقابل و همکاریهای بلندمدت است. امروزه، حدود ۲۰۰ شرکت ترکیهای در اتیوپی در صنایع نساجی، ساختوساز، مهندسی و فرآوری محصولات کشاورزی فعال هستند و سرمایهگذاریها دیگر صرفاً تجاری نیست، بلکه با همکاریهای دفاعی و امنیتی عجین شده است. توافقنامههای نظامی متعدد، از جمله تأسیس پایگاه نظامی ترکیه در سومالی (بزرگترین پایگاه فرامرزی آنکارا) و آموزش نیروهای امنیتی سومالیایی، نشان میدهد که ترکیه دیگر تنها یک تأمینکننده کمک نیست، بلکه یک شریک امنیتی قابل اتکا برای کشورهای منطقه به شمار میرود. این حضور نظامی، ضمن تأمین منافع امنیتی ترکیه (به ویژه در مقابله با تهدیدات تروریستی و دزدی دریایی)، نفوذ سیاسی آن را نیز در منطقه نهادینه کرده است.
چالش پیش روی آنکارا اما دوگانه و پیچیده است. از یک سو، منطقه با بحرانهای به هم پیوستهای مواجه است که هر یک میتواند معمای حضور ترکیه را پیچیدهتر کند؛ تنش در مرز اتیوپی و سودان بر سر منطقه حاصلخیز الفشقه، مناقشه حلنشده اتیوپی و اریتره بر سر شهر بادمه و دسترسی به دریا، بحران داخلی منطقه تیگرای در اتیوپی که با مداخلات خارجی همراه شده، و اختلافات بر سر سد بزرگ رنسانس اتیوپی (GERD) که روابط آدیس آبابا با قاهره و خارطوم را تیره کرده است.
از سوی دیگر، تحرکات سایر بازیگران بینالمللی و منطقهای، میدان رقابت را برای ترکیه دشوارتر ساخته است. بهرسمیتشناختن سومالیلند توسط اسرائیل در سال ۲۰۲۳، رقابت سنتی و دیرینه چین در حوزه سرمایهگذاریهای زیرساختی (ابتکار کمربند و جاده)، نفوذ نظامی روسیه از طریق گروه واگنر (و سپس آفریقا کور) در کشورهایی مانند جمهوری آفریقای مرکزی و سودان، و حضور تاریخی امارات متحده عربی و عربستان سعودی در بنادر استراتژیک منطقه، همه و همه آنکارا را مجبور به اتخاذ یک سیاست محتاطانه و چندوجهی کرده است.
در این میان، آنکارا تلاش میکند با اتخاذ یک دیپلماسی موازنهگرا و عملگرا، خود را به عنوان یک میانجی بیطرف و نه یک طرف درگیر در مناقشات منطقهای معرفی کند. حفظ همزمان روابط حسنه با اتیوپی و سودان، علیرغم اختلافات مرزی آنها، نمونهای از این مانور حسابشده است. ترکیه همچنین کوشیده است در بحران تیگرای و مناقشه اتیوپی-اریتره، با تأکید بر تمامیت ارضی کشورها و گفتوگوی سیاسی، نقشی تسهیلگر ایفا کند و از حمایت آشکار از یک جناح خاص خودداری نماید. این رویکرد، اعتماد نسبی طرفهای درگیر را جلب کرده و آنکارا را به گزینهای جذاب برای میانجیگری تبدیل کرده است.
اتیوپی نیز به نوبه خود از این معادله استقبال میکند. آدیس آبابا که به دنبال تنوعبخشی به شرکای خارجی خود و گریز از وابستگی به قدرتهای سنتی مانند آمریکا، چین یا کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است، ترکیه را یک گزینه عملگرایانه و کمریسک مییابد: کشوری که هم سرمایه و فناوری نظامی ارائه میدهد، هم بازار صادراتی برای محصولاتش فراهم میکند، و هم برخلاف قدرتهای غربی یا برخی بازیگران منطقهای، تمایل چندانی به مداخله در امور داخلی یا تحمیل شرطهای سیاسی (به ویژه در حوزه حقوق بشر و حکمرانی) نشان نمیدهد. این همکاری «برد-برد» که بر اساس منافع متقابل و احترام به حاکمیت ملی بنا شده، پتانسیل تبدیل شدن به یک الگوی موفق برای سایر کشورهای آفریقایی را دارد.
در نهایت، سفر اردوغان به اتیوپی را باید نقطه عطفی در گذار ترکیه از یک کنشگر صرفاً بشردوستانه به یک معمار امنیتی و بازیگری ژئوپلیتیک در شاخ آفریقا تلقی کرد. آنکارا با گرهزدن منافع اقتصادی بلندمدت (سرمایهگذاری، تجارت و قراردادهای زیرساختی) به همکاریهای دفاعی (فروش پهپاد، آموزش نظامی و تأسیس پایگاهها) و ایفای نقش میانجی در مناقشات منطقهای، در پی آن است که جایگاه خود را از یک بازیگر حاشیهای و کمککننده، به یک وزنه تعیینکننده و تأثیرگذار در معادلات پیچیده ژئوپلیتیک دریای سرخ و شرق آفریقا ارتقا دهد.
با این حال، موفقیت این استراتژی بلندپروازانه به توانایی ترکیه در حفظ تعادل ظریف میان رقابت با قدرتهای بزرگ، مدیریت بحرانهای مزمن و پیشبینیناپذیر منطقهای، و پاسخگویی به انتظارات فزاینده شرکای آفریقایی خود بستگی دارد. آینده نشان خواهد داد که آیا آنکارا میتواند این نقش جدید را با موفقیت ایفا کند یا در گرداب رقابتها و بحرانهای منطقه گرفتار خواهد آمد.






