روزه و هویت مذهبی علویان ترکیه؛ از تنوع آیینی تا مسئله بهرسمیتشناختن
الگوی روزهداری علویان ترکیه، با تأکید بر روزه محرم و آیینهای خاصی چون عاشوره و پنجشنبههای نذری، بازتابی از برداشت الهیاتی متفاوت و تجربههای تاریخی و اجتماعی منحصر بهفرد آنان است. این تفاوت نه نشانه فاصله از دینداری، بلکه بخشی از روند تاریخی شکلگیری هویت مذهبی علویان در بستر تحولات دولت مدرن و نسبت آن با سنتهای اکثریت سنّی در ترکیه است.
دکتر زهرا کبیری پور – پژوهشگر تاریخ تشیع و علویان ترکیه
اندیشکده زاویه: روزهداری در میان علویان ترکیه، بهویژه نسبت آنان با روزه ماه رمضان، از موضوعات مهم در مطالعات تاریخ اجتماعی دین و الهیات تطبیقی در جهان اسلام معاصر است. بخشی از علویان، برخلاف الگوی فقهی رایج در میان اکثریت مسلمانان، روزه رمضان را بهصورت سیروزه برگزار نمیکنند و در عوض، روزه محرم، روزه خضر و برخی روزههای نذری – از جمله آیین موسوم به «چهلوهشت پنجشنبه» – را در تقویم آیینی خود جای میدهند. این الگو در منابع درونجامعهای علویان، با تبیینهایی اعتقادی، تاریخی و اجتماعی همراه است و نمیتوان آن را صرفاً به سطح عمل فردی تقلیل داد.
1- سطح الهیاتی و تفسیری
در سنت علوی، روزه بیش از آنکه تنها یک تکلیف فقهی تلقی شود، ابزاری برای تهذیب نفس و مشارکت در تجربهای جمعی و معنوی دانسته میشود. روزه محرم که معمولاً 12روز به طول میانجامد، در پیوند مستقیم با واقعه کربلا تعریف میشود و با آیینهایی همچون پخت «عاشوره» در روز سیزدهم همراه است. در این چارچوب، روزه نه فقط امساک از خوردن و آشامیدن، بلکه نوعی همدلی آیینی با رنج تاریخی اهل بیت(ع) قلمداد میشود.
در برخی متون و نوشتههای علوی، برای تبیین این رویکرد به آیات ۱۸۳ تا ۱۸۵ سوره بقره استناد میشود و بر تعبیر «ایامٍ معدودات» تأکید میگردد. همچنین آیه ۱۸۷ همان سوره – که ناظر به تحول تدریجی برخی احکام در صدر اسلام است – در چارچوب قرائتی انعطافپذیر از شریعت مورد توجه قرار میگیرد. در این قرائت، تغییر شرایط تاریخی و اجتماعی میتواند در شکل اجرای عبادات مؤثر باشد، هرچند کارکرد معنوی و تربیتی آن همچنان حفظ میشود.
این برداشت البته در میان خود علویان نیز یکدست نیست و طیفی از رویکردهای سنتی تا گرایشهای نزدیکتر به فقه رسمی در میان آنان مشاهده میشود.
2- سطح تاریخی ـ سیاسی
بخشی از ادبیات علوی، تفاوت در اجرای روزه رمضان را در پیوند با تجربههای منازعه مذهبی در دورههای تاریخی تحلیل میکند. در این روایتها، به سیاستهای خلافت در دوران بنی امیه و نیز برخی برخوردهای دولت عثمانی با گروههای قزلباش و بکتاشی اشاره میشود. در برخی منابع تاریخی، فتاوایی به شماری از شیخالاسلامهای عثمانی نسبت داده شده که در آنها اتهامهایی چون بدعت یا خروج از شریعت علیه این گروهها مطرح گردیده است.
با این حال، ارزیابی میزان اعتبار این اسناد و تحلیل انگیزههای سیاسی و مذهبی آنها، نیازمند پژوهشهای انتقادی مستقل است و نمیتوان تمامی روایتهای موجود را بدون بررسی سندی پذیرفت. آنچه مسلم است، تجربههای منازعه و حاشیهنشینی مذهبی، در شکلگیری مرزبندیهای هویتی و آیینی نقش داشته است.
3- سطح جامعهشناختی و زیستمحیطی
در برخی تحلیلهای مردمشناختی، به سبک زندگی کوچنشینی بخشی از قبایل ترکمان در آناتولی اشاره شده است. بر اساس این دیدگاه، شرایط معیشتی، کوچهای فصلی و زیست در مناطق کوهستانی، ممکن است اجرای ممتد برخی مناسک را با دشواریهایی مواجه ساخته و به شکلگیری الگوهای بدیل انجامیده باشد. این تبیین، ذیل بحث تأثیر ساختار زیستمحیطی بر آیینهای دینی در جامعهشناسی دین قابل بررسی است، هرچند نباید آن را به تبیینی تکعاملی تقلیل داد.
در دوره معاصر، مسئله مناسک علویان در چارچوب مباحث گستردهتری چون کثرتگرایی دینی، لائیسیته و حقوق شهروندی در ترکیه طرح میشود. نهاد رسمی دینی ترکیه، یعنی سازمان دیانت، نماینده قرائت سنّی حنفی از اسلام در ساختار دولتی است، در حالی که بخش قابل توجهی از علویان خواهان بهرسمیتشناختن تنوع آیینی و جایگاه مستقل مراکز عبادی خود (جَمخانهها) بودهاند. در این بستر، تفاوت در اجرای مناسک – از جمله روزه – گاه به یکی از نمادهای تمایز هویتی و مطالبه حقوق برابر بدل شده است.
از منظر جامعهشناسی هویت، مناسک دینی نهتنها کارکرد عبادی، بلکه نقش مرزبندی اجتماعی نیز دارند. تفاوت در الگوی روزهداری، در طول تاریخ، بهتدریج به یکی از نشانههای تمایز آیینی میان علویان و اکثریت سنّی تبدیل شده است؛ تمایزی که هم ریشه در تجربههای تاریخی دارد و هم در شرایط ساختاری دولت مدرن بازتولید میشود. بدینترتیب، روزه در این زمینه صرفاً یک حکم فقهی نیست، بلکه عنصری از صورتبندی تاریخیِ زیست دینی و بیانگر نوعی خودتعریفگری جمعی است.
جمعبندی
بهطور کلی الگوی روزهداری در میان علویان ترکیه را میتوان در سه سطح فهم کرد:
۱. سطح الهیاتی و تفسیری (برداشت خاص از آیات قرآن و مفهوم روزه)؛
2. سطح تاریخی ـ سیاسی (تجربه منازعه و شکلگیری مرزبندی مذهبی)؛
3. سطح جامعهشناختی (تأثیر سبک زندگی و ساختار قدرت در دولت مدرن).
در این چارچوب، تفاوت در اجرای مناسک نه نشانهای از فقدان دینداری، بلکه یکی از صورتهای تاریخیِ تکوین و تداوم هویت مذهبی در جهان اسلام است؛ هویتی که در تعامل میان متن، تاریخ و ساختار اجتماعی شکل گرفته و در بستر تحولات معاصر همچنان در حال بازتعریف است.






