نگاهی به چندلایگی مرجعیت اجتماعی در جامعه علویان ترکیه
مرجعیت اخلاقی و اجتماعی در جامعه علویان ترکیه، که پیشتر در انحصار ددهها بود، امروزه در پیوند و رقابت با نهادهای مدرن، روشنفکران و رسانهها قرار گرفته است. این تحول نه نشانه افول، بلکه بازتوزیع اقتدار در میدانی چندلایه است؛ جایی که ددهها با بهروزکردن زبان و ابزارهای خود، در کنار آموزش غیررسمی و کنشگری هویتی، به بازیگری کلیدی در حفظ و تفسیر سنت علوی تبدیل شدهاند.
دکتر زهرا کبیری پور، پژوهشگر تاریخ تشیع و علویان ترکیه
اندیشکده زاویه: مرجعیت اجتماعی در جامعه علویان ترکیه، در دهههای اخیر وارد مرحلهای از چندلایگی و تکثر شده است. اگر در گذشته ددهها تقریباً یگانه مرجع اخلاقی، آیینی و اجتماعی جامعه به شمار میآمدند، امروز این مرجعیت در تعامل و گاه رقابت با نهادهای مدرن، روشنفکران علوی، سازمانهای مدنی و رسانهها قرار گرفته است. این تحول، نه نشانه فروپاشی مرجعیت، بلکه بیانگر تغییر میدان اقتدار و بازتوزیع آن است.
یکی از عرصههای مهم این تحول، نظارت بر هنجارهای جمعی است. ددهها در سنت علوی، حافظان نظم اخلاقی و رفتاری جامعه بودهاند و توصیههای آنان در حوزههایی چون خانواده، تربیت فرزندان و مناسبات اجتماعی، واجد اعتبار اجتماعی بوده است. این نظارت، شکلی غیررسمی اما مؤثر داشته و بر اعتماد متقابل و منزلت نمادین استوار بوده است.
با گسترش آموزش رسمی، رسانهها و سبکهای زندگی شهری، مرجعیت اخلاقی دچار نوعی چندپارچگی شده است. نسل جدید علویان، علاوه بر ددهها، از روشنفکران، فعالان فرهنگی و حتی چهرههای رسانهای الگو میگیرد. این وضعیت را میتوان با مفهوم «میدان اخلاقی» بوردیو تحلیل کرد؛ میدانی که در آن کنشگران مختلف برای تثبیت ارزشها و هنجارها در رقابتاند. در این میدان، ددهها همچنان حامل سرمایه نمادین قدرتمندی هستند، اما ناچارند برای حفظ اثرگذاری، زبان و ابزارهای خود را بهروز کنند.
در همین راستا، نقش ددهها در آموزش آیینی و فرهنگی اهمیتی مضاعف یافته است. حذف هویت علوی از نظام آموزشی رسمی ترکیه، ددهها را به کنشگران اصلی آموزش غیررسمی بدل کرده است. جمخانهها، کلاسهای مستقل، دورههای تابستانی و حتی تولید محتوای مکتوب و دیجیتال، به ابزارهایی برای انتقال دانش آیینی و تاریخی تبدیل شدهاند. این تلاشها را میتوان نوعی «پداگوژی مقاومتی» دانست؛ کنشی آگاهانه برای حفظ هویت در برابر ساختار آموزشی مسلط.
تحول نقش آموزشی ددهها در دوره معاصر، نشاندهنده ظرفیت بالای آنان برای تطبیق با شرایط جدید است. ددههای جوانتر، با تحصیلات دانشگاهی و آشنایی با ابزارهای رسانهای، به پل ارتباطی میان سنت و مدرنیته تبدیل شدهاند. آنان نهتنها ناقلان آیین، بلکه مفسران معاصر سنت علوی هستند که میکوشند پاسخگوی پرسشهای نسل جدید باشند.
در کنار این تحولات، نقش ددهها در بسیج اجتماعی و حفظ هویت گروهی نیز همچنان برجسته است. در دورههای بحران، تبعیض و فشارهای سیاسی، مرجعیت اجتماعی ددهها در کنار نهادهای مدنی، به انسجامبخشی و مدیریت عاطفی جامعه کمک کرده است. سازماندهی آیینهای جمعی، تقویت حافظه تاریخی و مطالبهگری هویتی، از جمله کارکردهای این مرجعیت چندلایه است.
در نهایت، مرجعیت اجتماعی در جامعه علویان ترکیه را باید ساختاری سیال، تعاملی و چندبعدی دانست. ددهها دیگر تنها بازیگران میدان مرجعیت نیستند، اما همچنان یکی از مهمترین ستونهای آن به شمار میآیند. تداوم نقش آنان، نه در بازگشت به اقتدار سنتی، بلکه در توان بازتعریف، گفتوگو با نسل جدید و کنشگری خلاق در میدانهای جدید اجتماعی معنا مییابد. این تجربه، الگویی متفاوت از مرجعیت مذهبی – اجتماعی در جهان اسلام ارائه میدهد که ریشه در عرف، آیین و کنش جمعی دارد، نه در نهاد رسمی و فقهمحور.





