تأملی در روند رو به گسترش نفوذ تسلیحاتی انگلیس در قفقاز جنوبی
تحرکات اخیر بریتانیا در قفقاز جنوبی و لغو تحریمهای تسلیحاتی آذربایجان، نشاندهنده چرخشی راهبردی در سیاست خارجی لندن است. لندن در تلاش است با تبدیل نفوذ اقتصادی سه دههای خود به یک معماری امنیتی پایدار، چتر حمایتیاش را بر زیرساختهای حیاتی انرژی منطقه بگسترد. این تحول راهبردی که در چارچوب مثلث باکو-آنکارا-لندن تحلیل میشود، میتواند معادلات امنیتی قفقاز و رقابتهای ژئوپلیتیک با روسیه و ایران را در سالهای پیشرو بهطور بنیادین دگرگون کند.
برسام محمدی – کارشناس مسائل منطقه و بینالملل
اندیشکده زاویه: تحرکات اخیر لندن در قفقاز جنوبی، بهویژه سفر «ورنون کوکر»، وزیر دولت بریتانیا در امور دفاعی به باکو و حضور بیسابقه ۱۸ شرکت دفاعی این کشور در نمایشگاه ADEX، نشاندهنده یک چرخش مهم در سیاست خارجی نظامی و امنیتی این کشور در قبال قفقاز و آذربایجان است. این تحول را نمیتوان صرفاً یک اقدام دیپلماتیک مقطعی تلقی کرد؛ بلکه باید آن را بخشی از یک راهبرد منسجم برای تبدیل نفوذ اقتصادی سهدههای به نفوذ امنیتی پایدار در یکی از حساسترین گلوگاههای ژئوپلیتیک جهان ارزیابی کرد.
از لغو تحریم تا معماری نهادی
نقطه عطف این مسیر، لغو کامل تحریم تسلیحاتی بریتانیا علیه جمهوری آذربایجان در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر 1405) بود؛ اقدامی که لندن آن را پاسخی به پیشرفت روند صلح باکو-ایروان و انحلال ساختارهای گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا توصیف کرد. اما در ورای این توجیه حقوقی، واقعیت آن است که این تصمیم مهم، مسیر را برای انعقاد قراردادهای کلان نظامی هموار کرد. در همان ماه، دو کشور «جاهطلبانهترین برنامه همکاری دفاعی دوجانبه» خود را در لندن امضا کردند و متعاقباً یک برنامه همکاری دوساله برای ۲۰۲۶-۲۰۲۷ به امضا رسید.
زیرساخت نهادی این همکاری نیز بهسرعت در حال تکمیل است. بریتانیا در مارس ۲۰۲۵ (اسفند 1404) نخستین وابسته نظامی مقیم خود را در باکو منصوب کرد؛ اقدامی که به گفته کوکر، «تأیید روشنی است بر اینکه روابط دو کشور در مسیر درستی حرکت میکند.» این تحولات نشان میدهد لندن از مرحله «حسننیت دیپلماتیک» عبور کرده و به دنبال ایجاد سازوکارهای عملیاتی پایدار است.
منطق انرژی و امنیت: پیوندی ناگسستنی
آنچه به این همکاری دفاعی عمق میبخشد، پیوند آن با منافع انرژی بریتانیا در قفقاز است. شرکتهای بریتانیایی، بهویژه BPاز زمان قرارداد نفتی ۱۹۹۴ سرمایهگذاریهای عظیمی در زیرساختهای استخراج و انتقال انرژی خزر انجام دادهاند. اکنون لندن میکوشد با ابزار دیپلماسی تسلیحاتی، چتر امنیتی خود را بر فراز این کریدورها بگستراند. سفیر جدید بریتانیا در باکو، دانکن نورمن، صراحتاً از تمایل لندن به ایجاد «شراکت پویا» در حوزههای انرژی تجدیدپذیر، دفاع و هوانوردی سخن گفته است.
کوکر نیز در جریان سفر خود، مسائل مربوط به دریای خزر از جمله حفاظت از زیرساختهای ملی حیاتی را مورد بحث قرار داد؛ موضوعی که با توسعه توانمندیهای دریایی پیوند مستقیم دارد. این همافزایی میان منافع تجاری و همکاری امنیتی، الگویی آشنا از سیاست خارجی بریتانیا را بازتولید میکند: پیوند دادن بخش دفاعی به رشد اقتصادی و توسعه صادرات.
راهبرد چندجانبه باکو: خروج از انحصار تسلیحاتی
از سوی دیگر، باکو نیز اهداف حسابشدهای را از این نزدیکی دنبال میکند. جمهوری آذربایجان که بهشدت به دنبال بومیسازی صنایع نظامی و کاهش وابستگی به یک یا دو تأمینکننده سنتی است، بریتانیا را بهعنوان شریکی برای دسترسی به فناوریهای پیشرفته در حوزههایی نظیر امنیت سایبری، سیستمهای نظارتی، فناوریهای ضدپهپادی و آموزش استانداردهای ناتو مینگرد. الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، این همکاری را «نشانه اعتماد متقابل» توصیف کرده است.
تحلیلگران نزدیک به باکو نیز این تحول را بخشی از یک چرخش راهبردی گستردهتر میبینند. در هر حال روابط باکو-لندن از چارچوب انرژیمحور عبور کرده و وارد مرحلهای جدید شامل امنیت، صنایع دفاعی، فناوری و بازسازی پس از منازعه شده است که برخی کارشناسان آن را فرصتی برای همکاریهای سهجانبه یا چندجانبه در منطقه میدانند. این ارزیابی حائز اهمیت است، زیرا نشان میدهد باکو تلاش میکند با تکیه بر مثلث لندن-آنکارا-باکو، موقعیت خود را در معادلات امنیتی منطقه تثبیت کند.
جمعبندی
نفوذ تسلیحاتی بریتانیا در قفقاز جنوبی را باید فراتر از فروش سلاح تحلیل کرد. لندن در حال ساختن یک معماری امنیتی چندلایه است که آموزش نیروهای مسلح، انتقال فناوری، مشارکت صنعتی و حفاظت از کریدورهای انرژی را در بر میگیرد. موفقیت این راهبرد به دو عامل بستگی دارد: نخست، توان بریتانیا در تبدیل تعهدات سیاسی به قراردادهای عملیاتی مشخص؛ و دوم، مدیریت تنشهای ژئوپلیتیک با روسیه و ایران که این تحرکات را با نگرانی دنبال میکنند. در صورت تداوم این مسیر، قفقاز جنوبی میتواند به یکی از میدانهای اصلی رقابت قدرتهای فرامنطقهای در سالهای پیشرو تبدیل شود.






