آیا روابط ایران و آذربایجان در مسیر تحول قرار دارد؟
تحولات نظامی و ژئوپلیتیکی ماههای اخیر، معادلات و محاسبات قدرت در قفقاز جنوبی را تا حد زیادی متحول ساخته و جمهوری آذربایجان را به سوی اتخاذ راهبرد عملگرایانه «نزدیکی مدیریتشده» با تهران سوق داده است. باکو با تسهیل ترانزیت کمکهای بشردوستانه، تداوم دیپلماسی عالیرتبه و امضای توافقات زیرساختی در حوزههای انرژی و حملونقل، مسیر احیای اعتماد متقابل را هموار کرد. این یادداشت تحلیلی، ابعاد گذار روابط دوجانبه از الگوهای تنشزای پیشین به سوی همکاریهای پایدار ژئواکونومیک را واکاوی میکند.
تحریریه اندیشکده زاویه: یکی از پیامدهای عمده و مهم جنگ رمضان، تغییر محاسبات بسیاری از کشورهای جهان و منطقه در خصوص ایران است. این تغییر محاسبه باعث شده است، جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک کشور قدرتمند و تنها کشوری در جهان بشناسند که برخلاف بسیاری از ارزیابیهای قبلی، توانست در یک جنگ تمام عیار در مقابل دو رژیم اتمی جهان یعنی آمریکا و اسرائیل بایستد و این دو را مورد تهاجم قرار دهد.
قفقاز جنوبی از جمله مناطق مهمی است که متأثر از جنگ رمضان و موفقیتهای راهبردی ایران در این جنگ که همچنان ادامه دارد، از نظر ژئوپلیتیکی بهتدریج در حال بازآرایی است. در این میان، جمهوری آذربایجان با اتخاذ رویکردی عملگرایانه و مبتنی بر حسن همجواری، نقشی متمایز ایفا کرد که پیامدهای آن، مناسبات تهران و باکو را به مرحلهای جدید وارد ساخته است، بهطوری که شواهد متعدد نشان میدهد روابط دو کشور در مسیر تعمیق و تحول ساختاری قرار گرفته است.
بازتعریف نقش باکو در بحران
برخلاف گذشته که روابط تهران و باکو با فراز و نشیبهای پرتنش همراه بود، در جریان درگیریهای اخیر، دولت آذربایجان سیاستی مستقل و متفاوت و البته قابل تحسین در پیش گرفت. باکو نه تنها از هرگونه اقدام خصمانه علیه ایران پرهیز کرد، بلکه با گشودن مرزهای خود و تسهیل ترانزیت کمکهای بشردوستانه، نقشی سازنده در حمایت از همسایه جنوبی ایفا نمود. بهعنوان مثال در ۴ آوریل ۲۰۲۶ (15 فروردین 1405)، یک محموله ۲۰۰ تنی کمکهای بشردوستانه شامل ۱۹۰ تن مواد غذایی، ۷ تن دارو و ۳ تن تجهیزات پزشکی، با ۱۰ کامیون از طریق گذرگاه مرزی آستارا وارد خاک ایران شد. این اقدام بر اساس توافق تلفنی ۸ مارس ۲۰۲۶ (17 اسفند 1405) میان الهام علیاف و مسعود پزشکیان صورت گرفت. پیش از آن نیز در ماه مارس، باکو محمولهای شامل ۱۰ تن آرد، ۶ تن برنج، ۲.۴ تن شکر، بیش از ۴ تن آب، حدود ۶۰۰ کیلوگرم چای و نزدیک به ۲ تن دارو به ایران ارسال کرده بود.
این اقدامات به ظاهر ساده را نباید و نمیتوان در قالب یک واکنش عادی تاکتیکی تلقی نمود، بلکه باید آن را بخشی از یک راهبرد نظاممند ارزیابی کرد. چنان که در آن مقطع یک تحلیل منتشرشده در APA نوشت: «اقدامات اخیر آذربایجان در قبال ایران از جمله حمایت سیاسی، کمکهای بشردوستانه، تضمینهای امنیتی و ابتکارات دیپلماتیک، ماهیتی نظاممند دارند و اهداف راهبردی را دنبال میکنند. این سیاست، پایهای واقعی برای احیای اعتماد متقابل میان دو کشور ایجاد میکند.» علاوه بر این، علیاف نخستین رهبری بود که پس از اعلام آتشبس به پزشکیان تبریک گفت و پیش از آن نیز با حضور در سفارت ایران در باکو، مراتب تسلیت خود را به مناسبت شهادت آیتالله العظمی خامنهای اعلام کرد.
گفتوگوهای سطح بالا و تعمیق همکاریها
دیپلماسی عالیرتبه میان دو کشور پس از تحولات ماههای اخیر، شتاب قابل توجهی گرفته است. دیدار مسعود پزشکیان و الهام علیاف در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک در ۳۱ اوت ۲۰۲۶ (9 شهریور 1405)، رخداد مهمی در این مسیر محسوب میشود. در این دیدار، دو طرف درباره آخرین وضعیت همکاریهای دوجانبه و راههای توسعه و تعمیق روابط در حوزههای مختلف رایزنی کردند. این تعاملات در سطوح پایینتر نیز تداوم یافته است: وزرای خارجه دو کشور در ۱۳ مه ۲۰۲۶ (23 اردیبهشت 1405) درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقهای گفتوگو کردند و جیحون بایراموف، وزیر خارجه آذربایجان، حمایت کشورش از حلوفصل مسالمتآمیز مسائل را مورد تأکید قرار داد.
همکاریهای اقتصادی در مسیر نهادینهشدن
بُعد اقتصادی روابط نیز از روند تحول بیبهره نمانده است. گذرگاه مرزی بیلهسوار در استان اردبیل به عنوان شریان حیاتی تجارت دو کشور، در سال گذشته میلادی ۲۶۸ میلیون دلار صادرات را ثبت کرده و در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۶ نیز ۱۹۰ میلیون دلار مبادلات از این گذرگاه انجام شده است. حجم مبادلات تجاری دوجانبه طی دو سال به حدود ۶۵۰ میلیون دلار رسیده و روند صعودی خود را حفظ کرده است. در فوریه ۲۰۲۶ (بهمن 1404)، دو کشور سند همکاری اقتصادی در ۱۰ سرفصل از جمله حملونقل، انرژی، برق، آب و سایر بخشهای اقتصادی و اجتماعی را امضا کردند.
در حوزه حملونقل، پروژههای زیرساختی شامل پل کلاله–آقبند، پل آستارا، اتصال ریلی کلاله به سیهرود و راهاندازی پایانه ریلی آستارا مورد توافق قرار گرفت. در بخش برق نیز اتصال شبکه برق سه کشور ایران، آذربایجان و روسیه و صادرات برق آذربایجان به ایران از موضوعات مورد توافق بود.
ارزیابی تحلیلی و چشمانداز
رویکرد کنونی باکو نه یک اقدام تاکتیکی مقطعی، بلکه بخشی از یک راهبرد نظاممند با اهداف بلندمدت است. یک تحلیل در اندیشکده جیمزتاون با اشاره به مدیریت بحران توسط باکو مینویسد: «آذربایجان رویکرد نزدیکی مدیریتشده را تثبیت میکند: تقویت امنیت داخلی و تابآوری مرزی، همزمان با جایگاهیابی خود به عنوان کریدوری باثبات برای انرژی، حملونقل و جریانهای بشردوستانه.» باکو در جریان بحران، حدود ۳۰۰ شهروند خود را از ایران خارج کرد و به عنوان کانون ترانزیت برای تخلیه اتباع کشورهای ثالث از جمله روسیه، آلمان، اسپانیا و پاکستان عمل نمود.
با این حال، برخی تحلیلگران نسبت به پایداری این روند ابراز تردید کرده و یادآور میشوند که بخشی از کمکهای بشردوستانه با مناسبتهای مذهبی و ملی مقارن بوده و استمرار آن در شرایط عادی آزمون اصلی خواهد بود. همچنین موضوعاتی نظیر اتهامات مربوط به حملات پهپادی از خاک ایران به نخجوان و نگرانیهای امنیتی متقابل، همچنان بر روابط سایه افکنده است. با این وجود، اراده سیاسی رهبران دو کشور و وجود منافع متقابل اقتصادی و امنیتی بهویژه در پروژههای ترانزیتی نظیر کریدور شمال-جنوب و اتصال ریلی جلفا، زمینهای مساعد برای تداوم این مسیر فراهم کرده است. آنچه مسلم است، آنکه روابط تهران و باکو در نقطهای ایستاده که دیگر بازگشت به الگوی پیشین تنش و بیاعتمادی برای هیچیک از دو طرف هزینهای قابل قبول تلقی نمیشود.






