واکاوی ابعاد پنهان سفر ابراهیم کالین به کابل و اسلامآباد
سفر ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، به کابل و اسلامآباد فراتر از یک میانجیگری دیپلماتیک برای کاهش تنش میان طالبان و پاکستان است. این مأموریت «دیپلماسی اطلاعاتی» را باید در کانون «معماری محور مکه» و راهبردهای ژئواکونومیک ترکیه برای اتصال آسیای مرکزی به آبهای آزاد جستجو کرد. در حالی که آنکارا با الگوی «قدرت بانفوذ»، مسیرهای ترانزیتی جایگزین ایران را طراحی میکند، آیا تهران آمادگی لازم برای مواجهه با این آرایش جدید امنیتی را دارد؟
برسام محمدی – کارشناس مسائل منطقه و بینالملل
اندیشکده زاویه: سفر اخیر ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه (میت)، به کابل، قندهار و سپس اسلامآباد، یک دیپلماسی اطلاعاتی فشرده در یکی از پرتنشترین گسلهای ژئوپلیتیک آسیا است. این سفر که در فاصله کمتر از ۴۸ ساعت انجام شد، افزون بر العاد دیپلماتیکی خود، میتواند در قالب یک عملیات چندلایه با اهداف امنیتی، اقتصادی و راهبردی ارزیابی شود که در چارچوب رقابتهای کلان منطقهای قابل تحلیل کرد.
هدف اعلامی: مدیریت تنش کابل-اسلامآباد
هدف اعلامی این سفر، کاهش تنشهای فزاینده میان طالبان و پاکستان بود. تنشها بر سر حضور تحریک طالبان پاکستان در خاک افغانستان و حملات هوایی پاکستان به داخل افغانستان، به سطح بیسابقهای رسیده بود. کالین در کابل با مقامات ارشد طالبان از جمله ملا عبدالغنی برادر، سراجالدین حقانی و عبدالحق وثیق دیدار کرد و سپس در قندهار با ملا شیرین آخوند، از نزدیکان هبتالله آخوندزاده، ملاقات کرد؛ هرچند دیدار با رهبر طالبان در لحظه آخر لغو شد. سفر به اسلامآباد نیز شامل دیدار با نخستوزیر شهباز شریف، فرمانده ارتش عاصم منیر و رئیس ISI بود.
این میانجیگری در ادامه تلاشهای پیشین ترکیه و قطر انجام میشود. مذاکرات استانبول در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر 1404) به میزبانی میت به توافقی موقت انجامید، اما شکست خورد. در آوریل ۲۰۲۶ (فروردین 1405) نیز دور دیگری از گفتگوهای غیررسمی در استانبول برگزار شد که نتیجه پایدار نداشت. این بار، برخلاف گذشته، پاکستان ظاهراً خود درخواستکننده این میانجیگری بوده و کالین را برای انتقال نگرانیهای امنیتی اسلامآباد به طالبان و بازگشت با پاسخ آنها اعزام کرده است.
لایه پنهان: معماری محور «مکه-کابل-اسلامآباد»
فراتر از میانجیگری، سفر کالین را باید در چارچوب توافق دفاع مشترک مکه (۲۰۲۶) میان ترکیه، عربستان و پاکستان هم تحلیل کرد. در جریان مذاکرات اسلامآباد، طرفین بر اهمیت این اتحادیه دفاعی تأکید کردند. این توافق، که آنکارا آن را «از نظر فنی مشابه ماده ۵ ناتو» توصیف کرده، چارچوبی برای همکاری امنیتی چندلایه ایجاد کرده که هدف آن، به گفته تحلیلگران، «همپوشانی فزاینده منافع ترکیه، عربستان و پاکستان در جنوب آسیا، خاورمیانه و حتی آفریقا» است.
ترکیه در این معماری، نقش «مهندس امنیت» را ایفا میکند: طراحی چارچوب، تأمین مشروعیت از طریق عربستان، و واگذاری اجرای عملیاتی به پاکستان و طالبان. این مدل، هزینه حضور مستقیم را حذف میکند و امکان انکارپذیری را برای آنکارا فراهم میسازد.
اهداف ژئواکونومیک: کریدورهای جایگزین
اما بُعد اقتصادی این سفر کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ترکیه در چارچوب راهبرد «اتحاد دولتهای ترک» و کریدور میانی، به دنبال اتصال آسیای مرکزی به پاکستان و بندر گوادر از مسیر افغانستان است. این مسیر، جایگزینی برای کریدورهای عبوری از ایران محسوب میشود و میتواند سهم ترانزیت ایران در منطقه را کاهش دهد. همزمان، پاکستان در آوریل ۲۰۲۶ (فروردین 1405) چارچوب جدیدی برای ترانزیت کالا به ایران از طریق گوادر، کراچی و تفتان تصویب کرد که زمان حمل را به شدت کاهش داد؛ اقدامی که نشان میدهد اسلامآباد میان دو گزینه ترانزیتی در حال تعادلبخشی است و ایران میتواند از این شکاف بهره ببرد.
نتیجهگیری
سفر کالین نشان میدهد ترکیه در حال تثبیت نقش خود به عنوان «قدرت بانفوذ در شرق» است؛ نه از طریق حضور نظامی، بلکه از طریق معماری شبکهای که دیگران را وادار به اجرای دستور کار آنکارا میکند. اگر ایران این روند را به عنوان تحرکات تاکتیکی پراکنده ببیند، با واقعیتی تثبیتشده روبرو خواهد شد که خروج از آن ممکن است دشوارتر بهنظر برسد. بازتعریف سیاست شرقی ایران – از واکنش تدافعی به کنش راهبردی – نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای حفظ توازن قدرت در مرزهای پیرامونی است.





