ارزیابی نقش و منافع ترکیه در انحلال نیروهای سوریه دموکراتیک موسوم به «قسد»
اعلام انحلال قسد در دمشق، در صورت تثبیت اجرایی، میتواند پایان مرحلهای از کشمکش ترکیه و آمریکا بر سر شمال سوریه باشد. این یادداشت با بررسی فشارهای اطلاعاتی، دیپلماتیک و میدانی آنکارا، نقش تعامل با دولت جدید دمشق، تغییر محاسبات واشنگتن و پیامدهای امنیتی ادغام قسد در ارتش سوریه را ارزیابی میکند و دستاوردهای احتمالی ترکیه را در نظم منطقهای جدید بررسی میکند.
تحریریه اندیشکده زاویه: اعلام رسمی انحلال «نیروهای سوریه دموکراتیک» (قسد) توسط مظلوم عبدی در دمشق، نقطه عطفی در مناقشه 12 ساله ترکیه و ایالات متحده بر سر حمایت از این گروه شبهنظامی محسوب میشود. این رویداد که در کنار انحلال پکک رقم خورده، در واقع نشاندهنده موفقیت ترکیه در مدیریت یکی از حساسترین پروندههای امنیتی خود در منطقه است.
با توجه به اهمیت این موضوع، ارزیابی دقیق نقش آنکارا در این فرآیند، برای درک معادلات جدید سوریه ضروری به نظر میرسد.
نقش محوری ترکیه در مدیریت پرونده
ترکیه از همان ابتدا، قسد را نه یک نیروی محلی، بلکه «امتداد مستقیم پکک» در شمال سوریه میدانست. آنکارا طی سالها با سه دولت متوالی آمریکا (اوباما، ترامپ و بایدن) بر سر حمایت واشنگتن از این گروه به شدت اختلاف داشت و همواره این اقدام را «حمایت از تروریسم» قلمداد میکرد.
با این حال، آنچه در ماههای اخیر رخ داد، نشان میدهد که ترکیه با تغییر راهبرد از تقابل نظامی به دیپلماسی فشار، موفق شد شرایط را به نفع خود تغییر دهد. در این ارزیابی، نباید از نقش پشتپرده دستگاه اطلاعاتی ترکیه (میت) در گفتوگوهای محرمانه با عبدالله اوجالان و نیز هماهنگی با حکام کنونی دمشق غافل شد؛ عواملی که عملاً میدان را برای انحلال قسد هموار کردند.
پس از سقوط نظام بشار اسد در اواخر ۲۰۲۴ و روی کار آمدن دولت موقت سوریه به ریاست الجولانی، ترکیه بهسرعت جایگاه خود را به عنوان متحد دمشق جدید تثبیت کرد. آنکارا با ارائه حمایتهای سیاسی، نظامی و امنیتی به دولت جدید، عملاً بر روند مذاکرات با قسد تأثیرگذار شد. منابع ترکی اعلام کردهاند که آنکارا در جریان عملیات منجر به عقبنشینی قسد از حلب، نقش مشورتی فعالی ایفا کرده است و این هماهنگی میدانی، یکی از کلیدهای اصلی موفقیت در وادار کردن قسد به پذیرش ادغام کامل در ارتش سوریه به شمار میرود.
زمینههای داخلی و بینالمللی انحلال
باید توجه داشت انحلال قسد در بستر تحولات گستردهتری رقم خورد. ابتدا توافق اوجالان با سرویس اطلاعاتی ترکیه و اعلام انحلال رسمی پکک، زمینه را برای گام بعدی یعنی خلع سلاح شاخه سوریهای آن فراهم کرد. همزمان، دولت سوریه با عملیات نظامی در ژانویه ۲۰۲۶، کنترل استانهای رقه و دیرالزور را بازپس گرفت و قسد را ناچار به پذیرش توافق ادغام کامل کرد. این همزمانی نشان میدهد که ترکیه نه تنها از طریق دیپلماسی، بلکه با هماهنگی عملیاتهای زمینی دولت سوریه، فشار همهجانبهای را بر قسد اعمال کرده است.
از سوی دیگر، تغییر موضع آمریکا نقشی تعیینکننده داشت. واشنگتن که پیشتر 1 میلیارد دلار برای حمایت از قسد هزینه کرده بود، پس از تغییر معادلات سیاسی و روی کار آمدن دولت جدید در دمشق، عملاً این گروه را رها کرد. تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه، انحلال قسد را «رویدادی تاریخی» و بخشی از «طرح خاورمیانه ترامپ» توصیف کرده است.
این اظهارات نشان میدهد که واشنگتن نیز این تحول را در چارچوب هماهنگی با آنکارا ارزیابی میکند، هرچند رسانههای نزدیک به حزب عدالت و توسعه تلاش دارند این موفقیت را کاملاً به حساب اردوغان بگذارند و سفیر آمریکا نیز میکوشد مدیریت واشنگتن را برجسته سازد. اما واقعیت میدانی، نقش پررنگتر ترکیه را در هدایت این پرونده تأیید میکند.
دستاوردهای ترکیه از انحلال قسد
انحلال قسد برای ترکیه دستاوردهای متعددی به همراه دارد. نخست، مهمترین تهدید امنیتی مرزهای جنوبی ترکیه (وجود یک ساختار نظامی موازی وابسته به پکک در همسایگی) بهطور کامل برچیده میشود. دوم، آنکارا نشان داد که با تلفیق فشار نظامی و دیپلماسی هوشمندانه، میتواند متحدان پیشین آمریکا را نیز وادار به عقبنشینی کند. سوم، موفقیت در این پرونده، دستاورد مثبت دیگری به کارنامه حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان میافزاید و جایگاه ترکیه را به عنوان بازیگر مسلط در معادلات سوریه تثبیت میکند.
رسانههای نزدیک به دولت ترکیه بهطور گسترده روی این موفقیت مانور دادهاند، در حالی که سفیر آمریکا تلاش دارد نشان دهد کل این روند با «هماهنگی و مدیریت واشنگتن» بوده است. با این حال، واقعیت میدانی حاکی از آن است که ترکیه با درک صحیح از تحولات و انتخاب زمان مناسب، موفق شد یکی از طولانیترین بحرانهای امنیتی خود را بدون هزینه نظامی سنگین مدیریت کند. انحلال قسد، بیش از هر چیز، گواهی بر بلوغ راهبردی آنکارا در عرصه سیاست خارجی منطقهای است و ارزیابی نقش ترکیه در این رویداد، نشان میدهد که آنکارا با تکیه بر ابزارهای اطلاعاتی، دیپلماتیک و هماهنگی با دولت جدید سوریه، توانسته است برگ برنده نهایی را در شمال سوریه از آن خود کند. این موفقیت، چشمانداز جدیدی از نظم امنیتی در مرزهای جنوبی ترکیه ترسیم میکند که در آن، آنکارا به جای وابستگی به آمریکا، خود نقش محوری را در معادلات منطقه ایفا میکند.





