صلح روی ریل؛ الزامات اقتصادی روابط ترکیه و ارمنستان
عادیسازی روابط ترکیه و ارمنستان پس از سالها انسداد سیاسی میتواند با تکیه بر تجارت مستقیم، اتصال ریلی و همکاری مرزی وارد مرحله تازهای شود. تحولات قفقاز جنوبی و تغییر موازنه منطقهای، فرصت احیای پیوندهای اقتصادی میان قارص و گیومری را فراهم کرده است. با این حال، تحقق صلح پایدار به روابط سیاسی قابل پیشبینی، مدیریت اختلافات و توجه به نگرانیهای ایران و بازیگران منطقهای نیازمند است.
فاطمه محمدیپور – دکتری مطالعات منطقهای از دانشگاه تهران
اندیشکده زاویه: روابط بین ترکیه و ارمنستان مدتهاست که به دلیل میراث تاریخی، درگیریهای حلنشده و رقابتهای منطقهای محدود شده است. با این حال، تحولات در قفقاز جنوبی طی چند سال گذشته فرصتی برای غلبه بر این بنبست طولانی مدت ایجاد کرده است. این تحول با پیروزی آذربایجان در جنگ دوم قرهباغ در سال 2020 و تعادل منطقهای جدیدی که پس از سال 2023 پدیدار شد، آغاز شد.
باید گفت روابط بین ایروان و آنکارا از سال 2022 بهبود یافته است. در ژوئیه 2022، دو طرف توافق کردند که مرز خود را به روی اتباع کشورهای ثالث و دارندگان گذرنامه دیپلماتیک به عنوان اولین گام به سوی عادی سازی کامل باز کنند. امضای توافقنامه بین ارمنستان و ایالات متحده آمریکا در مورد مسیر ترامپ برای صلح و رفاه در 4 ژوئن 2025 و پیروزی حزب حاکم قرارداد مدنی در انتخابات پارلمانی 7 ژوئن ارمنستان، دریچهای از فرصت را برای پیشبرد عادیسازی روابط ارمنستان و ترکیه گشوده است.
از این رو در ۱۱ مه، ترکیه اعلام کرد که مقدمات اداری لازم برای تسهیل تجارت مستقیم با ارمنستان تکمیل شده است. ایروان از این تصمیم استقبال کرد و ابراز امیدواری کرد که این امر به بازگشایی مرز و برقراری روابط دیپلماتیک کمک کند.
ترکیه و ارمنستان کشورهای همسایه بدون روابط دیپلماتیک رسمی هستند. از آنجایی که روابط دیپلماتیک مستلزم حل و فصل اختلاف تاریخی یا سیاسی نیست، سفارتخانهها در آنکارا و ایروان کانالهایی برای ارتباطات سیاسی پایدار، مدیریت بحران، همکاری اقتصادی و تبادل فرهنگی فراهم میکنند. روابط اقتصادی میان آنکارا و ایروان میتواند این فرآیند را تقویت کند. همین امر در مورد اتصال راهآهن نیز صادق است. اتصال کارآمد میتواند بخشی از یک شبکه حمل و نقل گستردهتر باشد که آناتولی را به قفقاز جنوبی و از آنجا به آسیای مرکزی متصل میکند. این امر همراه با تلاشهای آذربایجان و ارمنستان برای بازگشایی مسیرهای حمل و نقل منطقهای میتواند به تبدیل قفقاز جنوبی از جغرافیایی که با درگیری تعریف میشود به جغرافیایی که به طور فزایندهای با ترانزیت، تجارت و ارتباطات شکل میگیرد، کمک کند. با این حال، زیرساختها زمانی بهترین عملکرد را دارند که توسط روابط سیاسی قابل پیشبینی پشتیبانی شوند.
انتخابات پارلمانی ارمنستان در ژوئن 2026 بُعد مهم دیگری را به عادی سازی روابط آنکارا-ایروان افزوده است. حزب قرارداد مدنی پاشینیان با تقریباً نیمی از آرا قدرت را حفظ کرد. اهمیت این نتیجه فراتر از ماندن پاشینیان در سمت خود است. با وجود فضای سیاسی دشوار پس از قرهباغ، رأیدهندگان ارمنی مأموریت او را برای پیگیری صلح با آذربایجان، عادیسازی روابط با ترکیه و کاهش انزوای منطقهای ارمنستان تمدید کردند.
اما باید گفت گروههای مخالف و بخشهایی از جامعه ارمنی همچنان جنبههای عادیسازی را به چالش خواهند کشید، در حالی که مسائل مربوط به قانون اساسی همچنان حل نشده باقی مانده است. با این حال، پاشینیان اکنون فضای سیاسی بیشتری برای نهادینه کردن صلح با آذربایجان و پیشبرد روابط با ترکیه دارد و گام منطقی بعدی برای دو کشور این است که از یک فرآیند عادیسازی که عمدتاً از طریق نمایندگان ویژه مدیریت میشود، به سمت روابط دیپلماتیک رسمی حرکت کنند.
مزایای حاصل از این روابط از لحاظ اقتصادی میتواند قابل توجه باشد، به ویژه برای شرق ترکیه و غرب ارمنستان. قارص، ایغدیر و استانهای همسایه میتوانند از افزایش تجارت، لجستیک، گردشگری و خدمات بهرهمند شوند. ارمنستان از طریق ترکیه دسترسی آسانتری به بازارهای مدیترانه و اروپا پیدا خواهد کرد. تعامل مجدد بین قارص و گیومری میتواند به تدریج مناطق مرزی پیرامونی را به دروازههایی برای تجارت منطقهای گستردهتر تبدیل کند.
علاوه بر این، عادیسازی روابط، حضور کلی ترکیه را در قفقاز جنوبی گسترش میدهد. آنکارا با آذربایجان اتحاد و با گرجستان مشارکت استراتژیک دارد. روابط با ارمنستان همچنان حلقه مفقوده سیاست منطقهای ترکیه است. چنین گامهایی از سوی ترکیه، به ارمنستان فضای مانور بیشتری در روابطش با روسیه نیز میدهد، نتیجهای که با اهداف منطقهای ترکیه همسو است. عادیسازی روابط با ایروان همچنین میتواند روابط ترکیه با ایالات متحده و اتحادیه اروپا را تقویت کند که آنها احتمالاً چنین اقدامی را در زمانی که آنکارا به دنبال بهبود روابط با آنها است، مطلوب میدانند.
اکنون نمی توان گفت که منطقه قفقاز جنوبی عاری از خطرات است. روند صلح آذربایجان و ارمنستان هنوز باید بهطور کامل نهادینه شود؛ بحثهای مربوط به قانون اساسی در ارمنستان ادامه دارد؛ ترتیبات حملونقل همچنان حساس هستند؛ ایران نگرانیهای جدی در مورد پروژههای اتصال منطقهای دارد و نقش در حال تحول روسیه عدم قطعیت بیشتری ایجاد میکند. واقعیت این است که صلح پایدار در قفقاز جنوبی نمیتواند تنها بر توافقات و بیانیههای دیپلماتیک متکی باشد.
این صلح باید در نهایت در عبور قطارها از مرزها، کامیونهای حامل کالا، گردشگرانی که از کشورهای همسایه بازدید میکنند و جوامعی که پس از دههها جدایی، روابط اقتصادی خود را بازسازی میکنند، نمایان شود. اما این اشکال عملی همکاری به نهادهای سیاسی نیاز دارند که بتوانند آنها را حفظ کنند. بدون اقدام قاطع و موثر، منطقه در معرض خطر فرو رفتن در یک برزخ طولانی مدت نه جنگ، نه صلح قرار میگیرد که چشمانداز ثبات پایدار را تضعیف میکند و در را برای تشدید نظامی در آینده باز میکند.






