مروری بر عملکرد حزب عدالت و توسعه در عرصه سیاست خارجی در 25 سالگی آن
حزب عدالت و توسعه در ۲۵ سال حکمرانی، اگر ترکیه را از یک بازیگر وابسته به غرب به قدرتی منطقهای با شبکه دیپلماتیک گسترده، نقش میانجیگر و رویکرد چندبعدی تبدیل کرد و دستاوردهایی در عرصه سیاست خارجی داشت؛ لیکن تمرکز فزاینده قدرت در نظام ریاستی، شخصیشدن سیاستگذاری خارجی، تضعیف نهادهای دموکراتیک و چالشهایی چون بحران سوریه و خرید اس-۴۰۰، آینده این مسیر را با ابهاماتی جدی روبهرو ساخته است.
تحریریه اندیشکده زاویه: حزب عدالت و توسعه که در ۱۴ اوت ۲۰۰۱ / 23 مرداد 1380 تأسیس شد، در ۲۵ سال گذشته تحولات مهمی در سیاست خارجی ترکیه ایجاد کرده است. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، این دوران را «تحول تاریخی» برای کشور توصیف کرده و بر دستاوردهای این حزب در حوزههای دموکراسی، زیرساخت، دفاع و سیاست خارجی تأکید نموده است. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه نیز ۲۵ سال گذشته را «آغازگر قرن آینده» خوانده و مسیر طیشده را «داستان موفقیتی بزرگ» دانسته است که در آن ترکیه به بازیگری قدرتمند، محترم و تأثیرگذار در منطقه و جهان تبدیل شده است. فارغ از تعابیری که رهبران حزب در مورد کارنامه آن دارند، این یادداشت به مرور عملکرد حزب عدالت و توسعه در عرصه سیاست خارجی در این ربع قرن میپردازد.
مبانی نظری سیاست خارجی
سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه در ابتدا بر اساس اندیشه «عمق استراتژیک» که توسط احمد داوداوغلو، تدوین شد، شکل گرفت. این نظریه بر عمق تاریخی و ژئواستراتژیک ترکیه تأکید داشت و خواهان اصلاح سیاست خارجی نامتوازن پیشین و گسترش نفوذ منطقهای ترکیه بود. در چارچوب این رویکرد، سیاست «تنش صفر با همسایگان» به عنوان اصل راهنما مطرح شد که هدف آن حداکثرسازی همکاریها و مدیریت اختلافات با همسایگان از طریق گفتوگو بود.
با گذشت زمان و تحولات منطقهای، بهویژه پس از انقلابهای عربی و اسلامی، سیاست خارجی ترکیه دستخوش تغییراتی شد و از رویکردی مبتنی بر قدرت نرم به سمت رویکردی جسورانهتر و مستقلتر حرکت کرد. اردوغان امروز سیاست خارجی ترکیه را «چندبعدی» توصیف میکند که بر اساس منافع ملی، دیپلماسی، گفتوگو و مسئولیت انسانی بنا شده است. وی تأکید دارد که ترکیه در نظام بینالمللی چندقطبی امروز به بازیگری تأثیرگذار تبدیل شده است.
مروری بر نتایج کلیدی در عرصه سیاست خارجی
1. گسترش شبکه دیپلماتیک و نفوذ جهانی
یکی از نتایج و برآیندهای ملموس حزب عدالت و توسعه، گسترش چشمگیر شبکه نمایندگیهای دیپلماتیک ترکیه است. تعداد نمایندگیهای فعال دیپلماتیک ترکیه از ۱۶۳ مورد در سال ۲۰۰۲ به ۲۶۴ مورد تا سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. اردوغان ترکیه را متحدی قوی در ناتو، عضوی فعال در گروه ۲۰، عضو پیشرو در سازمان همکاری اسلامی و بازیگری کلیدی در معماری امنیتی اروپا و بازیگری کلیدی در سازمان دولتهای ترک توصیف کرده است.
2. نقش میانجیگری در بحرانهای منطقهای
ترکیه در دوران حزب عدالت و توسعه به مرکزی برای میانجیگری در مسائل مهم منطقه و فرامنطقه تبدیل شده است. از دریای سیاه تا خاورمیانه، از قفقاز تا آفریقا، ترکیه به صلح و ثبات در گستره جغرافیایی وسیعی کمک کرده است. دولت ترکیه دیپلماسی فشردهای برای حل بحرانها، بهویژه برقراری آتشبس در غزه (ولو اینکه اسماً آتشبس است)، به کار گرفته و ۲۴ سفر به ۱۷ کشور انجام داده است.
3. توازنسازی در روابط با قدرتهای بزرگ
حزب عدالت و توسعه با اتخاذ رویکردی متوازن، روابط ترکیه را با قدرتهای بزرگ تنظیم کرده است. اگرچه برخی تحلیلگران چنین توازانی را به خصوص در قبال آمریکا بعضاً دنبالهروی میدانند. ترکیه ضمن حفظ روابط با آمریکا و اتحادیه اروپا، روابط خود با روسیه و کشورهای شرقی را نیز توسعه داده است. این رویکرد «هم شرقی، هم غربی» به ترکیه امکان داده تا در بحرانهای بینالمللی مانند مذاکرات صلح روسیه و اوکراین و بازسازی سوریه نقش کلیدی ایفا کند.
4. حمایت از فلسطین و جهان اسلام
یکی از محورهای ثابت سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه، حمایت از حقوق فلسطینیان و دفاع از مظلومان در محافل بینالمللی بوده است. اردوغان فارغ از انتقاداتی که به عملکرد او در مسأله فلسطین وارد است، ولی در ظاهر بارها بر حمایت ترکیه از ثبات در سوریه، غزه و لبنان تأکید کرده است. فلسطین به نمادی مرکزی برای معرفی ترکیه به عنوان «صلحسازی در حاشیه نظام بینالملل» تبدیل شده است.
5. تحول از گیرنده به دهنده کمکهای توسعهای
از سال ۲۰۰۲، ترکیه از یک کشور دریافتکننده کمکهای توسعهای به یک کشور اهداکننده خالص تبدیل شده است و به یکی از اعضای مهم گروه اهداکنندگان نوظهور بدل گشته است. این تحول نشاندهنده ارتقای جایگاه ترکیه و تعهد آن به مسئولیتهای جهانی است.
6. نقد نظم بینالمللی موجود
اردوغان با شعار «جهان بزرگتر از پنج کشور است» (جهان بزرگتر از پنج است)، خواستار اصلاح شورای امنیت سازمان ملل و ایجاد نظام بینالمللی عادلانهتر شده است. این رویکرد، ترکیه را به صدایی برای کشورهای در حال توسعه در نقد ساختارهای قدرت جهانی تبدیل کرده است.
چالشها و فرازونشیبها
با وجود نتایج و دستاوردهای یادشده، سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه با چالشهایی نیز مواجه بوده است. سیاست «تنش صفر با همسایگان» در عمل با مشکلاتی روبرو شد و چنان که در مقاطعی به خصوص دگرگونی ناگهانی رویکرد ترکیه از دوست به دشمن در قبال سوریه، برخی تحلیلگران آن را به «هیچ دوستی با همسایگان» تعبیر کردند. بحران سوریه، تنشها با یونان در دریای مدیترانه و اختلافات با کشورهای عربی منطقه، از جمله آزمونهای دشواری بودند که سیاست خارجی ترکیه را به چالش کشیدند.
همچنین، سیاست خارجی ترکیه در دوران حزب عدالت و توسعه دستخوش تحولاتی از کثرتگرایی دموکراتیک به سمت رویکردی ملیگرایانه و مستقلتر شده است. برخی ناظران بینالمللی این تغییرات را نشانهای از «اقتدارگرایی» در سیاست خارجی توصیف کردهاند. با این حال، به نظر میرسد دولت ترکیه در سالهای اخیر به سمت «عادیسازی» در سیاست خارجی و تلاش برای ادغام در بلوکهای منطقهای و بینالمللی حرکت کرده است.
جمعبندی
نگاهی به ۲۵ سال سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه نشان میدهد که ترکیه از یک کشور با سیاست خارجی وابسته به غرب، به بازیگری نسبتاً مستقل، چندبعدی و تأثیرگذار در منطقه تبدیل شده است. این تحول بر پایه نظریه «عمق استراتژیک» آغاز شد و با رویکردی عملگرایانه و مبتنی بر منافع ملی ادامه یافت. ترکیه امروز در عین حال که متحدی قوی برای ناتو و شریکی برای اتحادیه اروپا محسوب میشود، روابط خود را با جهان اسلام، کشورهای حوزه دریای سیاه، قفقاز، آفریقا و آسیا نیز گسترش داده است.
هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، اشاره کرده است که حمایت مردمی از طریق انتخابات، بستر لازم برای اتخاذ گامهای بلندمدت، راهبردی و جسورانه در سیاست خارجی را فراهم کرده است. با ورود به دومین ربع قرن، ترکیه تحت رهبری حزب عدالت و توسعه، مسیر خود را برای تبدیل شدن به کشوری قویتر در سطح جهانی ادامه میدهد. چالش پیشِ رو، حفظ توازن میان استقلال راهبردی و همکاری با شرکای سنتی، و نیز تبدیل دستاوردهای دیپلماتیک به ثبات و رفاه پایدار برای مردم ترکیه است.






