پیمان نظامی مکه امضا شد؛ ائتلافی جدید در قلب غرب آسیا
پیمان نظامی مکه نتیجه منطقی بحرانهای سه سال اخیر است. جنگ تمام عیار ماههای اخیر علیه ایران و جبهه مقاومت، حس فوریت عجیبی را در میان کشورهای خلیجفارس ایجاد کرده است. دیدگاه سنتی مبنی بر تکیه بر ایالات متحده به عنوان «ضامن امنیت»، جای خود را به رویکرد «راهحلهای منطقهای برای مشکلات منطقهای» داده است. بورجو اوزچلیک، عضو ارشد اندیشکده «موسسه خدمات متحد سلطنتی» در لندن، این تحول را در راستای تمایل واشنگتن برای «تقسیم بار امنیتی» میداند، اما در عین حال تصریح میکند که این پیمان عملاً نشاندهنده بلوغ راهبردی کشورهای مسلمان منطقه است.
اندیشکده زاویه – گزارش اختصاصی: در تحولی مهم، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روز جمعه در مکه مکرمه یک پیمان دفاعی سهجانبه امضا کردند. این توافق که در پی تشدید تنشهای منطقهای و در سایه جنگ گسترده میان ایران و اسرائیل منعقد شده، نشاندهنده تلاشی هماهنگ برای ایجاد یک «معماری امنیتی جدید» بدون وابستگی مطلق به قدرتهای فرامنطقهای است.
بازتعریف بازدارندگی در غیاب واشنگتن
مراسم امضای این توافق با حضور محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان برگزار شد. حضور فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان در این نشست، نشاندهنده جدیت و بُعد نظامی این توافق است.
تحلیلگران بر این باورند که محرک اصلی این اتحاد، فرسایش بازدارندگی ایالات متحده در منطقه است. علی شهابی، مفسر سیاسی نزدیک به دربار سلطنتی عربستان، در اینباره میگوید: «این پیمان نظامی، بازتابی از این شناخت واقعگرایانه است که بازدارندگی آمریکا به طور قابلتوجهی تضعیف شده و تهدیدات فزاینده منطقهای، باید مستقیماً توسط قدرتهای محلی مدیریت و خنثی شود.»
محورهای کلیدی توافق: امنیت جمعی
بیانیه وزارت امور خارجه پاکستان بر «تعهد سه کشور به تقویت امنیت جمعی و ارتقای صلح و ثبات منطقهای» تأکید کرده است. هسته اصلی این توافق که مشابه پیمان پیشین ریاض و اسلامآباد در سپتامبر گذشته است، اصل «دفاع متقابل» است؛ بدین معنا که هرگونه حمله مسلحانه علیه یکی از این سه کشور، حملهای علیه تمام اعضا تلقی شده و واکنش جمعی را به همراه خواهد داشت.
این ائتلاف در حالی شکل میگیرد که ریاض در پاسخ به محاصره یمن، با تهدیدهای چندلایه انصارالله یمن مواجه است. حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای انرژی عربستان و ناامنی در مسیرهای کشتیرانی دریای سرخ (تنگه بابالمندب)، ریاض را به سمت گسترش چتر دفاعی خود سوق داده است. پیشتر در ماه آوریل، پاکستان یک اسکادران جنگنده و سامانه دفاع هوایی HQ-9 ساخت چین را در پایگاههای عربستان مستقر کرده بود؛ اقدامی که اکنون با الحاق ترکیه و توانمندیهای دریایی و پهپادی آنکارا، ابعاد گستردهتری به خود گرفته است.
پیوند دلارهای نفتی با توان نظامی
آنکارا که پیشتر روابط دفاعی نزدیکی با پاکستان (بهویژه در حوزه پهپاد) داشته، اکنون با امضای قراردادهای کلان با شرکت دفاعی «بایکار» برای فروش و آموزش در عربستان، جایگاه خود را به عنوان تأمینکننده اصلی تسلیحات در خلیجفارس تثبیت کرده است.
یک منبع آگاه در گفتگو با خبرگزاریها تأکید کرد: «این پیمان، مقدمهای برای اقدامات نظامی قاطعتر علیه شورشیان حوثی است. ترکیه از توانمندیهای دریایی قابلتوجهی برخوردار است و انتظار میرود در کنار پاکستان، نقش فعالتری در امنیت دریایی منطقه ایفا کند.» با این حال، مقامات ترکیهای برای کاهش حساسیتها، بر «ماهیت کاملاً دفاعی» این پیمان تأکید کرده و اظهار داشتهاند که این اتحاد به روی سایر کشورهای منطقه باز است و علیه هیچ بازیگر خاصی جهتگیری نشده است.
تغییر نظم منطقهای؛ عبور از تکیه بر غرب
این ائتلاف نتیجه منطقی بحرانهای سه سال اخیر است. جنگ تمام عیار ماههای اخیر علیه ایران و جبهه مقاومت، حس فوریت عجیبی را در میان کشورهای خلیجفارس ایجاد کرده است. دیدگاه سنتی مبنی بر تکیه بر ایالات متحده به عنوان «ضامن امنیت»، جای خود را به رویکرد «راهحلهای منطقهای برای مشکلات منطقهای» داده است.
بورجو اوزچلیک، عضو ارشد اندیشکده «موسسه خدمات متحد سلطنتی» در لندن، این تحول را در راستای تمایل واشنگتن برای «تقسیم بار امنیتی» میداند، اما در عین حال تصریح میکند که این پیمان عملاً نشاندهنده بلوغ راهبردی کشورهای مسلمان منطقه است.
تهدیدات پیش رو و آزمون نهایی
فوریت این توافق با تشدید دوباره حملات انصارالله علیه عربستان در ماه گذشته دوچندان شد. گزارشهای اخیر حاکی از کشته و زخمی شدن دهها نفر در نجران و هشدارهای مقامات عربستانی مبنی بر «اطلاعات موثق از آمادگی انصارالله برای حمله به پادشاهی» است.
در حالی که یاسمین فاروق از «گروه بحران» معتقد است که این اتحاد پتانسیل تغییر تدریجی نظم منطقهای را دارد، اما چالش اصلی این پیمان هنوز در پیش است: آیا این «معماری امنیتی جدید» قادر خواهد بود در برابر تنشهای کنترلناپذیر و درگیریهای نیابتی در غرب آسیا، به یک بازدارندگی پایدار دست یابد؟ پاسخ به این پرسش، نه در کلمات متن توافق، بلکه در میدانهای نبرد و توانایی این سه قدرت برای هماهنگی عملیاتی در بحرانهای واقعی مشخص خواهد شد.
این ائتلاف اکنون در نقطه عطفی ایستاده است؛ نقطهای که در آن، ریاض، آنکارا و اسلامآباد تلاش میکنند تا با ترکیب منابع مالی، تجربه نظامی و فناوریهای دفاعی خود، سرنوشت امنیت منطقه را در دست بگیرند.






