فرصتها و گسلهای راهبردی قفقاز جنوبی در میدان تازه قدرت
با نگاهی به افق پیشروی قفقاز جنوبی، میتوان گفت که قفقاز جنوبی در آستانه دورهای از تحولات ژئوپلیتیکی عمیق قرار دارد. علاقه روزافزون بینالمللی به این منطقه، که ناشی از اهمیت روزافزون آن در معماری حملونقل، انرژی و اقتصاد جهانی است، هم فرصتهای بیسابقهای برای توسعه ایجاد کرده و هم فشارهای رقابتی را تشدید میسازد. در کوتاهمدت، منافع اقتصادی و استراتژیک قدرتهای بزرگ خود بهعنوان بازدارندهای قدرتمند در برابر بیثباتسازی یا بروز درگیری نظامی جدید عمل خواهد کرد.
میثم فتاحیان – پژوهشگر مطالعات کریدورها
اندیشکده زاویه: طی چند سال اخیر، منطقه قفقاز جنوبی دستخوش تحولی بنیادین در ماهیت رقابتهای قدرتهای بزرگ و نیز معادلات درونی خود شده است. اگر زمانی این منطقه بیشتر با مناقشات ارضی حلنشده و رقابتهای نظامی-سیاسی تعریف میشد، امروز قفقاز جنوبی به عرصهای برای رقابت بر سر کریدورهای ترانزیتی، جریانهای انرژی، و دسترسی به کانیهای استراتژیک تبدیل شده است. این تغییر پارادایم، که میتوان آن را گذار از ژئوپلیتیک به ژئواکونومیک نامید، نهتنها موازنه نفوذ قدرتهای فرامنطقهای را دگرگون ساخته، بلکه کشورهای منطقه را با آزمونی دشوار در مدیریت سیاست خارجی، ثبات داخلی و بهرهبرداری از فرصتهای نوین روبهرو کرده است.
بحران مشروعیت و سیاست خارجی در گرجستان؛ حلقه مفقوده اعتماد
گرجستان، بهعنوان یکی از سه کشور قفقاز جنوبی، درگیر عمیقترین بحران سیاسی دهه اخیر خود است. قطببندی داخلی به اوج خود رسیده و اقدامات دولت در هجده ماه گذشته، بهویژه در حوزه حقوقی و دموکراتیک، انتقادات گستردهای را از سوی ناظران داخلی و شرکای غربی برانگیخته است. در این میان، آنچه بیش از هر عامل دیگری بحران را تعمیق بخشیده، شکاف عمیق میان وعدههای سیاسی و واقعیت ملموس زندگی شهروندان است. افزایش فشارهای اقتصادی، رشد قیمتها و تنشهای اجتماعی، اعتماد عمومی به حزب حاکم را به پایینترین سطح ممکن رسانده؛ اما ضعف ساختاری اپوزیسیون و فقدان جایگزینی منسجم، تاکنون مانع از تغییر جدی در معادلات قدرت شده است.
در سطح روابط خارجی، سقوط روابط تفلیس-واشنگتن به پایینترین سطح تاریخی، یکی از مهمترین دستاوردهای منفی سیاستگذاری سالهای اخیر گرجستان محسوب میشود. شراکت استراتژیک دیرینه با آمریکا که بر پایه اعتماد متقابل و ارزشهای مشترک دموکراتیک استوار بود، در نتیجه سیاستهای یکجانبه دولت فعلی به شدت آسیب دیده است. اگرچه مقامات تفلیس همچنان از تمایل خود برای احیای گفتگو سخن میگویند، اما تا زمانی که گامهای عملی در جهت آزادی زندانیان سیاسی، لغو قوانین مغایر با موازین دموکراتیک، و بازگشت به مسیر اصلاحات ساختاری برداشته نشود، هرگونه بهبودی سطحی و گذرا خواهد بود. در این میان، طرح سیاست خارجی چندوجهی مشابه آذربایجان –که امکان تعامل همزمان با غرب و سایر مراکز قدرت را فراهم میآورد– در شرایط کنونی گرجستان با موانع جدی روبهرو است؛ چراکه اولویت غربیگرایی همچنان در افکار عمومی و ساختار نهادی این کشور ریشه دوانده و هرگونه انحراف آشکار از آن، با واکنش سنگین اجتماعی مواجه خواهد شد.
معماری امنیتی در حال تحول و کاهش نقش منطقهای گرجستان
تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین، نقطه عطفی در بازآرایی موازنه قدرت در حوضه وسیعتر دریای سیاه و قفقاز جنوبی بود. این رویداد نهتنها تواناییهای نظامی و سیاسی مسکو را در منطقه تضعیف کرد، بلکه پنجرهای از فرصت را برای کشورهایی مانند ارمنستان گشود تا با بازنگری در وابستگیهای سنتی خود، به سمت غرب حرکت کنند. در مقابل، روند عادیسازی روابط میان آذربایجان و ارمنستان، که با میانجیگری و فشار بینالمللی شتاب گرفته، به یکی از محورهای اصلی ثباتآفرینی در قفقاز جنوبی بدل شده است. با این حال، در این پویایی جدید، نقش منطقهای گرجستان به طرز محسوسی کاهش یافته است. کشوری که تنها چند سال پیش در برخی از ابعاد گفتوگوهای باکو-ایروان نقش میانجی ایفا میکرد، امروز با پرسشهای جدی درباره اثربخشی خود به عنوان یک بازیگر مستقل در منطقه مواجه است. این افول، تا حد زیادی نتیجه سیاست خارجی انزواطلبانه و واگرایانه تفلیس ارزیابی میشود که عملاً جایگاه این کشور را در معادلات منطقهای تضعیف کرده است.
رقابت کریدورها؛ از کریدور میانی تا ابتکار تریپ
یکی از مهمترین جلوههای تغییر ماهیت رقابت در قفقاز جنوبی، پدیدهای است که میتوان از آن به «نبرد کریدورها» تعبیر کرد. منطقه قفقاز جنوبی به یک میدان کلیدی برای رقابت بر سر مسیرهای حملونقل و لجستیک تبدیل شده است که فراتر از پروژههای زیرساختی صرف، الگویی جدید از رقابت ژئواکونومیک را ترسیم میکنند. در حال حاضر، کریدور میانی (مسیر ترانزیتی اروپا-قفقاز-آسیا) که از طریق خاک کشورهای منطقه عبور میکند، توسعهیافتهترین و عملیاتیترین مسیر موجود است که ارزش راهبردی خود را اثبات کرده و همچنان مورد توجه بینالمللی قرار دارد. در مقابل، ابتکار تریپ که با سرمایهگذاری و حمایت آمریکا و با هدف ایجاد تنوع در مسیرهای ترانزیتی شکل گرفته، در بلندمدت پتانسیل تبدیل شدن به رقیبی جدی برای کریدور میانی را دارد. اما نباید این دو ابتکار را صرفاً در تقابل با یکدیگر تعریف کرد؛ بلکه در صورت توسعه هماهنگ، آنها پتانسیل مکملسازی و افزایش تابآوری کل سیستم لجستیک منطقهای را دارند. وجود چندین مسیر جایگزین نهتنها قابلیت اطمینان زنجیرههای تأمین جهانی را ارتقا میدهد، بلکه جایگاه استراتژیک قفقاز جنوبی را در تجارت جهانی بیش از پیش مستحکم میسازد.
بازیگران فرامنطقهای؛ از کاهش نفوذ روسیه تا حضور محتاطانه چین
تحلیل موازنه نفوذ قدرتهای بزرگ در قفقاز جنوبی، تصویری چندلایه و متناقض ارائه میدهد. بهطور کلی، نفوذ روسیه در سراسر منطقه بهویژه در ارمنستان و آذربایجان به میزان قابلتوجهی کاهش یافته است. مسکو دیگر از همان ابزارهای فشار سیاسی و امنیتی که تا پیش از جنگ اوکراین در اختیار داشت، برخوردار نیست و کشورهای منطقه بهتدریج در حال بازتعریف روابط خود با روسیه در قالبی مبتنی بر منافع متقابل اقتصادی بهجای وابستگی امنیتی هستند. با این حال، گرجستان در این میان استثنایی قابلتأمل است. سیاست خارجی دولت فعلی تفلیس که به انزوای نسبی از غرب انجامیده، بهطور متناقضی زمینه را برای افزایش نفوذ روسیه در این کشور فراهم کرده است. افزایش مهاجرت شهروندان روسی، رشد کسبوکارهای وابسته به مسکو، و ملایمت لحن مقامات گرجستانی نسبت به کرملین، همگی نشانههایی از حفظ جایگاه قابلتوجه روسیه در معادلات داخلی گرجستان هستند.
در سوی دیگر، ایالات متحده رویکردی عملگرایانه و معاملهگرایانهتر نسبت به قفقاز جنوبی در پیش گرفته است که در آن همکاری اقتصادی، توسعه زیرساختها، و سرمایهگذاری در کانیهای استراتژیک، بر مفاهیم سنتی امنیتی اولویت یافته است. این تغییر رویکرد در تفاهمنامه اخیر آمریکا با ارمنستان و حمایت مالی از ابتکار تریپ به خوبی مشهود است. در مقابل، حضور چین در منطقه باوجود ابراز علاقه گسترده، همچنان با ابهامات جدی مواجه است. پروژه کلیدی بندر آبهای عمیق آناکلیا در گرجستان که بهعنوان یکی از محورهای همکاری بالقوه با پکن مطرح بود، تاکنون به نتیجه قطعی نرسیده و مشخص نیست که چین تا چه حد حاضر است در زیرساختهای راهبردی این منطقه سرمایهگذاری کند.
ارمنستان در مسیر غرب؛ گسست تدریجی از وابستگیهای سنتی
سیاست خارجی ارمنستان در سالهای اخیر دستخوش تحولی آرام اما پیوسته به سمت غرب شده است. ایروان با حفظ روابط کاری خود با روسیه، بهطور سیستماتیک وابستگیهای امنیتی و نظامی-فنی خود به مسکو را کاهش داده است. این تغییر راهبردی، بیش از هر عامل دیگر، نتیجه تجربهاندوزی ارمنستان از رفتار روسیه در مناقشه قرهباغ و درک آن از غیرقابلاعتماد بودن متحد سنتی خود است. آینده این مسیر تا حد زیادی به پویاییهای سیاست داخلی ارمنستان وجهتگیری که رهبری این کشور در پیش میگیرد بستگی خواهد داشت؛ اما آنچه مسلم است، تداوم روند عادیسازی روابط با جمهوری آذربایجان بهعنوان یکی از ارکان حیاتی ثبات منطقهای باقی خواهد ماند. هرگونه اختلال در این روند، فارغ از منشأ آن، میتواند کل معماری امنیتی قفقاز جنوبی را تحت تأثیر قرار دهد.
چشمانداز آینده
با نگاهی به افق پیشروی قفقاز جنوبی، میتوان گفت که این منطقه در آستانه دورهای از تحولات ژئوپلیتیکی عمیق قرار دارد. علاقه روزافزون بینالمللی به این منطقه، که ناشی از اهمیت روزافزون آن در معماری حملونقل، انرژی، و اقتصاد جهانی است، هم فرصتهای بیسابقهای برای توسعه ایجاد کرده و هم فشارهای رقابتی را تشدید میسازد. در کوتاهمدت، منافع اقتصادی و استراتژیک قدرتهای بزرگ خود بهعنوان بازدارندهای قدرتمند در برابر بیثباتسازی یا بروز درگیری نظامی جدید عمل خواهد کرد. با این حال، تابآوری بلندمدت منطقه به میزان بسیار بیشتری به عملکرد خود کشورهای قفقاز جنوبی وابسته است؛ به توانایی آنها در مدیریت اختلافات از طریق گفتوگو، حفظ ثبات سیاسی و پیشبینیپذیری داخلی، و بهرهبرداری عملگرایانه از کریدورهای نوظهور و فرصتهای سرمایهگذاری. اگر این شرایط محقق شود، قفقاز جنوبی نهتنها میتواند جایگاه خود را بهعنوان یکی از قطبهای کلیدی اتصالدهنده اروپا و آسیا تثبیت کند، بلکه به الگویی موفق از همزیستی رقابت و همکاری در فضای ژئواکونومیک جدید بدل خواهد شد.






